----------------------------------------------------
1) به روایت مسلم، کتاب فضائل الصحابة (حدیث2417). 
2) مسند احمد (1/59). 
3) المعرفة و التاریخ (2/488). خلافة عثمان بن عفان، ص 91. 
4) طبقات ابن سعد (3/71). تاریخ ابن خیاط، ص171. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:468.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:469.txt">1- علی بن ابی طالب(رض)</a><a class="text" href="w:text:470.txt">2- زبیر بن عوام(رض)</a><a class="text" href="w:text:471.txt">3- مغیره بن شعبه(رض)</a><a class="text" href="w:text:472.txt">4- عبدالله بن زبیر(رض)</a><a class="text" href="w:text:473.txt">5- کعب بن مالک(رض) و زید بن ثابت(رض)</a><a class="text" href="w:text:474.txt">6- حسن بن علی بن ابی طالب(رض)</a><a class="text" href="w:text:475.txt">7- عبدالله بن عمر بن خطاب(رض)</a><a class="text" href="w:text:476.txt">8- ابو هریره(رض)</a><a class="text" href="w:text:477.txt">9- سلیط بن سلیط(رض)</a><a class="text" href="w:text:478.txt">10- عده‌ای از اصحاب(رض) به عثمان(رض) پیشنهاد می‌کنند که به مکه عزیمت نماید</a><a class="text" href="w:text:479.txt">چرا عثمان(رض) اصحاب را از نبرد با شورشیان باز می‌داشت؟</a></body></html>عثمان(رض) در طول جریان محاصره خانه خود با صحابه(رض) به مشورت پرداخت و در این رابطه، نظر ایشان را جویا شد و هر یک از آنان نیز نظرات را به او اعلام نمودند که در زیر به تعدادی از آنان می‌پردازیم: ابن عساکر از جابر بن عبدالله(رض) روایت می‌کند که علی(رض) به عثمان(رض) اعلام نمود که او می‌تواند پانصد مرد جنگجو را نزد او بفرستد تا از او در برابر شورشیان دفاع کنند؛ چرا که عثمان(رض) هیچ کار ناشایست و ظالمانه‌ای انجام نداده تا مستحق مرگ باشد. عثمان(رض) نیز از علی(رض) تشکر کرد و او را دعای خیر نمود اما پیشنهاد او را نپذیرفت تا خون هیچ مسلمانی به خاطر حفظ جان او ریخته نشود.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ دمشق، ص403. مرّه بهزِی روایت می‌کند که روزی نزد رسول خدا(ص) بودیم و ایشان از فتنه عظیمی¬ که امّت را در برخواهد گرفت صحبت می‌کردند. سپس فرمودند: 
«تهيج فتنة كالصياصى، فهذا ومن معه على الحق». 
«در آن روز این مرد و حامیان او بر حقّ هستند». 
در این لحظه من بلند شدم و نزد آن مرد رفتم، دیدم که عثمان بن عفّان است.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد (5/33).ابو حبیبه، مولای زبیر بن عوام، نقل می‌کند که زبیر مرا نزد عثمان فرستاد تا پیغامی را به او برسانم. چون نزد او رسیدم، دیدم که حسن بن علی، ابوهریره، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر کنار او نشسته‌اند. به عثمان(رض) گفتم: که زبیر به شما سلام می‌رساند و اعلام می‌دارد که همچنان تحت فرمان شماست و اگر بخواهید نزد شما آید و از شما دفاع نماید. همچنین بنی عمرو بن عوف نیز به او قول داده‌اند تا در دفاع از عثمان(رض) دنباله‌رو او خواهند بود؛ عثمان پس از شنیدن این پیغام گفت: الله اکبر سپاس خداوند را که برادرم زبیر را از این مهلکه محفوظ نگه داشته است. سلام مرا به او برسان که اگر خداوند چنین تقدیر نمود که صحابه از او دفاع کنند من دوست دارم که مدافع من زبیر باشد. آن‌گاه ابوهریره از جای خود برخاست و گفت: به خداوند سوگند که با گوش‌های خود از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود شما پس از من دچار فتنه و اختلافات بسیار می‌شوید. عرض می‌کردیم یا رسول الله(ص) راه نجات از این فتنه‌ها به ما نشان بدهید. ایشان در حالی که به عثمان اشاره می‌کردند. فرمودند که امین خدا و امت و یاران او را حمایت نمایید. چون ابو هریره این را بگفت، مردم حاضر در آن مجلس، از جای برخاستند و از عثمان خواستند به آنان اذن جهاد با شورشیان، را بدهد. اما عثمان به آنان گفت: من به هر آن‌که از من فرمان می‌برد می‌گویم که نباید با معترضان به جنگ بپردازد.