حمد محمد فحام می‌گوید: عملکرد عمر(رض) از توان سیاسی فوق العاده و استعداد درخشان و فرزانگی ایشان حکایت دارد که نه تنها در زمان خلافت ایشان کارآمد بود، بلکه رهنمودهای سیاسی و اجتماعی وی برای بسیاری از ناهنجاریهای عصر حاضر نیز کارگشا خواهد بود.(1) 
ب ـ عباس محمود عقاد می‌گوید: شخصیت این مرد بزرگ خیلی فراتر از آن است که بتوان آن‌را به نقد کشید و کتابم «عبقریة عمر» زندگانی عمر(رض) نیست، بلکه در آن به بیان امتیازات وی و به آموخته‌ها و تجربه‌های مهمی پرداخته‌ام که از ایشان به جا مانده و می‌توان در علم اخلاق، روانشناسی و حقایق زندگی از آن‌ها استفاده نمود. 
عمر(رض) در واقع برای امروز نیز مرد میدان است. امروزی که ما در آن زندگی می‌کنیم و مردم قوه‌ی قهریه را معبود خویش قرار داده‌اند. عصری که در آن به جدایی و فاصله‌ی بین قدرت و حق سخن می‌گویند. اما وقتی ما از عمربن خطاب سخن به میان می‌آوریم در واقع به یکه‌تازی قوه‌ی قهریه پشت پا می‌زنیم، چرا که عمر(رض) از یک سو حاکم مقتدر و از سوی دیگر دادگر بی‌نظیر و انسان بی نهایت مهربانی بود. و این تنها داروی شفابخش برای بیماران عصر حاضر است.(2) 
ت ـ دکتر احمد شبلی می‌گوید: ..... از بارزترین جوانب حیات عمر(رض) اجتهاد وی در مراحل و حوادث گوناگون دوران خلافتش می‌باشد. او با اجتهاد خود دین را از گزند دشمنان محفوظ نگه داشت و پرچم جهاد را برافراشت و قلمرو دولت اسلام را گسترش داد و به دادگری و عدل و انصاف پرداخت و نخستین وزارت مالی و اقتصادی را تأسیس نمود و به ساماندهی و تنظیم امور لشکر پرداخت و حقوق کارمندان نظامی و اداری کشور را به تصویب رسانید و فرمانداران و مسئولین دولت و قضات را تعیین کرد و واحد پولی مقرر نمود و نظام پستی و تاریخ هجری را احداث کرد و شهرهای اسلامی را تأسیس نمود. پس ایشان به حق امیرالمؤمنین و بنیانگذار دولت اسلامی می‌باشد .(3) 
ث ـ مشاور قضایی، علی منصور می‌گوید: نامه‌ی عمر(رض) به ابوموسی اشعری در چهارده قرن پیش حاوی پاره‌ای مواد قضايی می‌باشد، همان چیزی است که علم جدید پس از تلاش فراوان به آن دست یافته و آن‌ها را در کتابهای قانون گنجانیده است.(4)  
ج ـ محمود شیث خطاب می‌گوید: اگر چه پیروزی و فتوحات اسباب فراوانی دارد، اما بزرگترین سبب این پیروزی‌ها شخصیت عمرفاروق با همه‌ی ویژگیهای منحصر به فرد ایشان می‌باشد که در طول تاریخ خیلی کم هستند رهبرانی که دارای این ویژگیها باشند.(5) 
ح ـ دکتر صبحی محمصانی می‌گوید: با مرگ عمربن خطاب، دوران مؤسس دولت گسترده و محکم اسلامی به پایان رسید. بی تردید او نمونه‌ی یک رهبر قوی و فرمانده‌ی با تجربه، حکیم و حاکم عادل و مسئول وظیفه شناس بود. و سرانجام به شهادت رسید. شهادتش به دلیل صداقت و صلاحش بود. پس او به صدیقین و شهدا و اولیای خدا پیوست و تا دنیا هست، نام عمر(رض) در صفحات تاریخ و فقه خواهد درخشید .(6)
س ـ شیخ علی طنطاوی: من هر چند بیشتر در مورد عمر(رض) مطالعه می‌کنم به عظمت و شگفتی بیشتری در مورد وی دست می‌یابم. من زندگی‌نامه بزرگان زیادی از مسلمانان و غیر مسلمانان را مطالعه و بررسی نموده‌ام که عظمت آن‌ها برگرفته از اندیشه و یا بیان و یا اخلاق و آثارشان می‌باشد، ولی عمر(رض) از هر نظر عظیم است. اندیشه، اخلاق، بیان و در همه چیز جزو پیش کسوتان محسوب می‌شود. او در فقه و دانش سرامد همه‌ی فقها است، در ایراد خطبه و سخنرانی پیشاپیش همه است. همچنین در امور نظامی جزو فرماندهان نابغه است و در مدیریت کشور، گوی سبقت را از همه ربوده است و علاوه بر این‌ها دارای عزت نفس و اخلاق فوق العاده می‌باشد.(7) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإدارة في الإسلام في عهد عمربن الخطاب ص391 .
