ست خورده‌
سعد گروهی را به فرماندهی قعقاع و شرحبیل جهت تعقیب فراریان و سرکوب آنان به‌ طرف راست و چپ گسیل داد و زهره بن حویه را با دسته‌ای جهت تعقیب آن دسته از نیروها و فرماندهان ایران فرستاد که از نهر عبور کرده بودند. گفتنی است که‌ مشرکین بعد از عبور پل روی نهر را ویران کردند تا مسلمانان نتوانند آن‌ها را تعقیب کنند، اما زهره‌ به‌ همراه سیصد اسب‌سوار توانستند با استفاده‌ از اسبهایشان به‌ دریا زنند و بقیه‌ را دستور داد که‌ از پل عبور کنند که‌ کمی دورتر به‌ نظر می‌رسید، سپس به فراریان رسیدند و یکی از فرماندهان بزرگ، به نام جالینوس که‌ همراه آنان بود برای جنگ‌‌طلبی زهره‌ پایین آمد، اما زهره‌ او را از پای درآوردند و بقیه فراریان را نیز از دم تیغ گذراندند، سپس برای مغرب به‌ میان مسلمانان در قادسیه‌ برگشتند.

س ـ مژده‌ی پیروزی به عمربن خطاب(رض)
فرمانده‌ی سپاه اسلام (سعد) طی نامه‌ای به دست سعد بن عملیه فزاری خبر پیروزی سپاه خود را به عمربن خطاب فرستاد. در نامه‌ی سعد چنین آمده بود: خداوند ما را پس از جنگی سخت و طولانی برابر ایرانیان پیروز گردانید و به آن‌ها طعم تلخ شکست را چشانید. مسلمانان در این نبرد با دشمنی مجهز و بی‌سابقه روبرو شدند، اما تجهیزات و امکاناتشان به آن‌ها سودی نبخشید، بلکه به دست مسلمانان افتاد و سربازان سپاه اسلام به تعقیب و سرکوب آنان در اطراف شهر و در دره‌ها و جنگل‌ها پرداختند و از مسلمانان سعد بن عبید قاری و فلانی و .... و مردانی که ما آن‌ها را نمی‌شناسیم ولی خدا آن‌ها را می‌شناسد، به شهادت رسیدند. آن‌ها شب هنگام بسان زمزمه‌ی زنبور عسل قرآن زمزمه می‌کردند و روزها همچون شیر مردان، می‌جنگیدند. البته کسانی که زنده مانده‌اند، کمتر از آن‌ها نبودند ولی آن‌ها با شهید شدن بر این‌ها فایق آمدند و برای این‌ها شهادت مقدر نشده بود.(7)  
این نامه در برگیرنده‌ی نکات زیر است: 
ـ توحید و عظمت خدا در قلب سعد که این پیروزی بزرگ را به خود و یارانش نسبت نداد، بلکه علی رغم جهادی خودباخته‌ و جانفشانی‌های پی‌درپی، آن‌را نتیجه‌ی لطف الهی قلمداد کرد.
ـ دشمن با آن که از توان نظامی بالایی برخوردار بود، ولی خداوند آن‌ها را از استفاده از امکاناتشان محروم ساخت و آن‌چه‌ تدارک دیده بودند به دست مسلمانان سپرد، پس بشر واسطه‌ای بیش نیست و نفع و ضرر فقط به دست خداست. این بود فهم و برداشت سعد از توحید که آن‌را به کمک سپاهیان خود محقق ساخت. 
ـ سعد به توصیف همراهان خود از صحابه و تابعین را که در عبادت و شجاعت فوق العاده بودند، پرداخت و نوشت که آن‌ها شب هنگام قرآن تلاوت می‌کردند و روزها سوار بر اسب در میدان جهاد، حماسه می‌آفریدند.(8) 
از آن‌سو عمر(رض) هر روز صبح زود تا سپری شدن نیمی‌ از روز، بیرون شهر مدینه چشم به راه کسی بود که از قادسیه خبری بیاورد و چون بشیر از راه رسید، عمر(رض) دوان دوان به پیشواز او رفت و پرسید از کجا می‌آیی؟ بشیر گفت از قادسیه. عمر(رض) گفت: چه خبر داری؟ پاسخ داد که خدا دشمن را شکست داد. بشیر که عمر(رض) را نمی‌شناخت در حالی که سوار بر مرکب خویش بود، همچنان به راهش ادامه داد و عمر(رض) دوان دوان پشت سرش از او جویای حال سپاه اسلام بود. تا این که وارد شهر مدینه شد و متوجه مردم گردید که می‌گفتند: سلام خدا بر امیرالمؤمنین، بشیر نگران شد و گفت: چرا خودت را معرفی نکردی ؟ عمر(رض) گفت برادرم ! اشکالی ندارد.(9) 
این جریان در برگیرنده‌ی نکاتی است مانند: 
ـ اهمیت دادن عمربن خطاب به این قضیه تا جایی که هر روز شخصاً بیرون شهر می‌رفت و چشم به راه کسی می‌ماند تا او را در جریان روند جنگ قادسیه و یا نتیجه آن بگذارد. در حالی که می‌توانست کسی دیگر را به این مأموریت بگمارد، این اوج احساس مسئوليت و امانت داری را می‌رساند.
