فت: پیامبر به شما اجازه‌ی ورود دادند. بر آن حضرت وارد شدم و سلام کردم. ایشان بر متکایی پر از ماسه تکیه زده بود که آثار آن بر پهلویش هویدا بود. من عرض کردم: ای رسول خدا! زنانت را طلاق داده‌ای؟ فرمود: خیر. من با صدای بلند تکبیر گفتم. سپس به رسول خدا گفتم: زنان ما از زنان مدینه آموزش دیده‌اند و بر ما غالب شده‌اند و ماجرای خود و همسرم را بیان کردم و گفتم قبل از این به حفصه نصیحت کرده‌ام. رسول خدا تبسم فرمود. سپس از ایشان اجازه گرفتم که بنشینم. به من اجازه داد. وقتی به اطراف خود نگریستم، به خدا در خانه‌ی ایشان جز سه عدد پوست چیزی ندیدم. گفتم: ای رسول خدا! از خدا بخواه که بر امتت دروازه‌های روزی را بگشاید. همان طور که اهل فارس و روم با این که خدا را عبادت نمی‌کنند از گستردگی روزی برخوردار هستند. 
رسول خدا، راست نشست و گفت: 
(أفي شك أنت يا ابن الخطاب؟ أولئك قوم عُجِّلت لهم طيباتهم في الحياة الدنيا).
«ای پسر خطاب! مگر شک داری؟ آن‌ها ملتی هستند کــه روزی آن‌ها در دنیا به آنان داده شده است». 
آنگاه گفتم: ای رسول خدا! برای من از خدا طلب آمرزش نما. رسول خدا(ص) سوگند خورده بود که تا یک ماه نزد همسران خود نرود تا این که از جانب خدا سرزنش گردید.(1) 
اینها بخشی از زندگی مدنی عمر فاروق بود که من توفیق جمع آوری و ترتیب آن‌را یافتم. و اما ایشان دارای مدالهای افتخار زیادی از جانب رسول خدا شده‌اند که بیانگر دانش، فضیلت، دیانت و ایمان او می‌باشند و در اینجا به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنم: 
----------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد 222 بر اساس شرايط شیخین صحیح است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:62.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:63.txt">1- ایمان، دانش و دین عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:64.txt">2- ترس و وحشت شیطان از عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:65.txt">3- الهام شده‌ی این امت</a><a class="text" href="w:text:66.txt">4- قهرمانی سراغ ندارم که مانند عمر(رض) شگفتی‌ها بیافریند</a><a class="text" href="w:text:67.txt">5- غیرت عمر(رض) و بشارت دادن رسول خدا او را به کاخی در بهشت</a><a class="text" href="w:text:68.txt">6- محبوب ترین شخص نزد رسول خدا پس از ابوبکر</a><a class="text" href="w:text:69.txt">7- عمر(رض) و دریافت مژده‌ی ورود به بهشت</a></body></html>باید اذعان کرد که عمربن خطاب برترین فرد این امت بعد از ابوبکرصدیق می‌باشد، آن‌چه‌ که‌ اعتقاد بدان بر هر مسلمانی واجب است، اینکه‌ باید به‌ افضلیت عمراذعان نماید و اعتقاد داشته‌ باشد که‌ عمر(رض) بعد از پیامبران و فرستادگان و ابوبکر به طور کلی بر سایر مردم برتری دارند. و گروه رستگار یعنی اهل سنت و جماعت نیز معتقد به همین اصل است(1) . در مورد عمربن خطاب احادیث و روایات زیادی منقول است که بیانگر فضل و بزرگواری ایشان می‌باشند و ما در اینجا به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عقيدة أهل السنة والجماعة في الصحابة الكرام، د. ناصر بن علي عائض حسن الشيخ (1/243).عبدالله بن هاشم می‌گوید: ما با رسول خدا(ص) بودیم دست عمر(رض) در دست ایشان بود. عمر(رض) گفت: ای رسول خدا! تو نزد من از همه محبوب‌تری جز از خودم. رسول خدا(ص) فرمود: 
(لا والذي نفسي بيده حتى أكون أحبّ إليك من نفسك).
«خیر مگر این که مرا از خودت هم بیشتر دوست داشته باشی».
آنگاه عمر(رض) گفت: اگر چنین است پس به خدا سوگند! که تو را از خودم هم بیشتر دوست دارم. رسول خدا(ص) گفت: الآن درست شد.(1) 
همچنین باری رسول خدا(ص) فرمود: 
(بينما أنا نائم شربت – يعني اللبن – حتى أنظر إني الرّي يجري في ظفري أو في أظفاري، ثم ناولت عمر).
