
6-	تلاش برای باز پس‌گیری اسکندریه که از موقعیت استراتژیک و مهمی نزد رومیان برخوردار بود. کتب تاریخ نیز مکاتبات ساکنان آن‌جا با کنستانتین، امپراتور روم را به ثبت رسانیده‌اند و این حکایت از اهمیت آن نزد رومیان دارد.(1)  
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ذات الصواری، شوقی أبو خلیل، 60-61. مؤرخان به این سؤال جواب یکسانی نداده‌اند و تا آن‌جا که می‌دانیم جز یک مورد، هیچکدام از منابع عربی محل دقیق این نبرد را ذکر نکرده‌اند و آن یک مورد نیز محل آن را سواحل برقه دانسته است. 
* در کتاب «فتح مصر و اخبارها»(1)  خطبه‌ای از عبدالله بن سعد بن ابی سرح نقل شده که در آن چنین گفته است: به من خبر داده‌اند که هراکلیوس با یک هزار کشتی به جانب شما در حرکت است. اما کتاب‌ها محل این جنگ را مشخص نکرده‌اند. 
* طبری(2)  در کتاب خود و در بررسی حوادث سال31 ه‍ جنگ ذات الصواری را با نبردهای مسلمانان در آفریقا ربط داده و در این خصوص چنین گفته است: رومیان نیرویی را علیه مسلمانان فراهم آوردند که تا آن زمان سابقه نداشت. 
* کتاب «الکامل فی التاریخ»(3)  نیز مکان دقیق این نبرد را مشخص نکرده است اما علّت وقوع آن‌را با جنگ‌ها و پیروزی‌های مسلمانان در آفریقا مرتبط دانسته است. 
* در «البدایه و النهایه»(4)  نیز چنین آمده است: چون عبدالله بن سعد بن ابی سرح رومیان و بربرها را در آفریقا شکست داد، این امر بر رومیان سخت آمد. به همین دلیل کنستانتین پسر هراکلیوس سپاهی عظیم را که تا آن روز به خود ندیده بود فراهم آورد و با پانصد کشتی به جانب مسلمانان و عبدالله بن سعد بن ابی سرح در سرزمین‌های غرب حرکت کردند. 
* «تاریخ الأمم الإسلامیه»(5)  نیز محل دقیق این نبرد را مشخص نکرده است. اما شوقی ابو خلیل معتقد است که این نبرد در سواحل اسکندریه روی داده است(6) ، و برای این ادعای خود دلایل زیر را بیان می‌کند: 
- کتاب «النجوم الزاهده فی ملوک مصر و القاهره» به طور صریح چنین بیان می‌کند: نبرد ذات الصواری در سواحل اسکندریه روی داد.(7)  
-	تاریخ ابن خلدون نیز چنین می‌گوید(8) : پس از اين‌كه ابن ابی سرح، سرزمین‌های آفریقا را در نَوردید و مردمان آن‌ها را به اطاعت خویش در آورد به مصر بازگشت. کنستانتین نیز با ششصد کشتی به قصد جنگ با او عزم اسکندریه نمود. 
-	تمامی منابع عربی که محل دقیق این نبرد را ذکر نکرده‌اند، معتقدند که آن نبرد و شکست‌های رومیان در شمال آفریقا با هم در ارتباط بوده‌اند. 
-	ناوگان روم، سابقه طولانی داشت، او پیش از نبرد ذات الصواری، سرور دریای مدیترانه بود و به همین دلیل جرأت آن را داشت که به سواحل قلمرو مسلمانان حلمه کند. بر همین اساس دکتر شوقی ابوخلیل، معتقد است که رومیان به سواحل اسکندریه آمدند تا هم آن مکان ارزشمند را بار دیگر به دست آورند و هم به درخواست کمک ساکنان شهر پاسخ مثبت دهند. آنان قصد داشتند تا ناوگان جوان مسلمانان را به طور کامل از بين ببرند و سلطه رومیان بر دریای مدیترانه و جزایر آن‌را تثبیت کنند. 
-	منابع غربی، نبرد ذات الصواری را بنام جنگ «فونیکه» می‌شناسند و فونیکه «مکانی بود در غرب بندر اسکندریه و نزدیک لنگرگاهی در آن ناحیه.(9)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ذات الصواری، 61. 
2) تاریخ طبری (5/290). 
3) الکامل فی التاریخ (3/58). 
4) البدایة و النهایة (7/163). 
5) تاریخ الامم الاسلامیه، شیخ الخضری (2/29). 
6) ذات الصواری، 62. 
