مه‌ی انسان‌ها مکلف به‌ اطاعت می‌باشند؛ آن است که‌ حاکمان و سران مرفه‌، پیشوایان فسق و ضلالت هستند و اگر از افراد غیر از ایشان گناهی سرزند، به‌ تبعیت از اغوای آنان است و به‌ همین خاطر است که‌ این موضوع، بیشتر متوجه‌ حاکمان و سران مرفه‌ می‌شود.(1) 
و همین قانون در خصوص فرماندهان و پادشان فارس به‌ اجرا درآمد.
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسير الآلوسي (15/42)خداوند می‌فرماید:(إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ) الفجر: ١٤
«‏مسلّماً پروردگار تو در كمين (مردمان و مترصّد اعمال ايشان) است». ‏
آیه‌ مذکور، انذار و وعید است برای همه‌ی عصیان‌گران و برخی این انذار را به‌ کفار تخصیص داده‌اند و برخی نیز بر آنند که‌ انذار بر هر دو دسته‌ (عصیانگران و کافران) اطلاق دارد.(1) 
در تفسیر قرطبی، آیه‌ی مذکور چنین تفسیر شده‌ است: خداوند متعال در کمین تمام اعمال انسان است تا به‌ واسطه‌ی اعمالشان، سزا دهد.(2) 
از اقوال مفسران در پیرامون آیات مذکور، پیدا است که‌ سنت خدا در طغیانگران، نزول عذاب در دنیا بر آنان است و آن سنتی دایم و لایتغیر است که‌ همواره‌ دامنگیر طغیانگران می‌شود و کسی را یارای رهایی از آن نیست؛ همچنانکه‌ رهایی از عذاب آخرت نیز برای کسی مقدور نیست.(3) 
مسلما، آن کس از سنت لا یتغیر الهی در عذاب طغیانگران عبرت می‌گیرد که‌ از خداوند متعال، خوف و خشیت داشته‌ باشد و از عذاب وی بهراسد و بداند که‌ سنت الهی، ثابت و لایتغیر است و کسی از آن، مستثنا نیست. خداوند متعال، پس از بیان عذاب فرعون، جهت عبرت از آن می‌فرماید: 
(فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَکَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى(25) إِنَّ فِي ذَلِکَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى(26)) النازعات: ٢٥ - ٢٦ 
«خدا او را به عذاب دنيا و آخرت گرفتار كرد. ‏‏ در اين (داستان موسي و فرعون، درس) عبرت بزرگي است براي كسي كه (از خدا) بترسد». ‏
گفتنی است که‌ این سنت الهی نیز در خصوص رهبران فارسها به‌ اجرا در آمد.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) السنن الإلهية ص193
2) المصدر نفسه ص193 نقلاً عن القرطبي من تفسيره 
3) السنن الإلهية ص194فتوحات عراق و کشورهای مشرق زمین در برابر سنت استدراج سر خم کرد، مرحله‌ی نخست آن در عصر ابوبکرصدیق واقع شد، با توجه‌ به‌ اینکه‌ فتح حیره‌ به‌ سرکردگی خالد بن ولید به‌ پایان رسید. و مرحله‌ی دوم از ابتدای ولایت ابوعبید ثقفی به‌ عنوان فرمانده‌ی لشکر عراق تا نبرد بویب می‌باشد. و مرحله‌ی سوم از لحظه‌ی فرماندهی سعد بن ابی‌وقاص در عراق تا قبل از واقعه‌ی نهاوند می‌باشد. و مرحله‌ی چهارم از واقعه‌ی نهاوند است. و مرحله‌ی پنجم همان مرحله‌ی کشورگشایی در شهرهای عجمها می‌باشد.
امت اسلامی از حرکت فتو‌حات اسلامی این درس را می‌آموزد که‌ رعایت سنت استدراج در تلاش بسیار با اهمیت است و دین الهی را در جامعه‌ برقرار می‌سازد، و روزنه‌ی این سنت را چنین دنبال می‌کنند که‌ راه طولانی است و به‌ فهم و بینشی عمیق نیاز دارد و در میدان دعوت اسلامی فهم این سنت به‌ عنوان عاملی اساسی برای دعوتگران محسوب می‌گردد، زیرا برقراری دین در عراق و سایر شهرهای مشرق زمین میان صبح و شامی به‌ انجام نرسید، بلکه‌ طبق این سنت و با اراده‌ی الهی به‌ وقوع پیوست.خداوند می‌فرماید:(إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) الرعد: ١١
«خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نمي‌دهد (و ايشان را از بدبختي به خوشبختي، از ناداني به دانائي، از ذلّت به عزّت، از نوكري به سروري، و . . . و بالعكس نمي‌كشاند) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند».
