دٌ(90)) هود: ٨٩ - ٩٠ 
(اي قوم من! مخالفت (موجود ميان شما و) من، شما را بر آن ندارد كه بر عناد با حق و اصرار بر كفر خود بيفزائيد و سبب شود كه همان بلائي به شما برسد كه به قوم نوح يا قوم هود و يا قوم صالح رسيد، و (مكان و زمان وقوع هلاك) قوم لوط از شما چندان دور نيست (و دست‌كم از ايشان عبرت بگيريد و خويشتن را بپائيد)). 
ای مردم! بدانید افرادی که مصداق این آیه هستند نزد من آمده‌اند که خود را حق طلب و خیرخواه نشان داده‌اند و ادعا می‌کنند که خواستار اجرای دستورات قرآن هستند و در این راه هیچ چشم داشتی به مال دنیا ندارند. اما چون حق را به آنان نشان می‌دهیم می‌بینیم که دو دسته می‌شوند؛ دسته‌ای از ایشان آن را می‌پذیرند اما دسته‌ای دیگر در مقابل آن جبهه می‌گیرد، گویا می‌خواهند حرف خود را به زور و به ناحق به اثبات رسانند. من اینان را خوب می‌شناسم، این افراد آرزوی رسیدن به قدرت را در سر می‌پرورانند و به همین دلیل تلاش می‌کنند تا به هر شکل ممکن به این هدف خود دست یابند. آنان مرا پیمان‌شکن می‌خوانند، حال آن‌که به یاد ندارم كه هیچ کدام از بندهای عهدنامه خود با ایشان را زیر پا گذاشته باشم. می‌گویند که خواستار اجرای حد و مجازات جرایم و ظلم و ستم‌ها هستند. من به آنان پاسخ دادم شما آزاد هستید که آن را در مورد هر آن‌که از چارچوب شریعت خارج شده و ظلم و ستمی را در حق بندگان روا داشته است اجرا کنید. می‌گویند که می‌خواهد طبق آیات قرآن رفتار شود و من به آنان جواب داد آیات قرآن را خوب و بدون افراط و تفریط و مبالغه در آن بخوانید و فهم کنید آنگاه خواهان اجرای دستورات آن باشید. ادعا می‌کنند که در هزینه بیت‌المال، جانب عدالت رعایت نشده‌اند و باید از این به بعد به همگان سهمی از بیت‌المال برسد و ثروت به نحو شایسته‌ای در میان مردم تقسیم گردد، زکات و خمس غنایم نباید حیف و میل شود، تنها افراد توانا و امین باید به قدرت برسند و حق و حقوق ستمدیدگان احقاق شود. من نیز با وجودی که این ادعاي آنان را قبول نداشتم اما باز به درخواست آنان تن دادم. اما بدانید که همین افراد به ظاهر حق طلب، مرا از رفتن به مسجد و حضور در نماز جماعت منع کرده‌اند، امور شهر مدینه را به زور در اختیار خود گرفته‌اند. حال من این نامه را خطاب به شما امت اسلام می‌نویسم که بدانید این افراد سه راه پیش پای من گذاشته‌اند و مرا مجبور می‌کنند تا یکی از آن‌ها را انتخاب کنم؛ آنان به من گفته‌اند یا باید در قبال مجازات‌های درست و یا به اشتباه خاطیان، قصاص پس بدهم و مرا بکشند، یا از مقام خلافت کناره گیرم و یا تمام همفکران خود را فرا می‌خوانند تا علیه من سر به طغیان بر دارند. اما من به آنان اعلام کردم که خلفای قبل از من نیز به اشتباه و یا درست خاطیان را مجازت کرده‌اند اما هیچ کس از آنان انتقام نگرفت و من می‌دانم که این افراد با این سخنان قصد جان مرا دارند، نیز به آنان گفتم که هرگز از مسئولیتی که بر عهده من است شانه خالی نخواهم نمود ولو مرا مورد آزار و اذیت قرار دهند و اگر می‌خواهند مرادم را به طغیان و شورش علیه من فرا خوانند بدانند که من هیچ کس را مجبور نکردم تا از من اطاعت کند. آنان خود، داوطلبانه با من بیعت کردند تا شاید در راه دین خدا و اصلاح امت حرکت کنند. بدانید که تمامی انسان‌ها براساس تقدیر خداوند به سهم خود از دنیا