 جمع شدند و او را به باد انتقاد گرفتند، از او ایراد گرفتند که چرا جوانان را به امارت و ولایت انتخاب می‌کند و او را مورد بازخواست قرار دادند که چرا زمین‌هایی را چراگاه شتران و اسبان حکومت قرار داده است، حال آن‌که تمام این مسايل، پیش از عهد او نیز وجود داشتند، اما او با این وجود به سخنان آنان گوش داد و به خواست‌های آنان تن در داد تا شاید به راه راست آیند، آنان نیز که دیگر عذر و بهانه‌ای را برای عصیان و شورش نیافتند راه خیانت و تجاوز را در پیش گرفتند، و دست خود را به خونی حرام آغشته کردند، آنان با این ستم و ظلم خود حرمت سرزمین وحی و ماه حرام را شکستند و اموال بیت‌المال را به یغما بردند. به خداوند سوگند که یک انگشت عثمان از تمامی آنان بهتر بود؛ ای مردم بدانید که اگر بر فرض محال، ادعای آن یاغیان در مورد عثمان راست باشد و او مرتکب گناهانی شده بود، با این جنایتی که در حق او نمودند آن گناهان پاک شده و از میان رفته است.(3) 
در مقابل این روایات مستدل و درست که تصویری زیبا از روابط میان عثمان و عائشه(رض) را به نمایش می‌گذارند، در تاریخ طبری و دیگر کتب تاریخ به روایات دیگری بر می‌خوریم که تصویری کاملاً متضاد از روایات قبل را ارائه می‌دهند. این روایات، آن نقش درخشان و هوشیارانه ام المؤمنین عائشه(رض) در دفاع از شعائر دین و حرمت آن‌ها و نیز حمایت از عثمان(رض) را به شدت مخدوش کرده‌اند.(4) 
در واقع، روایاتی که در کتاب‌های «العقد الفرید»، «الاغانی»، تاریخ الیعقوبی، تاریخ المسعودی و «انساب الاشراف» در مورد نقش ام المؤمنین عائشه(رض) در اوضاع و احوال آن دوران نقل شده‌اند، این نقش را کاملاً مشوش و ضد و نقیض به تصویر کشیده‌اند. اما باید دانست این روایات نادرست و غیر معتبر می‌باشند(5) ؛ نخست به این دلیل که این روایات یا بدون سند هستند و یا در سند آن‌ها ایراد و ضعفی وجود دارد. دوم آن‌که متن و محتوای این روایات در تضاد کامل با روایات صحیحی است که در کتب حدیث موجود می‌باشند.(6) 
خانم أسماء محمد أحمد زیاده، همه روایاتی را که در رابطه با مواضع و اقدامات ام المؤمنین عائشه(رض) در جریان حوادث فتنه نقل شده‌اند گردآوری نموده و سند و متن روایاتی را که ادعا می‌کنند میان عثمان(رض) و عائشه(رض) اختلافات بسیار عمیقی وجود داشته مورد نقد قرار داده و ضعف و بطلان این روایات را تبیین نموده‌اند، او در این کتاب بیان می‌دارد که شایسته آن است که هرگز به این روایات که راویان آن به دلایل مختلف چون گرایش به تشیع و یا شهرت داشتن به رافضی بودن غیر قابل اعتماد می‌باشند توجهی ننماییم، اما متأسفانه می‌بینیم که این روایات در بیشتر مطالعات معاصر مورد استناد محققان قرار گرفته‌اند. در واقع، این نوع روایات باطل تلاش دارند با ایجاد این تصور غلط که میان صحابه(رض)  اختلافات شدیدی وجود داشته است تاریخی مجعول را به ما تحمیل کنند که به هیچ عنوان با حقایق منطبق نمی‌باشند(7) . حال اگر فرض را بر این بگیریم که عائشه(رض) همدست شورشیان بود و آنان را علیه عثمان تحریک می‌کرد بنابراین لازم می‌آمد به انحاء مختلف تلاش نماید تا قتل عثمان را موجه جلوه دهد. اما بر خلاف این فرضیه، تاریخ درست و صحیح، چنین موضعی را از ام المؤمنین عائشه(رض) به یاد ندارد. حقیقت امر آن است که این روایات مجعول می‌کوشند تا عائشه(رض) و دیگر صحابه بزرگوار(رض) ناپرهیزکار و غیر قابل اعتماد نشان دهند حال آن‌که خود قرآن و رسول(ص) آنان را عادل اعلام داشته‌اند و همین ما را در رد این روایات باطل و نادرست کفایت است. از طرف دیگر، اگر ما تمام حقایق و دلایل دینی، علمی و تاریخی را در این نوع مسايل، کنار هم قرار دهیم، این حقایق و دلایل محکم و مستدل هیچ نوع تضاد و تناقضی با هم ندارند و این خود، دلیلی است بر بطلان آن روایات ضد و نقیض و طبیعتاً نادرست بودند تحقیقات و استدلال‌هایی که براساس این روایات شکل گرفته‌اند.(8) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تحقیق مواقف الصحابة (1/378)، المسند (6/250-261)، البدایة و النهایة (7/219) 
2) فتنة مقتل عثمان (1/391)، تاریخ خلیفه، ص176. 
