عده‌ای از اهل کوفه، از کار برکنار شد و چون عمر(رض) او را برکنار کرد از او پرسید: آیا از این که تو را برکنار کردم ناراحت شدی؟ عمار در پاسخ گفت: نه از این که روی کار آمدم خوشحال شدم و نه از این که برکنار گردیدم ناراحت شدم.(4) 
همچنین منابع تاریخی ذکر کرده‌اند که او قبل از این که برکنار شود، استعفای خود را تقدیم عمر(رض) کرد ولی ایشان نپذیرفت.(5)  پس از برکناری عمار، جبیر بن مطعم فرماندار کوفه تعیین شد ولی قبل از این که عازم کوفه بشود، عمر(رض) او را از کار برکنار کرد. چرا که قرار بود کسی از انتصاب وی مطلع نشود ولی قبل از این که او عازم کوفه بشود این خبر در میان مردم پیچید و این امر باعث ناراحتی خلیفه و برکناری جبیر گردید. آن‌گاه عمر(رض) مغیره بن شعبه را فرماندار کوفه تعیین کرد و او تا وفات خلیفه برسمت خود باقی ماند.(6) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتوح البلدان ص139، تاريخ اليعقوبي (2/151).
2) الولایه علی البلدان. (1/123) 
3) الطبقات (3/157).
4) الفتوح ابن أعثم (2/82)
5) نهاية الأرب (19/368).
6) تاريخ خليفة ص155، تاريخ الطبري (5/239).شهر مداین پایتخت خسرو پرویز بود که توسط سعد بن ابی وقاص فتح گردید. سعد مدتی در آن‌جا مستقر شد و پس از تأسیس کوفه آن‌جا را ترک کرد و ساکن کوفه شد. یکی از فرماندهان لشکر سعد در فتح مداين، سلمان فارسی بود او در جنگهای زیادی علیه فارسیان شرکت کرده، در دعوت فارسی زبانان به اسلام نقش به سزايی ایفا نموده بود. بنابراین عمربن خطاب، سلمان را به عنوان فرماندار مداين تعیین کرد. سلمان دارای زندگانی‌ای نیکو و نمونه‌ی زنده‌ی تعالیم حیات بخش اسلام بود. مورخین نوشته‌اند که او از پذیرفتن ولایت سر باز زد، ولی عمربن خطاب او را مجبور به پذیرفتن آن کرد. همچنین نوشته‌اند که او چندین بار استعفای خود را تقدیم خلیفه نمود ولی خلیفه نپذیرفت. 
سلمان معروف به زهد و قناعت بود. او لباس پشمین می‌پوشید و سوار بر الاغ می‌شد و نان جو می‌خورد و بی نهایت اهل تقوا و عبادت بود.(1)  
سلمان همچنان در مداين می‌زیست و در سال 32 هجری و در دوران خلافت عثمان در همان جا درگذشت. 
البته چنین به نظر می‌رسد که سلمان در اواخر خلافت عمر(رض)، فرماندار مداين نبوده است، چرا که مؤرخین نوشته‌اند که عمر(رض) حذیفه بن یمان را فرماندار مداين کرد و چیزی در مورد برکنار کردن سلمان ننوشته‌اند. بنابراین می‌توان احتمال داد که عمربن خطاب ناچار با استعفای سلمان موافقت نموده و حذیفه بن یمان را به جای او نشانده است. به هر حال حذیفه تا وفات عمربن خطاب و همچنین در خلافت عثمان همچنان به عنوان فرماندار مداين ایفای وظیفه می‌نمود.(2) 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) مروج الذهب (2/306) الولایه علی البلدان (1/131)
2) سیر اعلام النبلاء (2/364)(1)
عمر(رض) نسبت به سایر اصحاب در بیان موضع خویش دارای شجاعت و شهامت بیشتری بود. او حتی از رسول خدا(ص) حکمت بعضی از کارهای ایشان را می‌پرسید و رأی و نظر خود را نیز با صراحت تمام مطرح می‌نمود. و از آن‌جا که معمولاً دیدگاهش سنجیده و درست بود، گاهی آیات قرآن نیز در تأیید نظراتش نازل می‌شد. چنان که خودش می‌گوید: در سه مورد نظر من با وحی پروردگار موافق گردید: یکی این که می‌گوید: به رسول خدا(ص) پیشنهاد دادم که در مقام ابراهیم نماز بخواند؛ خداوند متعال نیز َآیه‌ای را نازل فرمود و به رسول خدا(ص) دستور داد که چنین نماید.
