جام مي‌گيرد، اين نوع اعمال را «عبادت» مي‌نامند. مانند: ركوع، سجده، ايستادن با خشوع و فروتني و گذاشتن دست راست بر روي دست چپ(1) و اينكه فرد بنام كسي كه او را صالح و بزرگ مي‌پندارد، انفاق كند و بخاطر او روزه بگيرد و از سرزمينهاي دور به قصد زيارت خانه‌اش اسباب سفر بر بندد، چنانچه هر كسي او را ببيند گمان كند كه او به عنوان به جاي آورنده‌ي حج و زائر قصد خانه‌ي خدا كرده است و در مسير راه با نام فرد مورد نظر لبيك گويان حركت كند و از اعمالي از قبيل همبستري و به زبان آوردن كلمات زشت و گناه و شكار حيوانات و ..‌. پرهيز كند و با اين آداب و قيد و بندها، خانه‌اش را طواف كند؛ برايش سجده بجاي آورد، قرباني با خودش ببرد و در آنجا نذرها كند، آن خانه را همچون كعبه بپوشاند و رو به آستانه‌اش بايستد و دعا و استغاثه كند و درخواست برآورده شدن نيازهاي دنيوي و اُخروي و رسيدن به آرزوها را بكند، سنگها وديوارهاي زيارتگاه  را ببوسد و خودش را به آن بچسباند، پرده‌هايش را بگيرد و چراغ و شمع در اطراف آن به هدف بزرگداشت و عبادت روشن كند و خودش را به اين گونه اعمال در آنجا سرگرم  نمايد و تمام كارهايي را كه خدمتكاران از قبيل جارو زدن و روشن كردن چراغها، انجام مي‌دهند براي او انجام دهد و آنجا را فرش كند و آب چاه را به قصد تبرك بنوشد و با آن غسل نمايد و آن را در ميان مردم تقسيم كند و براي كساني كه به آنجا نيامده‌اند هم ببرد و هنگام خروج از آن به پشت برگردد بگونه‌اي كه پشت آن به طرف خانه قرار نگيرد و چنان با نهايت احترام و ادب رفتار كند كه شكارش را نكشد، درختان و گياهان آن را از بين نبرد، و در محدوده‌ي آن اجازه ندهد حيوانات بچرند! تمام اينها اعمالي هستند كه پروردگار جهانيان آنها را مختص خود دانسته و به بندگانش آموزش داده كه اينها را فقط براي او انجام دهند. و هر كس چنين اعمالي را براي مرشد ـ شيخ طريقه‌اش ـ يا پيامبري، جني يا قبري چه حقيقي وجه جعلي و يا  بت و مجسمه‌اي و يا محل عبادتي كه يكي از نيكان در آن عبادت و ذكر كرده و رياضت مي‌كشيده، و خانه و يا نشانه‌اي از آثار بجاي مانده‌ي يكي از صالحان كه به آن تبرك مي‌جويند و يا علامتي باشد كه با آن شناخته مي‌شود، انجام دهد شرك ورزيده و نيز اگر به تابوتي سجده و ركوع كند و بنام يكي از نيكان روزه بگيرد(2). و با تواضع و فروتني در مقابلش دست بسته بايستد، يا حيواني براي آن قرباني نمايد و به قصد يكي از زيارتگاهها و مقبرها اسباب سفر ببندد و اينكه به هدف بزرگداشت و عبادت در آن  چراغ روشن كند و آن را همانند كعبه با پارچه‌اي مخصوص بپوشاند و يا بر ضريح آن پارچه‌اي بگذارد و پرچم  و چوبي بنام او بلند كند و چون بخواهد از آن جا بر گردد رو به قبر و به پشت برگردد و يا همانند خدمتكاران كه با  بادبزن از چهره‌ي سرورانشان مگس را دور مي‌كنند، مگسها را از قبرش دور كند و برايش خيمه‌ برپا نمايد. يا رو به آستانه‌اش با فروتني دست بسته بايستد، و براي ضريح آن نگهبانها و خدمه استخدام كند و با درختان و گياهان اطرافش مقدس مابانه بر خورد كند و با كَنْدن و بي احترامي نسبت به آنها بر خورد نكند، بدون ترديد مرتكب شرك شده است، فرقي ندارد كه معتقد باشد اينها شايسته‌ي بزرگداشت و تعظيم هستند و اعتقاد داشته باشد كه خداوند از تعظيم اينها خشنود مي‌شود و به بركت اين عمل مشكلاتشان را بر طرف مي‌كند. اين نوع شرك را شرك در عبادت مي‌نامند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ابوالحسن ندوي مترجم مي‌گويد: مانند اينكه بردگان در مجلس پادشاهان در كشورهاي عجمي (غير عرب) مي‌ايستند.
