 این که نیتهایشان خالص باشد و من پیش از این، چهار نفر از بزرگان اصحاب پیامبر را نزد تو فرستادم که هر یک از آن‌ها جای هزار نفر را می‌گیرد، مگر این که آن‌ها نیز مثل شما دچار دگرگونی بشوند. پس از این که نامه‌ام به دستت رسید در میان مردم به ایراد سخن بپرداز و آنان را برای جنگ با دشمن آماده کن و به صبر و تصحیح نیت تشویقشان بنما و چهار نفری را که گفتم (یعنی زبیر، مقداد، عباده و مسلمه) پیشاپیش همه قرار ده و به نیروهایت بگو که همه با هم و یکپارچه بر دشمن هجوم ببرند. و حمله را به وقت زوال روز جمعه آغاز کنید، چرا که این لحظه‌ای است که در آن رحمتهای الهی سرازیر و دعا پذیرفته می‌شود و باید همه متوجه خدا بشوند و پیروزی بر دشمن را از او بخواهند. عمرو حسب دستور خلیفه، مردم را فرا خواند و آن چهار نفر را پیشاپیش همه قرار داد و به مردم گفت: طهارت بکنند و دو رکعت نماز بخوانند و از خدا طلب پیروزی نمایند، آن‌ها نیز پذیرفتند وچنین کردند و پیروز شدند.(10) 
در روایتی آمده است که عمرو بن عاص به مسلمه بن مخلد انصاری گفت: در مورد جنگ به من مشورت بده. مسلمه گفت: از اصحاب پیامبر، مردی دارای دانش و تجربه را برگزین و پرچم را به دست او بده تا جنگ را آغاز کند. عمرو گفت: چنین کسی را سراغ داری؟ مسلمه گفت: آری عباده بن صامت است. عمرو، عباده را فرا خواند و در حالی که او هنوز از مرکب پايين نیامده بود، به او گفت: سرنیزه‌ات را به من بده. آن‌گاه عمامه‌ی خود را به صورت پرچم بر آن بست و او را فرمانده‌ی جنگ با رومیان گذاشت و در همان روز اسکندریه به دست عباده بن صامت فتح گردید.(11) 
و در روایتی آمده که عمرو می‌گوید: من در این باره اندیشیدم و با خود گفتم این کار ممکن نیست مگر به دست کسانی که قبل از این چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشته‌اند. آن‌گاه عباده بن صامت را فرا خواند و پرچم را به او سپرد و خداوند نیز به وسیله‌ی او مسلمانان را پیروز گردانید.(12) 
ابن عبدالحکم می‌گوید: محاصره‌ی شهر اسکندریه 9 ماه طول کشید و سرانجام در روزهای نخست ماه محرم سال بیست هجری موافق با دسامبر سال 640 میلادی فتح گردید.(13)  البته بتلر در مورد فتح مصر می‌نویسد که محاصره‌ی شهر در اواخر یونیو سال 640 میلادی آغاز و در هشتم نوامبر سال 641 موافق با 7 ذی حجه سال 21 هجری فتح گردید. البته این روایت بیشتر با نامه‌ی عمر(رض) به عمرو بن عاص تأیید می‌شود، چرا که در آن تصریح شده که شما مدت دو سال است که در آن‌جا مشغول پیکار هستید. 
سپس عمرو ساکنان اسکندریه را به حال خود رها کرد و کسی را نکشت و مال کسی را غارت نکرد، بلکه با آن‌ها مانند بابلی‌ها به عنوان اهل ذمه برخورد نمود... آن‌گاه گروهی از نیروهای خود را برای کنترل شهر تعیین کرد و بقیه را به مناطق اطراف جهت تصرف دیگر مراکز نظامی‌رومیان اعزام داشت ودیری نگذشت که مصر کاملاً در تصرف مسلمانان در آمد.(14) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الدولة الإسلامية في عصر الخلفاء الراشدين ص224 .
2) منبع سابق. 
3) الدوله الاسلامیه فی عصر الخلفاء الراشدین.
4) منبع سابق. 
5) الدوله الاسلامیه فی عصر الخلفاء الراشدین.
6) منبع سابق. 
7) منبع سابق. 
8) منبع سابق. 
9) منبع سابق. 
10) الدوله الاسلامیه فی عصر اخلفاء الراشدین.
11) منبع سابق. 
12) الانصار فی عصر الراشدی. ص 212
13) الدولة الإسلامية في عصر الخلفاء الراشدين ص229 .
