ی آسمان بپردازند واخبار آسمان را دزدانه گوش دهند؟
عمر(رض) فرمود: راست می‌گوید. من نیز روزی کنار بت‌های آنان خوابیده بودم. در این میان، فردی گوساله‌ای آورد وآن را ذبح کرد. آن‌گاه صدایی شنیدم که می‌گفت: ... امری موفقیت آمیز اتفاق افتاده و مردی فصیح می‌گوید: لا اله الا الله. پس از آن دیری نگذشت که رسول خدا(ص) ظهور نمود.(5) 
روایات زیادی در مورد مسلمان شدن عمربن خطاب(رض) نقل شده که بیشتر آن‌ها صحیح نیست(6) . البته با توجه به روایاتی که در کتابهای زندگانی و تاریخ آمده، می‌توان مراحل مسلمان شدن عمر(رض) را بدین ترتیب عنوان بندی نمود: 
----------------------------------------------------------------------------------
1) أخبار عمر، الطنطاويات ص12 .
2) سیره ابن هشام (1/216)؛ فضائل الصحابه، از امام احمد (1/341) با سند حسن.
3) الفاروق عمرص9
4) ترمذی (3682)، آلبانی، آن‌را در صحیح الترمذی (2907) صحیح دانسته است.
5) بخاری (3866).
6) صحيح التوثيق في سيرة وحياة الفاروق ص23 خداوند متعال در مورد اصحاب رسول خدا که از سرزمین خود بیرون رانده شدند، فرموده است که آنان بعد از قدرت یابی در زمین، به این چهار عمل می‌پردازند: ـ نماز را برپا می‌دارند، زکات اموال خود را می‌پردازند، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند. چنان که می‌فرماید: 
(الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْکَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ(40) الَّذِينَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ(41)) الحج: ٤٠ - ٤١ 
«همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه ی خود اخراج شده اند. و تنها گناه‌شان این بوده که گفته‌اند پروردگار ما خدا است! اصلا اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله‌ی بعضی دفع نکند دیرها، کلیساها، عبادتگاه‌های یهود و مساجد که در آن‌ها خدا بسیار یاد می‌گردد، تخریب و ویران می‌گردد و خدا یاری می‌دهد کسانی را که او را یاری می‌دهند، خداوند نیرومند و چیره است. کسانی هستند که هرگاه‌ در زمین به آن‌ها قدرت دهیم نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و سرانجام همه‌ی کارها به خدا بر می‌گردد».
امام ابوبکر جصاص در تفسیر این آیات می‌نویسد: این‌ها ویژگیها و صفات مهاجرین بود، چرا که آن‌ها به ناحق از خانه و کاشانه‌ی خود بیرون رانده شدند و خداوند پیشاپیش خبر داد که آن‌ها بعد از این که در زمین قدرت را به دست بگیرند، دست به این اعمال خواهند زد. چنان که همین مهاجرین وقتی به خلافت رسیدند به اعمال چهارگانه‌ی فوق پرداختند و آن‌ها کسی جز ابوبکر، عمر، عثمان و علی نبودند.(1) 
آری! تاریخ بهترین گواه بر این امر است که خلفای راشدین به ویژه عمرفاروق به نحو احسن این اعمال چهارگانه را احیاء نمود.(2)  و برای این منظور مؤسسات مختلف مالی، قضایی و نظامی‌آیجاد کرد و با استفاده از جایگاه خود تلاش زیادی نمود تا مردم را به امتثال اوامر خدا و رسولش فرا خواند و پایبند سازد و آن‌ها را از ارتکاب معصیت و نافرمانی خدا و رسولش باز دارد. و همچنین فرماندهی‌های مختلف حکومت اسلامی را وسیله‌ای جهت امر به معروف و نهی از منکر قرار داد. چنان که ابن تیمیه می‌گوید: هدف از تشکیل فرماندهی‌های مختلف در کشور اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد.(3) 