مؤلف مي‌گويد: از همين قبيل است كه بسياري از قبر پرستان نادان را مشاهده مي‌كنيم كه در مسجد النبي دست راست را روي دست چپ مي‌گذارند و با نهايت خشوع و فروتني رو به قبر پيامبر مي‌ايستند و خشوعشان در چنين حالتي بيشتر از خشوعشان در نماز براي خداوند است.
2) ابوالحسن ندوي مي‌نويسد: چنان به نظر مي‌رسد كه بدعت روزه‌ي بنام نيكان در عصر كهن در هند بوجود آمده و بسي اوقات بنام شخصيتهاي خيالي روزه مي‌گرفتند كه اصلاً وجود خارجي نداشتند و اين روزه در نيت و افطار احكام مخصوص دارد و در روزهاي محدودي انجام مي‌شود و با اين روزه از افرادي كه بنامشان روزه مي‌گيرند. درخواست كمك و برآورده نمودن نيازهايشان را مي‌كنند. شيخ احمد بن عبدالاحد سرهندي (م.1034) طي نامه‌اي به يكي از خانمهايي كه از ايشان پيروي مي‌كرده، اين نوع روزه را تقبيح كرده و آن را شرك در عبادت بحساب‌ آورده است. (نامه‌ي شماره‌ي 3/41)چهارم: خداوند راه راست و حق را در كتابش به بندگان معرفي كرده و بوسيله‌ي آن آنها آموزش داده و بر حيات دنيويشان بركت نازل نموده، تا بوسيله‌‌ي آن خواسته‌هايشان بر آورده شود؛ از جمله در نذر كردن براي خداوند در هنگام سختي و نزول بلاها و بفرياد خواستن خداوند در مشقتها و مشكلات، آغاز كردن هر كاري با نام او، ذبح كردن حيواني جهت شكر و سپاسگزاري از خداوند در هنگامي كه  به انسان فرزندي عطا مي‌كند و انتخاب اسمهايي براي فرزندان كه توحيد و عبوديت «الله» در آنها جلوه‌گر باشد؛ مانند: عبدالله، عبدالرحمن، هبه الله، جادالمولي، عطاء الله، أمه الله و عطيه الرحمن.(1) اينها نشانه‌هايي از عبوديت و بندگي خداوند است.
اختصاص دادن قسمتي از درآمد كشاورزي و محصول باغها و نذر كردن قسمتي از اموال و حيوانات براي خدا و بردن قرباني و نشان نمودن آن به خانه‌ي خداوند-كعبه-و اطاعت از دستورات خداوند و پرهيز  از منهيات در خوردن، نوشيدن، پوشش و داشتن باور قطعي به اين كه هر خير و شر، گرسنگي، ارزاني، گراني، سلامتي، بيماري، پير.زي و شكست، نيكبختي و بدبختي، بهرمندي غم و شادي كه مي‌رسد همه بدست خداوند است. و لازم است هر كاري ‌مي‌خواهد انجام دهد به مشيت و خواست خداوند مقيدكند و بگويد فلان كار را «انشاء الله» خواهم نمود، و تعظيم و بزرگداشت نام خدا بگونه‌اي كه در آن قدرت خداوند و عجز بنده ‌نمايان باشد. بعنوان مثال بگويد: ربي، سيدي، خالقي و هر گاه بخواهد قسم بخورد فقط بنام او قسم بخورد و ديگر نشانه‌هاي تعظيم؛ همه را فقط مختص الله بداند. 
هر كس اعمال مذكور را براي پيامبران، شهدا، ديوها و جنيات انجام دهد؛ بطور مثال در هنگام گرفتاريها و مشكلات برايشان نذر كند و يا در هنگام بيماري و تب آنها را با نامهاي‌شان صدا زند و يا كارهايشان را بنام آن شروع كند و هرگاه فرزندي به او عطاء شد براي آنان نذرها كند و يا فرزندانش را به نامهايي چون؛ عبدالنبي، امام بخش، پيربخش نامگذاري كند و قسمتي از سبزيجات و ميوه‌هايش را به آنها اختصاص دهد و از محصولاتي كه از زمين بدست مي‌آيد، براي دستيابي به اغراض خويش به آنها پيش‌كش كند.
و يا از اموال و حيواناتش به غير خدا اختصاص دهد و آن را مقدس بداند، و جهت احترام و بزرگداشت آن را نزند و از هيچ علف و كاه منع نكند و 