14) منبع سابق. عمرو پس از این که مصر را فتح کرد و اوضاع کاملاً تحت کنترل او در آمد، به فکر پیش روی به سوی مغرب زمین افتاد. چرا که رومیان دارای نیروهای قوی و زیادی در برقه و طرابلس بودند و برای مسلمانان مصر، خطر بالقوه‌ی جدی به حساب می‌آمدند. بنابراین عمرو در سال 22 هـ راهی برقه شد. مسیر اسکندریه تا برقه، مسیری جنگلی و سرسبز بود که خود کمک زیادی به لشکر اسلام نمود و هیچ برخوردی اتفاق نیفتاد و چون لشکر اسلام به آن‌جا رسید، ساکنان شهر بدون هیچ گونه مقاومتی صلح کردند و قرار شد جزیه پرداخت نمایند، چنان که بعد از آن همیشه جزیه‌ی خود را مرتب می‌فرستادند. و منطقه‌ی‌شان سرسبزترین و آرام‌ترین منطقه‌ی مغرب زمین بود.
سپس عمرو آهنگ طرابلس کرد، جایی که قلعه‌های محکم وجود داشت. در آن‌جا لشکر نیرومندی از رومیان مستقر بود. آن‌ها بی درنگ دروازه‌ی شهر را بستند و حدود یک ماه محاصره‌ی مسلمانان را تحمل کردند. گفتنی است بخشهایی از شهر که در احاطه‌ی آب دریا قرار داشتند، دارای دژ و دیوار نبودند. سرانجام، مسلمانان، با سعی و تلاش فراوان، از میان بخشها وارد شهر شدند و یکصدا تکبیر گفتند. نیروهای رومی چاره‌ای جز پناه بردن به کشتیهای خود و فرار نداشتند. عمرو به آن‌ها مهلت نداد و با نیروهایش به تعقیب آن‌ها پرداخت و فقط تعداد اندکی توانستند با کشتیهای سریع السیر فرار کنند. مسلمانان در این شهر غنايم زیادی به دست آوردند. آن‌گاه عمرو نیروهای خود را به اطراف شهر فرستاد و همه جا را تحت کنترل خویش در آورد.
عمرو می‌خواست به سمت مغرب زمین پیش روی بکند و دامنه‌ی فتوحات را در آن سو گسترش دهد و تا تونس و سرزمینهای آفریقا پیش برود و در این‌باره نظر خلیفه را جویا شد. خلیفه باز کردن جبهه‌ی جدید و پراکندگی نیروهای خود را صلاح ندانست. به ویژه که از شام تا طرابلس در ظرف مدت نسبتاً کوتاهی فتح کرده بودند و این منطقه‌ی وسیع نیازی به تثبیت داشت. بنابراین به نیروهای تحت فرماندهی عمرو دستور داد تا در طرابلس بمانند و پیش روی ننمایند. و بدین صورت دامنه‌ی حکومت اسلامی در دوران عمربن خطاب از شرق تا رود جیحون و سند و از غرب تا دیار آفریقا و بیابان‌های آن و از شمال تا کوه‌های آسیای کوچک و ارمنستان و از جنوب تا اقیانوس آرام گسترش یافت و همه‌ی این‌ها زیر نظر حکومت جهانی متحدی که متشکل از مذاهب، فرهنگها و نشانه‌های مختلفی بود، گرد آمدند و همه در سایه‌ی عدل و رأفت اسلامی زندگی مسالمت آمیزی همراه با آزادی عقیده و بیان را آغاز کردند.(1) 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) الدوله الاسلامیه فی عصر الخلفاء الراشدین. ص 231<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:498.txt">نخست: عباده بن صامت انصاری سفیر مسلمانان به سوی مقوقس</a><a class="folder" href="w:html:499.xml">دوم: تاکتیکهای نظامی در فتح مصر</a><a class="text" href="w:text:505.txt">سوم: مژده‌ی فتح به امیرالمؤمنین</a><a class="text" href="w:text:506.txt">چهارم: علاقه‌ی عمرفاروق برای عمل به تعهدات خویش</a><a class="text" href="w:text:507.txt">پنجم: عبدالله بن عمرو بن عاص یکی از قهرمانان فتح مصر</a><a class="text" href="w:text:508.txt">ششم: احداث منزل امیرالمؤمنین در مصر</a><a class="text" href="w:text:509.txt">هفتم: ادعای سوزاندن کتابخانه‌ی اسکندریه توسط مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:510.txt">هشتم: ملاقات عمرو بن عاص با پاپ بنیامین</a></body></html>هنگامی که عمرو بن عاص قلعه‌ی بابلی‌ها را محاصره کرد، مقوقس (بزرگ قبطی‌ها) طی نامه‌ای به عمرو چنین نوشت: شما وارد مناطق ما شده 