 همه‌ي ایشان از این جنایت مبرا می‌باشند و به هیچ عنوان، مردم را علیه او تحریک ننمودند. 
50-	عثمان مردی هوشیار و روشن ضمیر بود و به همین دلیل، توانست با شجاعتی کم‌نظیر و اتخاذ سیاستی مناسب، توطئه‌های شورشیان را نقش بر آب و خود آنان را نزد مسلمانان رسوا کند. او چون نمی‌خواست اولین فردی باشد که آتش جنگ را میان امت شعله‌ور می‌سازد، تصمیم گرفت با ایثار جان خود، کیان امت را از چنان مهلکه‌ای نجات بخشد. 
51-	فتنه قتل عثمان(رض)، حادثه‌ای بود که تأثیرات بزرگ و دامنه‌داری را در میان امت به جای گذاشت، پس از این فاجعه، فتنه‌ها و جنگ‌های متعدد دیگري روی دادند که حاصل تمامی آن‌ها، تضعیف ایمان مردم و شیوع وسیع دروغ و نفاق و خیانت در میان ایشان و انحراف از شریعت راستین بود. 
52-	همانطور که خداوند در قرآن می‌فرماید: 
(وَتِلْکَ الْقُرَى أَهْلَکْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِکِهِم مَّوْعِدًا) الكهف: ٥٩ 
(و اينها شهرها و آباديهائي است (از عاد و ثمود و قوم لوط و امثال ايشان) كه ما (در رساندن عذابشان شتاب ننموده‌ايم و بلكه) موعدي براي هلاكشان تعيين كرده‌ايم و زماني آن‌ها را نابود ساخته‌ايم كه ايشان ظلم و ستم پيشه كرده‌اند). 
هر آن کس را که به دیگری ظلم و ستم روا دارد و به ناحق به حقوق او تجاوز کند هم در دنیا و هم در آخرت، عذابی دردناک خواهد بود و چون به سرنوشت رؤسای و رهبران شورشیان و آنکه مستقیماً در قتل عثمان دخالت داشتند می‌نگریم می‌بینیم که خداوند آنان را در دنیایشان ذلیل گردانید و انتقام خون به ناحق ریخته عثمان را از یکا یک آنان گرفت. 
53-	فاجعه قتل عثمان(رض) همه‌ي صحابه و دیگر مسلمانان را چنان متاثر و اندوهگین نمود که مدت‌ها نتوانستند آن را از یاد ببرند. در این برهه هم به هر نحوی که شده این تاثر و اندوه عمیق خویش را بازگو می‌نمایند. شاعر رسول خدا(ص) حسان بن ثابت، از این قاعده مستثنی بود و با سرودن قطعات سوزناکی در رثای عثمان و هجو قاتلان او در این ماتم و حزن شرکت جست تا همچنان عمق این فاجعه را از ورای گذشت قرن‌های بسیار در گوش‌ها طنین‌انداز باشد. 
54-	در آخر، خداوند را سپاس می‌‌گویم که این توان و فرصت را به من داده تا کتابی در مورد عثمان بن عفان(رض) به رشته تحریر در آوردم. اعتراف می‌کنم آنچه را که از مطالب آن، درست است به فضل خداوند نوشته‌ام، در مورد هر آنچه از مطالب آن به راه اشتباه رفته‌ام از خداوند طلب آمرزش می‌کنم. تنها مرا این کفایت است که در نیت و قصد خود، هدفم این بوده است که برادران و خواهران مسلمانم از آن بهره‌مند شوند. از خوانندگان عزیز خواهشمندم که مرا هنگام دعا و عبادت خویش از یاد نبرند، و از خداوند متعال برای این برادر خود، طلب آمرزش و رحمت کنند که رسول خدا(ص) فرمود: هر کس برادر مسلمان خویش را در نهان و بدور از چشم خود او دعا کند، دعایش مستجاب شود. کتاب را با این آیه از قرآن و چند بیت شعر حکمت‌آمیز به پایان می‌رسانم: 
(وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) الحشر: ١٠
(كساني كه پس از مهاجرين و انصار به دنيا مي‌آيند، مي‌گويند : پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته‌اند بيامرز. و كينه‌اي نسبت به مؤمنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي). 
