رف دیگر نام این شخصیت هم در کتب اهل سنت موجود است و هم در کتاب شیعه، بنابراین نمی‌توان ماجرای فتنه قتل عثمان و نقش عبدالله بن سبأ در آن جریان را تنها به روایات تاریخ طبری و سیف بن عمر تمیمی محدود بدانیم، بلکه اخبار و روایاتی که در رابطه با این شخصیت هستند در لابه‌لای کتاب‌های تاریخ اسلام و تاریخ فرق و نحل وجود دارند و تاریخ طبری تنها به این دلیل از دیگر کتاب‌ها به این مساله شهرت یافته که بیشتر از دیگران به تفصیل و بسط آن پرداخته است. بنابراین، انکار بدون دلیل و برهان قاطع این حوادث و اتفاقات، در واقع زیر سؤال بردن همه رویدادهای آن برهه از زمان و تخریب شخصیت بدون دلیل راویان و مؤرخان و علما و نیز وارونه نشان دادن حقایق تاریخ است(2) . در این‌جا به ذکر چندي از کتاب‌های اهل سنت اشاره می‌کنیم که می‌توان نام عبدالله بن سبأ را در آن‌ها یافت: 
-	اعشی همدان(3)  (در 83 ه‍) در شعری که پس از فرار از کوفه به بصره در هجو مختار ثقفی و یاران او سروده است از سبئیت نام می‌برد: 
شهدت علیکم انکم سبئیه
و انی بکم یا شرطه الکفر عارف(4) 
(شهادت می‌دهم که شما از سبئیان هستید که ای گروه کافران من شما را خوب می‌شناسم).
همچنین ابن حبیب(5)  (د245 ه‍) ابن سبأ را فرزند یک زن حبشی می‌داند(6)  و ابو عاصم خشیش بن اصدم (د253) در کتاب «الاستقامه» نقل می‌کند که علی بن ابی‌طالب دسته‌ای از یاران ابن سبأ را سوزانید حافظ (د255) نیز من جمله افرادیست که در مورد عبدالله بن سبأ صحبت کرده است(7) .
قضیه سوزاندن دسته‌ای زنادقه در دوران خلافت علی بن ابی طالب(رض) مسأله‌ای است که روایات صحیحی در کتب صحاح، سنن و مسانید آن را تایید می‌کنند(8) . خود لفظ زندقه، کلمه‌ای است که با نام عبدالله بن سبأ پیوندی عمیق یافته است. ابن تیمیه در این رابطه می‌گوید: منشأ رفض (لعن و تکفیر صحابه) و بنیان‌گذار آن، زندیق مشهور، عبدالله بن سبأ می‌باشد(9) . ذهبی نیز عبدالله بن سبأ را از غالیان زندقه و فردی گمراه و منحرف از دین می‌داند(10) . ابن حجر نیز او را از غالیان زندقه می‌پندارد و بیان می‌دارد که ابن سبأ را یاران و پیروانی بود که به سبئیت شهرت داشتند. اینان بر این باور غلط بودند که علی بن ابی طالب از مقام الوهیت برخوردار است. علی نیز در دوران خلافت خود تعدادی از این گمراهان را سوزانید(11) . همچنین نام عبدالله بن سبأ را می‌توان در میان کتب جرح و تعدیل محدثان یافت. به عنوان مثال، ابن حبان [د354 ه‍) در مورد محمد بن سائب کلبی (د146 ه‍) چنین می‌گوید: او از سبئیان بود که اعتقاد داشتند علی بن ابی طالب نمرده است و پیش از فرا رسیدن روز قیامت به دنیا باز خواهد گشت(12) . در میان کتب انساب نیز می‌توان به وضوح انتساب سبئیت به خود عبدالله بن سبأ را یافت. به عنوان نمونه، عبدالکریم بن محمد سمعانی (د562 ه‍) در کتاب الأنساب(13)  خود به این قضیه اشاره نموده است. نیز ابن عساکر (د571 ه‍) ‌در مورد عبدالله بن سبأ چنین می‌گوید: عبدالله بن سبأ از رافضیان غالی بود که سبئیت را بدو منتسب می‌سازند. او از یهودیان یمن بود که بعدها به دین اسلام گروید(14) . نکته مهم در آثار ابن عساکر این است که سیف بن عمر تمیمی، تنها منابع ابن عساکر در مورد اخبار ابن سبأ نمی‌باشد و او روایات دیگری را از سایر راویان نقل می‌کند(15) . ابن تیمیه (د 728 ه‍) در این خصوص معتقد است که رافضیه را منافقان زندیق ایجاد نمودند و عبدالله بن سبأ نیز خود زندقه را بنیان نهاد. او