دوم این که گفتم: ای رسول خدا! چقدر خوب بود که شما به همسرانتان دستور می‌دادید تا خود را کاملاً بپوشانند. چرا که انسان‌های خوب و بد نزد تو می ایند. آن‌گاه خداوند آیه‌ی حجاب را نازل فرمود.
و باری به من خبر رسید که رسول خدا(ص) از دست همسرانش ناراحت است. من نزد آن‌ها رفتم و گفتم: رسول خدا(ص) را ناراحت نکنید وگرنه خداوند متعال، به او همسرانی بهتر از شما عنایت خواهد کرد. تا اينکه یکی از همسران پیامبر(ص) به عمر گفت: اي عمر! آيا شخص رسول خدا (ص) نمی‌تواند همسرانش را نصیحت نماید، تا اينكه شما به نصیحت آنان بپردازی؟!(2)  آن‌گاه خداوند این آیه را نازل فرمود: 
(عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا) التحريم: ٥ 
«اگر پیغمبر، شما را طلاق دهد، چه بسا پروردگارش به جای شما همسرانی را نصیب او بگرداند که بهتر از شما باشند. زنان دوشیزه یا غیر دوشیزه ی فرمانبردار، با ایمان، فروتن، توبه کار، عبادتگزار و روزه دار».
-------------------------------------------------------------------------------
1) مراد از موافقات، آیات و احکامی است که مطابق پیشنهادهای عمر(رض) نازل می شد.
2) البخاري، ك التفسير ش 4213 .نخستین فرماندار آذربایجان حذیفه بن یمان بود و پس از این که به مداين اعزام شد، عتبه بن فرقد سلمی به جای او تعیین گردید. و در دوران زمامداری او نامه‌هايی بین او و خلیفه رد و بدل شد از جمله هنگامی که عتبه نوعی حلوای محلی آذربایجان را برای خلیفه فرستاد، خلیفه پس از چشیدن حلوا گفت: عجب حلوای خوش‌مزه‌ای است! آن‌گاه پرسید: آیا همه‌ی مسلمانان آن ناحیه از چنین حلوایی بهره‌مند هستند؟ گفتند: خیر. عمر(رض) حلواها را به عتبه برگردانید و به او نوشت: ای عتبه! این‌ها حاصل دست‌رنج تو و پدرت نیست. از آن‌چه‌ که خود می‌خوری مسلمانان را نیز بخوران و از تن پروری و پوشیدن لباسهای مشرکین و پوشیدن ابریشم پرهیز کن که رسول خدا از آن نهی کرده است.(1) 
به هر حال عتبه تا پایان خلافت عمربن خطاب و مدتی از خلافت عثمان به عنوان فرماندار آذربایجان ایفای وظیفه نمود. و علاوه از این‌ها عمر(رض) والیان متعددی در نواحی مختلف عراق و فارس داشت که برخی از آن‌ها مستقل و برخی تابع شهرهای مرکزی عراق یعنی بصره و کوفه بودند که می‌توان ازوالیان شهرهای موصل، حلوان و کسکر نام برد.(2) 
----------------------------------------------------------------------------------
1) الولایه علی البلدان (1/133)
2) الولایه علی البلدان (1/133)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:262.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:263.xml">نخست: مهم‌ترین اصول عمربن خطاب در انتخاب فرمانداران و کارگزاران دولت و شرایط آنان</a><a class="folder" href="w:html:279.xml">دوم: مهم‌ترین ویژگیهای کارگزاران دولت عمربن خطاب(رض)</a><a class="folder" href="w:html:285.xml">سوم: حقوق والیان</a><a class="folder" href="w:html:295.xml">چهارم: وظایف والیان</a><a class="folder" href="w:html:307.xml">پنجم: کار ترجمه در ولایتها و اوقات کاری والیان</a></body></html>عمرفاروق(رض) همانند رسول خدا(ص) در انتخاب کارگزاران و مسئولین دولتی شایستگی و امانتداری را ملاک قرار می‌داد. و در این باره از دقت عمل بالایی برخوردار بود و هیچ گاه فردی را که خود خواهان پست و منصبی بود، انتخاب نمی‌کرد. او انتصاب افراد برای مسئولیتها را امانتی الهی می‌دانست که اگر به استحقاق و شایستگی آنان توجهی نمی‌کرد در واقع به خدا، 