2) همان: ص392 .
3) همان: ص392، التاريخ الإسلامي (1/609).
4) همان ص392 .
5) الإدارة الإسلامية في عهد عمربن الخطاب ص393 .
6) تراث الخلفاء الراشدين في الفقه والقضاء ص46، 47 .
7) أخبار عمرص5 .الف ـ مویر در کتاب خود «الخلافه» می‌گوید: ساده زیستی و انجام وظیفه از مهم‌ترین ویژگیهای عمر بودند، و احساس به دادگری در وی قوی بود و در انتخاب مسئولین و کارمندان به هیچ وجه از سفارش کسی استفاده نمی‌کرد و با آن که همواره جهت تأدیب مجرمین، عصا به دست داشت تاجایی که گفته‌اند تازیانه‌ی عمر از شمشیر دیگران برنده‌تر بود ولی در عین حال انسان رقیق القلب و مهربانی بود، به ویژه به بیوه‌ها و ایتام زیاد ترحم می‌نمود.(1)  
ب ـ دائره المعارف انگلستان می‌نویسد: عمر(رض) حاکم خردمند و وسیع النظری بود و خدمت شایسته‌ای برای اسلام انجام داد.(2) 
ت ـ استاد واشنتون ابرفنج در کتاب خود (محمد و جانشینان وی) می‌نویسد: زندگی عمر(رض) از آغاز تا پایان بیانگر آن است که ایشان دارای استعدادهای عقلانی بزرگی بوده است. او اهل استقامت و انصاف بود و اساس دولت اسلامی را پیاده کرد و نقشه‌های رسول خدا را اجرا و تثبیت نمود و ابوبکر را در دوران کوتاه خلافت یاری کرد و قوانین محکمی جهت کنترل سرزمینهای فتح شده به تصویب رسانید و کنترل و تأدیب فرماندهان بزرگ دولت در شهرهایی که از محبوبیت فوق العاده‌ای در میان افراد لشکر خود برخوردار بودند بزرگترین دلیل مدیریت و فرزانگی ایشان است. او در ساده زیستی واخلاق و ابهت به رسول خدا و ابوبکر شباهت داشت و در نامه‌ها و برخورد با فرماندهان و مسئولین حکومتی نیز از روش آنان استفاده می‌نمود.(3) 
ج ـ دکتر مایکل هارت می‌گوید: آثار عمر آثار برحقی است. او بعد از محمد تنها شخصیت تأثیر گذار در نشر اسلام بوده است و بدون فتوحات وی، بعید به نظر می‌رسد که اسلام آن طور که امروز همه جا مطرح است مطرح می‌شد. علاوه بر آن اغلب مناطقی که در زمان ایشان فتح شده‌اند تا به امروز عربی مانده‌اند. اگر چه در این رهگذر نقش اساسی از آن محمد بود، ولی نادیده گرفتن دوران درخشان عمر و نقش وی، اشتباه آشکاری است.(4) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفاروق عمربن الخطاب، محمد رشيد رضا ص54، 55 .
2) همان ص55 .
3) همان ص55 .
4) من الخطأ الفادح أيضاً أن نتجاهل دور الصديق وقيادته الوعية بعد وفاة رسول الله (ص).عاتکه بنت زید بن عمرو بن خطاب چنین سرود: 
فجَّعَني فيروز لا در دره
رؤوف على الأدنى غليظ على العدا
متى ما يَقُل لا يُكذب القول فعله
		بأبيض تالٍ للكتاب مُنيب
أخي ثقة في النائبات مجيب
سريع إلى الخيرات غير قطوب(1)

«فیروز که خیر نبیند مرا در عزای مرد سفید چهره‌ای نشاند که قرآن تلاوت می‌کرد. 
کسی که بر نزدیکان مهربان و بر دشمنان غلیظ و هنگام مصیبت فریاد رس بود.
گفتار و کردارش هماهنگ بود و در کارهای خیر شتاب می‌ورزید».
و در جایی چنین سرود: 
عين جودي بعبرة ونحيب
فجعتني المنون بالفارس
عصمة الناس والمعين على
قل لأهل السراء والبؤس موتوا
		لا تَمَلِّي على الإمام النجيب
المعلم يوم الهياج والتلبيب
الدهر وغيث المنتاب والمحروب
قد سقته المنون 