می‌رسند و نمی‌توانند بیش از نصیب خود چیزی به دست آورند. و هر کس بخواهد رضای خداوند و سعادت آخرت را به دست آورد و اصلاح امت و تبعیت از سنت رسول خدا(ص) و ابوبکر و عمر را سرلوحه کار خویش قرار دهد بداند که پاداش او را تنها خداوند می‌داند و تنها او جزای این کار را به او می‌دهد، بدانید که تمام مال دنیا را به شما ببخشم باز هم این ثروت‌های کلان در برابر این دین، ارزش ندارد و سعادت دنیا و آخرت شما را تضمین نمی‌کند. پس از خداوند(عزوجل) بترسید و به رحمت او نیز امیدوار باشید. اگر می‌خواهید که پیمان خود با من را بشکنید بدانید که این کار شما نزد خدا و خلق او ناپسند است و بدانید که من در دوران خلافتم دستورات خداوند را مد نظر داشته‌ام و از هر نوع رفتار ناپسند و ایجاد اختلاف و تفرقه و جنگ و خونریزی میان امت حذر نموده‌ام. شما را به رعایت دستورات خداوند و تبعیت از دستورات شریعت فرا می‌خوانم و از شما می‌خواهم که جانب حق را بگیرد و از ستم روا داشتن بپرهیزید، عدالت میان یکدیگر را از یاد نبریم و به عهد و پیمان میانمان پایبند باشیم که خداوند می‌فرماید: 
(وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً) الإسراء: ٣٤ 
(و در مال يتيم تصرّف نكنيد مگر به شيوه‌اي كه (در حفظ و بهره‌وري آن مفيدتر و) بهتر باشد.  (بدين كار ادامه دهيد) تا اين كه يتيم به سنّ بلوغ مي‌رسد (و مي‌تواند در دارائي خود تصرّف كند و به نحو احسن آن را مورد بهره‌برداري قرار دهد). و به عهد و پيمان (خود كه با خدا يا مردم بسته‌ايد) وفا كنيد، چرا كه از (شما روز رستاخيز درباره) عهد و پيمان پرسيده مي‌شود). 
من هرگز خود را از اشتباه و گناه معصوم و پاک ندانسته‌ام همانطور که قرآن می‌فرماید: 
(وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ) يوسف: ٥٣ 
(من نفس خود را تبرئه نمي‌كنم (و خويشتن را بيگناه نمي‌دانم) چرا كه نفس (سركش طبيعةً به شهوات مي‌گرايد و زشتيها را تزيين مي‌نمايد و مردمان را) به بديها و نابكاريها مي‌خواند، مگر نفس كسي كه پروردگارم بدو رحم نمايد (و او را در كنف حمايت خود مصون و محفوظ فرمايد). بي‌گمان پروردگارم داراي مغفرت و مرحمت فراواني است). 
در دوران خلافتم نیز اگر افرادی را مجازات کرده‌ام تنها به این دلیل بوده است که دستورات خداوند را اجرا نموده باشم و تنها خیر و صلاح امت را در نظر داشته‌ام. حال و در این سن و سال از خداوند می‌خواهم که مرا مورد عفو و بخشایش خود قرار دهد و مرا از رحمت بی‌منتهای خود محروم نسازد؛ تنها افراد گمراه هستند که از درگاه خداوند و عفو و رحمت او مأیوس و ناامید می‌شوند و تنها اوست که توبه بندگانش را می‌پذیرد و از گناهان و بدی‌های آنان چشم‌پوشی می‌کند. او دانای به اعمال و گفتار ماست و از او می‌خواهم که گناهان من و شما را ببخشاید و ما را به راه راست هدایت فرماید و ما را از فسق و فجور و گناه وعصیان در امان دارد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. 
ابن عباس نقل می‌کند که من این نامه را در مکه و قبل از مراسم، برای حجاج و دیگر مسلمانان حاضر در آن‌جا قرائت نمودم و آنان را از محتوای آن آگاه ساختم.(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخلفاء الراشدون، ص167 و168. 
2) تاریخ الطبری (5/425-431). طبری از سیف بن عمر روایت می‌کند که چون مح