3) تاریخ الطبری (5/473). 
4) دور المرأة السیاسی فی عهد النبی و الخلفاء الراشدین، 352. 
5) نگا: الصدیقة بنت الصدیق، العقاد، ص116-124. 
6) دور المرأه السیاسی، ص370. 
7) دور المرأه السیاسی، ص370. 
8) دور المرأة السیاسی، ص371. هم خود علی و هم اهل بیت او احترام بسیاری برای عثمان(رض) قائل بودند و او را خلیفه بر حق مسلمین می‌دانستند. 
الف: علی بن ابی طالب(رض) بعد از عبدالرحمن بن عوف(رض) نخستین فردی بود که با عثمان(رض) بیعت نمود(1) . از قیس بن عباد نقل می‌کنند که چون در مجلس صحبت از عثمان شد علی گفت: عثمان مردی است که رسول الله(ص) در شأن او فرمود که: 
«الا استحیی ممن تستحی منه الملائکه»(2) 
«آیا نباید در برابر مردی شرم داشت. که فرشتگان از او حیا می‌کنند».  
ب: علی(رض)، عثمان(رض) را از اهل بهشت می‌دانست. از نزال بن سبره نقل است که چون در مورد عثمان از علی پرسیدند او پاسخ داد: او مردی است که فرشتگان او را «ذوالنورین» خوانند. همین که رسول خدا(ص) دو دختر خویش را به عقد او در آورد ثابت می‌کند که عثمان از اهل بهشت است.(3) 
ج: علی(رض) در دوران خلافت عثمان(رض) کاملاً مطیع و فرمانبردار او بود. ابن ابی شیبه از طریق محمد بن حنفیه نقل می‌کند که علی(رض) اعلام نمود: اگر عثمان مرا به طناب کشد باز هم از او اطاعت خواهم نمود و فرمانبردار او خواهم بود.(4)  و این خود، دلیلی است بر میزان اطاعت و فرمانبرداری علی(رض) نسبت به عثمان(رض).(5) 
د: پس از اين‌كه عثمان(رض) با مشورت بزرگان صحابه(رض) اقدام به تدوین مصحف واحدی از قرآن نمود علی در ستایش این عمل چنین گفت: اگر من به جای عثمان خلیفه بودم، همین کار را انجام می‌دادم.(6) 
ه‍: بر خلاف ادعای رافضیان(7) ، علی بارها و بارها قتل عثمان را محکوم نمود. صراحتاً بیان داشت که به هیچ شکلی در قتل او دخالت نداشته است(8) . حاکم در کتاب خود، پس از ذکر حوادث فتنه بیان می‌دارد که بر خلاف ادعای اهل بدعت که می‌گویند علی در قتل عثمان دخالت داشت براساس روایات معتبر، او هیچ نقشی در این ماجرا نداشته است(9) . ابن تیمیه نیز در این رابطه می‌گوید: علی به هیچ عنوان در جریان قتل عثمان دخالتی نداشت و به شدت با این قضیه مخالف بود و هر کس خلاف این را ادعا نماید سخن او دروغ محض می‌باشد(10) . از خود علی(رض) روایت می‌کنند که گفت: خداوندا! دستان مرا از آغشته شدن به خون عثمان پاک نگه‌دار(11) . حاکم از طریق قیس بن عباد روایت می‌کند که علی(رض) در روز جنگ خطاب به مردم چنین گفت: خداوندا! دستان مرا از متهم شدن به ریختن خون عثمان پاک نگه‌دار. در روز شهادت عثمان، این مردمان نزد من آمدند و درخواست کردند تا با من بیعت کنند. و من به آنان گفتم من از خداوند شرم می‌کنم که با مردمانی بیعت نمانم که خون مردی را بر زمین ریخته‌اند که رسول خدا(ص) در مور