ـ تواضع و خاکی بودن عمربن خطاب که پای پیاده، دوان دوان پشت سر مرد سوار حرکت می‌کند و از او جویای احوال سپاه اسلام می‌شود و آن مرد با بی اعتنایی به او راهش را ادامه می‌دهد تا اخبار دست اول را به سمع امیرالمؤمنین برساند، غافل از این که امیرالمؤمنین در کنار اوست. تا این که به شهر می‌رسد و ایشان را می‌شناسد. به حق که این نمونه‌ی والایی از اخلاق اسلامی‌ است که باید مسلمانان با داشتن آن به خود ببالند و آن‌را دلیل حقانیت و عظمت دینی بدانند که در دامن آن مردانی همچون عمر(رض) پرورش می‌یابند که در عدالت، بزرگواری، قدرت عمل و تواضع یگانه‌ی روزگار هستند.(10) 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (4/387)
2) التاريخ الإسلامي (10/476).
3) تاريخ الطبري (4/388).
4) التاریخ الاسلامی (10/479)
5) تاريخ الطبري (4/388).
6) تاریخ الطبری(4/388)
7) تاريخ الطبري (4/408).
8) التاريخ الإسلامي (10/481).
9) تاريخ الطبري (4/408).
10) التاريخ الإسلامي (10/488).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:385.txt">1- تاریخ وقوع معرکه و اثر آن در فرایند فتوحات</a><a class="text" href="w:text:386.txt">2- خطبه‌ی عمربن خطاب پس از فتح قادسیه</a><a class="text" href="w:text:387.txt">3- مسلمانان به تعهدات خویش پایبند می‌مانند</a><a class="text" href="w:text:388.txt">4- عمر(رض)خمس غنایم قادسیه را به جنگجویان بر گرداند</a><a class="text" href="w:text:389.txt">5 – عمر(رض) و برگرداندن حیثیت زهره بن حویه</a><a class="text" href="w:text:390.txt">6 – رقابت مسلمانان برای اذان گفتن پس از شهادت مؤذن</a><a class="text" href="w:text:391.txt">7 – تاکتیک نظامی مسلمانان در معرکه‌ی قادسیه</a><a class="text" href="w:text:392.txt">8- اشعاری که‌ در جنگ قادسیه‌ سروده‌ شدند</a></body></html>مؤرخان در مورد تاریخ دقیق معرکه‌ی قادسیه اختلاف نظر دارند. استاد احمد عادل پس از پژوهش جدی تاریخ دقیق آن‌را شعبان سال 15 هجری نوشته است و من نیز همین را ترجیح می‌دهم.(1)  
بدون تردید جنگ قادسیه، سرنوشت سازترین جنگ از نوع خود در تاریخ جهان محسوب میشود. در این جنگ یکی از سنتهای الهی که قدرت دادن مؤمنان واقعی بر روی زمین است تحقق پیدا کرد. پس از این جنگ بود که دروازه‌های عراق و بعد از آن تمام درهای بسته‌ی فارس بر روی مسلمانان گشوده شد. و قدرت سیاسی، نظامی و دینی ساسانیان و آتش‌پرستان برای همیشه از بین رفت و آیین اسلام سرزمین فارس و آن سوی آن‌را در نوردید. آری ! مسلمانان در قادسیه ضربه‌ی غیر قابل جبرانی بر پیکر آیین آتش پرستی وارد ساختند، بنابراین معرکه‌ی قادسیه شایستگی آن‌را دارد که نامش سر لوحه‌ی جنگهای سرنوشت ساز تاریخ قرار گیرد.(2)  
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) القادسية 266، التاريخ الإسلامي (10/ 488).
2) الطريق إلى المداين ص473، 474.هنگامی که عمربن خطاب در جریان پیروزی سپاه اسلام در جنگ قادسیه قرار گرفت در میان مردم برخاست و مژده‌ی پیروزی سپاه اسلام را به آنان داد و گفت: من شیفته‌ی آنم که به همه‌ی نیازمندیهای شما پاسخ دهم، اما اگر چنین چیزی برایم مقدور نبود، باید به یکدیگر کمک کنیم و دوست دارم شما از عملکردم ب