ان تجد عیبا فسد الخللا
اطلب العلم و لا تکسل، فما
احتفل للفقه فی الدین و لا
و اهجر النوم و حصله فمن
لا تقل قد ذهبت اربابه
		جل من لا عیب فیه و علا
ابعد الخیر علی اهل الکسل
تشتغل عنه بمال و حول
یعرف المطلوب یحقر ما بذل
کل من سار علی الدرب وصل

(اگر [در این کتاب] عیبی را می‌بینی آن را برطرف کن؛ چرا که هیچ کس و هیچ چیزی را نمی‌توان کامل و بدون عیب یافت. 
به کسب علم و معرفت بپرداز و بدان که خیر و برکت به افراد تنبل نمی‌رسد. در راه فرا گرفتن علوم دین و معارف آن تلاش کن و عمر خویش را صرف جمع کردن مال و به دست آوردن قدرت نگذرار از خواب [غفلت و آرزو] بپرهیز و بدان هر آن کس که ارزش هدف خویش را بداند، به آنچه در این راه صرف می‌کند بها نمی‌دهد. مگوی که بزرگان دین رفته‌اند، چرا که هر کس در شاهراه هدایت و دین راستین گام بردارد به سعادت [دنیا و آخرت] می‌رسد).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:54.txt">1- عثمان یکی از اعضای مهم شورای مشورتی حکومت بود</a><a class="text" href="w:text:55.txt">2- بحران اقتصادی دوران خلافت صدّیق(رض)</a></body></html>1-	طبرستان: منطقه‌ای بود در جنوب دریای خزر و با مرکزیت شهر همدان. نام این منطقه از دو کلمه «طبر» به معنای تبر و «زنان» تشکیل شده است. 
2-	آذربایجان: این کلمه به معنای سرزمین آتش است و نام منطقه‌ای است در غرب دریای خزر و با مرکزیت اردبیل.
3-	ارمنستان: منطقه‌ای بود در شرق آسیای صغیر و جنوب دریای سیاه، این سرزمین را از آن جهت ارمنستان نام نهادند که بیشتر ساکنان آن را ارامنه تشکیل می‌دادند، این قوم، نژادی هندی و اروپایی بود که در قرن اول بعد از میلاد به دین مسیحیت گروید اما بعدها تفکر منوفیست بر اعتقادات آنان غلبه یافت. در دوران فتوحات، ساکنان این منطقه به شدت در برابر سپاهیان اسلام مقاومت می‌کردند و بر مسیحیت خویش اصرار فراوان می‌ورزیدند. 
4-	طغارستان: سرزمینی بود واقع در جنوب غرب منطقه ماوراءالنهر و با مرکزیت شهر بلخ هم اکنون این منطقه جزو خاک افغانستان است و مهمترین مراکز آن شهرهای خوست و قندهار می‌باشند. 
5-	خراسان: به معنای محل طلوع خورشید است، و آن سرزمینی بود در شرق فلات ایران و با مرکزیت شهر مرو. 
6-	سجستان یا سیستان: منطقه‌ای بود در جنوب خراسان و با مرکزیت شهر بست. این کلمه از دو بخش «سگ» و «آستان» به معنای منطقه تشکیل شده است اما ظاهراً این سرزمین را به این خاطر سجستان می‌نامیدند چرا که ساکنان آن دیار را «ساکا» می‌خواندند. 
7-	ماوراءالنهر: منطقه‌ای است ما بین دو رود بزرگ جیحون (یا آمو دریا) و سیحون (یا سر دریا. ) مهمترین شهرهای آن بخارا، سمرقند و تاشکند می‌باشد. این سرزمین، هم اکنون جزو قلمرو کشورهای ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان است. 
8-	جرجان یا گرگان: منطقه‌ای است در شرق دریای خزر، ظاهراً نام آن سرزمین در عهد باستان، «باکتریا» بوده است و بنا به قولی، زردشت، دعوت خویش را از این سرزمین آغاز نمود. 
9-	خوزستان: سرزمینی است در جنوب غرب فلات ایران و هم مرز با کشور عراق مرکز آن شهر اهواز می‌باشد و به داشتن ذخایر عظیم نفت مشهور است. اعراب، آن را عربستان می‌نامند و بر این باورند که رضاشاه با اشغال آن در سال1925 م و بر کنار کردن شیخ خزعل از حکومت آن‌جا، آن سرزمین را به سرزمین ایران ضمیمه کرد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:532.txt">صفحه 