در شأن علی بن ابی طالب(رض) راه مبالغه را در پیش گرفت و چنین وانمود می‌کرد که علی بن ابی طالب براساس قرآن و سفارش نبی اکرم(ص) امام و جانشین پس از اوست. همچنین ابن سبأ ادعا می‌کرد که علی از مقام عصمت برخوردار می‌باشد(16) . شاطبی (د 79 ه‍) نیز در خصوص سبئیت چنین معتقد است: سبئیت، بدعتی است که باور دارد در کنار «الله» تبارک و تعالی، الهی دیگر موجود می‌باشد(17) . در کتاب «خطط» مقریزی (د 845 ه‍) نیز آمده است که عبدالله بن سبأ در دوران خلافت علی بن ابی طالب چنین تبلیغ می‌کرد که پیامبر(ص) پیش از وفات، علی را وصی و جانشین خود اعلام نمودند. همچنین ابن سبأ مسايل رجعت و بازگشت مجدد به دنیا و پیش از وقوع قیامت و نیز تناسخ را به علی بن ابی طالب نسبت می‌داد.(18) 
در مورد کتب شیعی که از ابن سبأ یاد کرده‌اند می‌توان موارد زیر را ذکر نمود: کشی در کتاب رجال خود به نقل از محمد بن قولویه روایت می‌کند که سعد بن عبدالله از یعقوب بن یزید و او از محمد بن عیسي و او از علی بن مهزیار و او از فضاله بن ایوب و او نیز از أبان بن عثمان نقل می‌کند که أبو عبدالله گفت: خداوند عبدالله بن سبأ را لعن و نفرین کند که ادعای ربوبیت امیرالمؤمنین می‌کرد. امیر المؤمنین بنده‌ای بود فرمانبردار حق تعالی. هر که بر ما دروغی بندد خداوند او را به آتش دوزخ گرفتار آورد. مردمانی هستند که در شأن ما سخنانی ناروا می‌گویند که ما خود را از ایشان و سخنان نادرست آنان مبرا می‌دانیم(19) . لازم به ذکر است که سند این روایت صحیح و درست می‌باشد(20) . قمی نیز در کتاب «الخصال» خود همین خبر را البته با ذکر سندی دیگری نقل می‌کند. مؤلف «روضات الجنات» نیز در این کتاب بیان می‌کند که عبدالله بن سبأ به خاطر دروغ و تزویری که در شأن علی بن ابی طالب به کار بست و نیز تأویلاتی که در رابطه با آن حضرت جعل نمود مورد لعن و نفرین امامان مذهب قرار دارد(21) . دکتر سلیمان بن حمد عوده در کتاب خود «عبدالله بن سبأ و اثره فی احداث الفتنه فی صدر الاسلام» روایت‌های بسیاری را در رابطه با عبدالله بن سبأ از کتب و منابع شیعی استخراج کرده است که در واقع هر کس را که بخواهد بدون دلیل و برهان و یا از روی منابع ضعیف، وجود این شخصیت را انکار نماید، محکوم می‌کند(22) . در واقع، شخصیت عبدالله بن سبأ، هم در منابع سنی و هم در منابع شیعی، شخصیتی است حقیقی و واقعی، از طرف دیگر، خاورشناسانی چون یولیس فلهاوزن(23) ، فان فولتن(24) ، دیلافیدا(25) ، گولدزیهر(26) ، رینولد نیکلسون(27)  و دوایت رونلدسن(28)  نیز بر وجود چنین شخصیتی در صدر اسلام تاکید نموده‌اند، ‌هر چند در این میان، معدودی از خاورشناسان مانند کیتانی، برنارد لوئیس(29)  و فرید لندر(30)  وجود عبدالله بن سبأ را مورد شک قرار داده‌اند اما به دلیل تزلزل دلایل و شیوه‌های آنان در نگارش تاریخ اسلام، چندان به دیدگاه این قبیل افراد اعتنایی نمی‌توان کرد. 
هر کس در منابع و کتب شیعی و سنی، چه قدیم و چه متأخر، نظری بیافکند می‌بیند وجود عبدالله بن سبأ در سرتاسر این کتاب‌ها اعم از کتب عقاید، حدیث، رجال، أنساب و ادبیات، به عنوان شخصیتی حقیقی و واقعی به ثبت رسیده و محققان و پژوهش‌گران بسیاری در این مسأله هیچ گونه شکی به خود راه نداده‌اند. واضح است که مستشرقین نخستین افرادی بودند که در وجود شخصیت عبدالله بن سبأ تشکیک ایجاد کردند که بعدها محققان شیعه و اعرابی که شیفته نظریات خاورشناسان بودند، دیدگاه آنان را در این زمینه