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحاب (1/511) سند این روایت، صحیح می‌باشد. در اخبار است که در جریان محاصره خانه، مغیره بن شعبه نزد عثمان آمد و به او پیشنهاد داد که یا با شورشیان وارد کارزار شود که او امام امت است و مردان بسیاری از او فرمان می‌برند. و بطلان کار آن شورشیان بر همگان مسلم است یا مخفیانه به جانب مکه رود که شورشیان را یارای قتل او در آن شهر نیست و یا به شام و نزد معاویه بن ابی سفیان رود. اما عثمان(رض) هیچ یک از پیشنهادات او را نپذیرفت و در پاسخ به مغیره چنین گفت: من با شورشیان نمی‌جنگم؛ چرا که نمی‌خواهم اولین حاکمی باشم که در میان امت رسول الله(ص) جنگ و خونریزی به راه اندازد. به مکه نیز نخواهم رفت، چون از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود:
«يلحد رجل من قريش بمكة يكون عليه نصف عذاب العالم».
«در مکه و از میان قریشیان مردی حرمت حرام را خواهد شکست و او مستحق عذاب نصف مردمان عالم است». و من نمی‌خواهم که او من باشم. به شام هم نمی‌روم؛ چرا که دوست ندارم سرزمین رسول الله(ص) را ترک گویم و سعادت بودن در جوار مرقد او(ص) را از دست بدهم.(1)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة (7/211). همه‌ي اصحاب بر این اتفاق نظر داشتند که باید از عثمان(رض) دفاع نمود و به همین دلیل، عده‌ای از ایشان وارد منزل او شدند. اما عثمان(رض) با قاطعیت آنان را از هر نوع درگیری و جنگ با شورشیان باز می‌داشت. از جمله این صحابه‌ای که اصرار داشت تا با شورشیان به نبرد بپردازد عبدالله بن زبیر(رض) بود. او به عثمان می‌گفت که: خداوند آنان را لعنت کند. ای عثمان! خداوند جنگ با آنان و ریختن خون این فتنه‌انگیزان را بر تو روا داشته است. اما عثمان(رض) باز هم او را از این کار منع می‌نمود و می‌گفت: به خداوند سوگند که هرگز با ایشان جنگ نخواهد کرد.(1) 
در جای دیگر است که عبدالله بن زبیر(رض) به عثمان(رض) گفت: ای امیر المؤمنین، جمعیتی مؤمن و هوشیار نزد تو آمده‌اند که بیقین خداوند آنان را در برابر آن فتنه‌انگیزان نصرت می‌دهد، پس به ما اذن نبرد با آنان را بده. اما عثمان(رض) در جواب او می‌گفت: خداوند آن‌که را که به خاطر دفاع از من کشته می‌شود مورد رحمت و غفران خود قرار دهد(2) . سپس ابن زبیر را مسئول نگهبانان منزل خویش نمود و به همه اعلام کرد که هر کس از او فرمان می‌برد باید از دستورات ابن زبیر نیز اطاعت کند.(3) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (3/70) سند این روایت، صحیح است. 
2) طبقات ابن سعد (3/70). 
3) طبقات ابن سعد (3/70) این روایت با سندی صحیح به عبدالله بن زبیر بر می‌گردد. کعب بن مالک که از انصار بود، در جریان محاصره خانه‌، آنان را دعوت می‌کرد تا سلاح بردارند و به یاری عثمان بشتابند. او به آنان می‌گفت که: ای انصار! بار دیگر انصار و یار دین خداوند باشید. چون ایشان نزد عثمان آمدند، زید بن ثابت(رض) را که او نیز از انصار بود نزد آن حضرت فرستادند تا به آنان اذن جنگ با فتنه‌انگیزان را بدهد(1) . اما عثمان ایشان را از جنگ منع می‌نمود و می‌گفت: مرا در برابر این آزمایش به کسی جز خداوند نیازی نیست(2). 
------------------------------------