7) النجوم الزاهر (1/80). 
8) تاریخ ابن خلدون (2/468). 
9) ذات الصواری، 64. (مجموعه خلفای راشدین)(3)

عثمان ذوالنورین (رض)
(بررسی و تحلیل زندگانی خلیفه سوم)

مؤلف :
علی محمد الصلابی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:31.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:32.txt">1- بئررومه</a><a class="text" href="w:text:33.txt">2- توسعه مسجدالنبی</a><a class="text" href="w:text:34.txt">3- سپاه تبوک و بخشش فراوان عثمان(رض)</a></body></html>مالک بن اوس بن حدثان روایت می‌کند که چون دو سپاه در دریا به هم رسیدند، کشتی‌هایی را دیدیم که تا به حال به چشم خود ندیده بوديم. آن روز باد بر ضد ما و به نفع رومیان می‌وزید، سپس هر دو سپاه، نزدیک یکدیگر لنگر انداختند و چون باد آرام گرفت به رومیان پیشنهاد کردیم که امروز بین ما صلح برقرار باشد و رومیان نیز پذیرفتند(1) . همچنین مسلمانان از رومیان پرسیدند که: اگر می‌خواهید به ساحل می‌رویم و در آن‌جا با هم می‌جنگیم تا پیروز میدان مشخص شود و الاّ در دریا با هم نبرد خواهیم کرد، رومیان فریاد زدند: ما در آب با شما می‌جنگیم. در واقع آنان چون از مهارت‌ها و فنون دریانوردی اطلاع بسیار زیادی داشتند، امیدوار بودند که با کمک این تجارب خویش بتوانند بر مسلمانان که در دریانوردی و فنون آن مهارت لازم را نداشتند. چیره شوند.(2)  
موقعیت مسلمانان متزلزل و خطرناک بود و به همین دلیل، چون فرا رسید، فرمانده آنان، سردارانش را فراخواند و نظر آنان را در مورد شرایط خود جویا شد، ایشان بدو گفتند: امشب را صبر می‌کنیم تا در مورد شرایط خود و توانمندی‌های دشمن فکر کنیم. مسلمانان آن شب را به نماز و دعا گذراندند، صدای زمزمه آنان چونان صدای زنبور، با نغمه امواج دریا به هم آمیخته بود، در مقابل رومیان ناقوس‌ها را به صدا در آوردند. چون صبح فرا رسید کنستانتین از مسلمانان خواست که خود را برای جنگ آماده کنند، اما عبدالله بن سعد بن ابی سرح بعد از امامت نماز صبح، بار دیگر سرداران خود را فراخواند و با آنان به مشورت پرداخت، آنان در این جلسه، به تصمیمی جالب دست یافتند؛ نقشه این بود که عرشه کشتی‌ها را به میدانی برای جنگ تبدیل کنند، اما این کار چگونه امکان‌پذیر بود؟ عبدالله دستور داد تا مسلمانان کشتی‌هایشان را به کشتی‌های رومیان نزدیک کنند، کشتی‌ها آن‌قدر به هم نزدیک شدند که بدنه آن‌ها با یکدیگر برخورد نمود، سپس غواصانی – یا به تعبیر امروز مردان قورباغه – به زیر آب رفته و کشتی‌های رومیان را با طناب‌هایی محکم به کشتی‌های مسلمانان بستند. به این ترتیب1200 کشتی در دریا به هم متصل شدند، آن غواصان هر ده یا بیست کشتی را به هم بسته و میدان کارزاری را برای مسلمانان فراهم آورده بود. عبدالله بن سعد، مسلمانان را در اطراف کشتی‌ها به صف نموده و برایشان آیات قرآن، به خصوص آیات سورة انفال را که در آن تاکید بر حفظ وحدت و استقامت شده است، می‌خواند.(3)  
جنگ شروع شد؛ رومیان گمان می‌کردند که چون نبرد دریا را برگزیده‌اند پیروز جنگ خواهند شد و به همین خاطر بر کشتی‌های مسلمانان حمله‌ور شدند تا بتوانند با نخستین ضربات مهلکی که بر آنان وارد می‌سازند، ابهت ناوگان آنان را در هم شکنند، رومیان به صفوف مسلمانان حمله کردند، جنگ میان دو طرف بسیار شدید بود، خون همه جا را فرا گرفت تا آن‌جا که سطح آب دریا را گلگون نمود، اجساد به درون آب پرتاب می‌شدند و امواج دریا نیز کشتی‌ها را به ساحل نزدیک می‌کرد. در این جنگ هر دو طرف تلفات بی‌شمار