 «در خواب دیدم شیر می‌خورم و تا آن قدر سیر شدم که آثار سیری را در انگشتان خود می‌دیدم. آن‌گاه ظرف شیر را به عمر(رض) دادم». 
حاضرین پرسیدند که تعبیر خواب شما چیست؟ فرمود: (العلم).«علم است»(2). 
باید گفت که وجه مشترک در تشابه شیر با علم این است که هر دو بسیار سودمند و مقوی می‌باشند. با این تفاوت که شیر غذای جسم و علم غذای روح است. و این حدیث حامل فضیلت بزرگی برای عمر(رض) می‌باشد. ضمناً بیانگر این مطلب است که خوابها را نباید حمل بر ظاهر کرد بلکه نیاز به تعبیر دارند. و مراد از علم در اینجا علم سیاست در برخورد با مردم در روشنی قرآن و سنت است. و عمر(رض) در این‌باره موفق‌ترین فرد خلفای راشدین محسوب می‌شود. چرا که سالهای خلافت ابوبکرصدیق بسیار اندک بود و فتوحات آن چنانی‌ای در دوران ایشان نصیب دولت اسلامی نشد، اما در زمان عمر(رض) فتوحات زیادی نصیب مسلمانان گردید و با وجود گسترش روز افزون قلمرو اسلام، هیچ گونه اختلاف و دو دستگی اتفاق نیفتاد. اما در زمان عثمان (رض) ترتیب امور به هم ریخت و اختلافات زیادی به وجود آمد و فتنه‌ها برپا گردید تا جایی که به کشته شدن خلیفه انجامید و علی (رض) بر سر کار آمد و اختلافات هم چنان رو به افزایش گذاشت.
همچنین رسول خدا(ص) فرمود: (بينما أنا نائم رأيت الناس عرضوا علي وعليهم قمص فمنها ما يبلغ الثدي ومنها ما يبلغ دون ذلك، وعرض على عمروعليه قميص اجتره).
«در خواب دیدم که مردم در حالی که جامه‌هایی پوشیده بودند بر من عرضه می‌شدند. جامه‌های بعضی تا سینه و جامه‌های عده‌ای بلندتر بود. عمر(رض) را در حالی دیدم که جامه‌اش مماس با زمین بود».
حاضرین گفتند: آن‌را چگونه تعبیر نمودی؟ فرمود: تعبیرش دین است.(3) 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح المسند فی فضائل الصحابه 66
2) فتح الباري (7/46).
3) مسلم ش 2390 .سعد بن ابی وقاص می‌گوید: در حالی که تنی چند از زنان قریش نزد رسول خدا نشسته و با او گفتگو می‌کردند و صدایشان بلند بود، عمر(رض) اجازه‌ی ورود خواست. رسول خدا(ص) به او اجازه داد. وقتی عمر(رض) وارد شد زنان قریشی چادرهای خود را به خود پیچیدند و به گوشه‌ای پناه بردند. رسول خدا خندید. عمر(رض) برای آن حضرت دعا کرد و گفت: الهی همیشه خندان باشی! اینجا چه خبر است؟ رسول خدا(ص) فرمود: 
(عجبت من هؤلاء اللاتي كن عندي فلما سمعن صوتك ابتدرن الحجاب).
«از رفتار این‌ها خنده‌ام می‌آید که با شنیدن صدای تو فورا چادرهایشان را به خود پیچیدند». 
عمر(رض) گفت: ای رسول خدا! تو شایسته‌تری که از تو بترسند. و خطاب به آنان گفت: ای نادآن‌ها! رعایت مرا می‌کنید و رعایت رسول خدا را نمی‌کنید؟ گفتند: بلی، تو آدم تند و خشنی هستی. رسول خدا(ص) گفت: 
(إيها يا ابن الخطاب والذي نفسي بيده ما لقيك الشيطان سالكاً فجاً).
«ای عمر! به خدا سوگند! وقتی شیطان ببیند تو از راهی می‌آیی، او راه دیگری برای خود انتخاب خواهد کرد».(1)  
این روایت بیانگر فضیلت عمر است و پرده‌ از این برمی‌دارد که‌ عمر در حد وسیعی به‌ آداب دینی التزام دارد، طوری که‌ شیطان هیچ گونه‌ راهی برای ورود به‌ درون او را نمی‌یابد .(2) 
ابن حجر می‌گوید: این حدیث بیانگر فضیلت ویژه‌ای برای عمر است و معنی آن چنین است که شیطان هیچ نوع سلطه‌ای برعمر(رض) ندارد. البته این به معنای عصم