آری فاروق اعظم به توحید و صفای عقاید اهمیت ویژه‌ای قايل بود و با هر گونه مظاهر انحراف مبارزه می‌نمود و به احیای عبادات و شعاير دینی می‌پرداخت و با منکرات مبارزه می‌کرد و به احیاء معروفات تشویق می‌نمود.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) احکام القرآن (3/246)
2) الحسبة فی العصر الراشدی، د. فضل الهی ص 15
3) الحسبه فی الاسلام. ص 6 ؛ السلطة التنفیذیة (1/309)از آن‌جا که یکی از اهداف دولت اسلامی نگهبانی از کیان دین اسلام بود، عمرفاروق اهمیت ویژه‌ای به پایه و اساس دین که عبارت از توحید و عقیده‌ی صحیح اسلامی است، قايل بود و سعی می‌کرد مردم را بر همان عقیده درستی ثابت نگهدارد که رسول خدا آورده بود. و با شبهاتی که منحرفین و دشمنان اسلام با ترویج عقاید فاسد و خرافات در پی رواج آن بودند مبارزه نمود و اکنون برخی از موضع گیری‌های ایشان در این باره را یادآور می‌شویم: 
ـ عروس نیل
عمرو بن عاص در نامه‌ای به اطلاع عمربن خطاب رسانید که مردم مصر عادت بر این دارند که سالانه یک دختر دم بخت را داخل رودخانه‌ی نیل می‌اندازند و آن‌ها نزد عمرو آمدند و اظهار داشتند که اگر این عمل را تکرار نکنیم، جریان آب رودخانه نیل متوقف می‌شود. عمرو از آنان در این باره توضیح خواست. گفتند: بعد از گذشت 12 شب از سال نو، یکی از دختران را برای این منظور آماده می‌کنیم و رضایت پدر و مادرش را جلب می‌نمايیم، سپس او را به بهترین وجه آرایش داده، لباسها و جواهرات گرانقیمت را بدو می‌پوشانیم، آن‌گاه او را به داخل رودخانه‌ می‌اندازیم. عمرو گفت: این عملی است که اسلام آن‌را نمی‌پذیرد و محکوم می‌نماید. باید از رسومات جاهلی در اسلام دست برداشت. آن‌ها مدتی درنگ کردند و منتظر ماندند اما قطره‌ای آب از نیل جریان پیدا نکرد و مردم قصد هجرت نمودند. اینجا بود که عمرو نامه‌ای به عمر(رض) نوشت و او را در جریان این مسأله گذاشت. عمر(رض) در جواب نامه‌ی عمرو در ورقه‌ای نوشت: از جانب بنده‌ی خدا، عمر، به رودخانه‌ی نیل. اما بعد: اگر جریان تو از جانب خودت می‌باشد پس ما نیازی به تو نداریم. اما اگر از جانب خدای یگانه و قهار جاری می‌شوي! پس ما از خدا می‌خواهیم که تو را جاری سازد. و به عمرو نوشت که این نامه را داخل روخانه نیل بیندازد. هنگامی که عمرو نامه‌ی عمر را داخل رودخانه انداخت، صبح روز بعد مردم شاهد جریان آب رودخانه نیل شدند و در همان یک شب آب به ارتفاع شانزده ذراع بالا آمد و بدین ترتیب خداوند آن رسم جاهلی اهل مصر را خاتمه داد.(1) 
آری عمرفاروق در آن نامه‌ی کوتاه، حقیقت توحید را بیان داشت و خاطرنشان ساخت که آب رودخانه نیل به خواست و قدرت خدا جاری می‌شود و با این عمل حکیمانه‌ی خود، اعتقاد فاسد مصریان را نسبت به این قضیه اصلاح نمود و آن‌را از دلهایشان ریشه کن ساخت.(2) 
ـ داستان عمر(رض) با حجر الأسود
عباس بن ربیعه می‌گوید: عمر(رض) را دیدم که نزد حجر اسود ایستاده، او را می‌بوسد و می‌گوید: می‌دانم که تو سنگی بیش نیستی و هیچ گونه نفع و ضرری نمی‌رسانی، ولی به خاطر این که رسول خدا را دیدم تو را می‌بوسید من نیز تو را می‌بوسم.(3) 
این است کامل ترین و زیباترین وجه پیروی و اتباع.(4) 
ابن حجر می‌گوید: فلسفه‌