اصحاب در فتوحات عراق و مناطق مشرق زمین این سنت الهی را با ملتهایی انجام دادند که‌ وارد دین خداوند می‌شدند، آن‌ها مردم را طبق قوانین قرآن و سنت پیامبر(ص) تربیت کردند و عقاید صحیح، افکار سالم و اخلاق نیکو را در درونشان کاشتند.خداوند می‌فرماید:(أَلَمْ يَرَوْاْ کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّکَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَکِّن لَّکُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ) الأنعام: ٦ 
«‏آيا نديده‌اند (و آگاهي پيدا نكرده‌اند) كه پيش از ايشان چقدر از اقوام و ملّتها را هلاك كرده‌ايم‌؟ اقوام و ملّتهائي كه در زمين (اسباب و ابزار) قدرت و نعمت بديشان داديم، قدرت و نعمتي كه آن‌را به شما نداده‌ايم، و بارآن‌هاي پياپي براي آنان بارانديم و رودبارها در زير (منازل و كاخهاي) ايشان روان كرديم . امّا (هنگامي كه سركشي و نافرماني كردند و شكر نعمت به جاي نياوردند، به پاس گناهانشان) آنان را نابود ساختيم و اقوام و ملّتهاي ديگري را پس از ايشان پديدار كرديم (و زمام امور را به دستشان سپرديم . پس از گذشتگان پند گيريد و از خواب غفلت بيدار شويد)».
خداوند ملت فارس را بر اثر گناهانشان به‌ هلاکت کشاند، زیرا آن‌ها مرتکب گناهان بزرگی همچون کفر و قرار دادن شریک برای خدواند شده‌ بودند، و آیه‌ی مذکور اصل ثابت و حقیقت تغییر ناپذیری را اثبات می‌کند و آن، اینکه‌ گناهان، صاحبانش را به‌ هلاکت می‌رسانند و خداوند متعال است که‌ گناهکاران را به‌ علت گناهشان، نابود می‌سازد(1) ؛ از این‌رو خداوند امت اسلامی را بر پارسیان مسلط گرداند، آن‌گاه که‌ به‌ سنت الهی عمل کردند و اسباب را فراهم ساختند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) السنن الإلهية ص210بعد از شکست هرمزان و فتح اهواز عمر(رض) بسیار تأکید می‌کرد که‌ مسلمانان به‌ همین فتوحات بسنده‌ کنند و بیش از این لشکر را به‌ کشورهای مشرق زمین به‌ حرکت درنیاورند.
عمر گفت: سواد بصره‌ و اهواز ما را کافی است و بسیار دوست داشتم میان ما و پارسی‌ها کوهی از آتش فاصله‌ ایجاد می‌کرد که‌ نه‌ ما به‌ آن‌ها دست می‌یافتیم و نه‌ آن‌ها به‌ ما دست می‌یافتند، و در مورد اهل کوفه‌ گفت: دوست داشتم میان ما و آن‌ها کوهی از آتش فاصله‌ ایجاد می‌کرد که‌ نه‌ ما به‌ آن‌ها دست می‌یافتیم و نه‌ آن‌ها به‌ ما دست می‌یافتند.
و عمر جهت اجرای این امر نمایندگانی را برگزید، احنف خطاب به‌ او گفت: ای امیرالمؤمنین! خبردار شده‌ام که‌ ما را از کشورگشایی منع کرده‌اید و به‌ ما دستور داده‌اید که‌ به‌ همین بسنده‌ نماییم، و این در حالی است که‌ پادشاه پارسیان زنده‌ است و در میان قوم خود می‌باشد، و مادام که‌ پادشاهشان در میان آن‌ها زنده‌ باشد، آن‌ها بر علیه‌ ما مسلح خواهند شد، و این واقعیتی انکار ناپذیر است که‌ هرگز دو پادشاه نمی‌توانند در کنار هم حکومت‌رانی نمایند، جز اینکه‌ باید یکی از آن‌ها دیگری را بیرون راند. و خود می‌دانید همیشه