ز با وجودی‌که به نیرنگ عبدالله بن خازم پی برده بود، اما از نزاع با او امتناع ورزید و خراسان را ترک نمود.(1)  
در واقع قیس بن هیثم این کار را تنها به این دلیل انجام داد تا وحدت کلمه سپاهیان اسلام حفظ شود و دچار تفرقه و نزاع نشوند که در آن شرایط به شکست آنان می‌انجامید. به هر صورت، به لطف الهی، سپاهیان اسلام توانستند بار دیگر بر دشمنان خود پیروز شوند و آنان را تارومار کنند.(2)  
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإدارة العسکریّة (1/189). 
2) الإدارة العسکریّة (1/189). با گسترش روز افزون فتوحات مسلمانان در عهد عثمان، فرماندهان را بر آن داشت تا در شروط صلح‌نامه‌هاي خود این قید را بگنجانند که مردم باید با دادن غذا و چهار پایانی به سپاهیان، آذوقه و مایحتاج آنان را تأمین کنند. هدف از این اقدام این بود تا سربازان مجبور نباشند که از همان آغاز حرکت، آذوقه و مایحتاج خود را به همراه ببرند. این کار باعث می‌شد آنان بهتر و چالاک‌تر به جنگ با دشمنان بپردازند.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ یعقوبی (2/166-167). اگرچه حضرت عثمان از ثروتمندان و تاجران بزرگ عرب بود، اما او این ثروت را در راه کسب رضای خداوند بزرگ و عظیم‌الشأن صرف نمود. او در هر امر خیری پیش‌قدم بود و هیچ هراسی از فقر نداشت. در این‌جا ما به عنوان نمونه، به چند مورد از این هزینه‌ها و بخشش‌های فراوان ایشان اشاره می‌کنیم:عثمان خود به کسب اطلاعات در مورد دشمنان اهتمامی خاص داشت و شخصاً بر این کار نظارت می‌کرد.(1) 
امرا و سرداران او نیز چون دیگر فرماندهان، جاسوسانی را به میان مناطق تحت تسلط دشمن می‌فرستادند تا اطلاعات با ارزشی را در مورد آن به دست آورند.(2)  
همچنین آنان در صلح‌نامه‌های خود، این قید را می‌گنجاندند که مردم آن سرزمین باید نسبت به مسلمانان خیانت نکرده و آنان را از تحرکات و حملات دشمنان به مسلمانان آگاه کنند و اخبار و اوضاع آنان را به اطلاع مسلمانان برسانند.(3)  
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (3/59). 
2) الإدارة العسکریة (1/403). 
3) الإدارة العسکریة (1/403). عبدالرحمن از فرماندهان عالی رتبه سپاهیان اسلام بود که به دلیل اعتقاد راسخ به دین و پایبند شدید به آن، مورد اهتمام همه‌ي سرداران و سربازان سپاه اسلام قرار گرفت. در کنار این ایمان محکم، شجاعت و دلیری و نیز علم او به احکام دین، شهره خاص و عام بود و به همین دلیل سالیان متمادی و با وجود تغییر خلیفه و نیز امرای کوفه که او زیر نظر مستقیم آنان قرار داشت، همچنان به عنوان والی منطقه باب الابواب در سمت خود باقی ماند. او کاملاً پایبند قوانین جوانمردانه رزم بود و هرگز مرتکب خیانت نمی‌شد و به هیچ‌کس از پشت خنجر نمی‌زد.(1)  
در واقع اخلاق نیکو و روش پسندیده او در حکومت، تأثیر بس شگرفی در میان مردم منطقه باب الابواب و جنوب دریای خزر و حفظ امنیت و آرامش آن دیار داشت. 
آن منطقه در خط مقدم نشر و گسترش اسلام و فتح سرزمین‌های شمال قرار گرفته بود و تأثیرات بزرگانی چون عبدالرحمن، تا بدان حدّ بود که بعد از گذشت چهارده قرن و بروز حوادث و مصایب بسیار بر مردمان آن سرزمین، اسلام همچنان در آن مناطق پا برجا مانده است.(2)  
نقل است که چون با مسلمانان، باب الابواب را فتح نمود، پادشاه آن‌جا از او سوال کرد که بعد از این منطقه قصد حمله به کجا را دارد و هنگامی که اعلام نمود که قصد دارد به منطقه ترک‌نشین «بلنجر» حمله برد، پادشاه به او گفت: صلاح در این است که در همین سرزمین با آنان پیکار کنیم، اما عبدالرحمن از قبول این طرح امتناع کرد و گفت: صلاح کار را در این می‌بینم ما به سرزمین آنان بشتابیم و در آن‌جا با آنان بجنگیم و گفت: به خداوند سوگند با مردانی که همراه من هستند می‌توانم به سد «ردم»(3)  هم برسم، پادشاه از او پرسید: اینان که هستند و عبدالرحمان جواب داد: آنان کسانی هستند که یار و یاور رسول خدا(ص) بوده و به خاطر دین خداوند(عزوجل)، پای به این سرزمین گذاشته‌اند، آنان قبل از اسلام افرادی بودند با اخلاق و بزرگوار و چون اسلام آوردند بر عظمت شخصیت آنان افزوده شد، آنان همیشه به همین صورت خواهند ماند و همیشه پیروز میادین کارزار خواهند بود مگر اين‌كه از اخلاق مردانی که مغلوب کرده‌اند، متأثر شوند و از آن اخلاق والای خود دور گردند.(4)  
عبدالرحمان در زمان عمر، به بلنجر حمله برد، ترکان می‌گفتند: آنان با سپاهیانی از فرشتگان به جنگ ما آمده‌اند که آنان را از مرگ حفظ می‌کنند؛ به خاطر این شایعاتی که خود، در مورد مسلمانان ساخته بودند، هراسناک از مقابل آنان گریختند و در قلعه‌ي بلنجر پناه گرفتند. مسلمانان نیز با کسب غنایمی بسیار به بیضاء که در فاصله دویست فرسنگی بلنجر واقع بود، بازگشتند بدون اين‌كه حتی یک نفر از سپاهیان او کشته شوند.(5)  
بدون شک ایمان و مصونیت عجیب مسلمانان باعث این پیروزی‌های پیاپی و فتوحات بدون وقفه بود و در مقابل روحیه ضعیف دشمنان، هر روز شکستی دیگر را بر ایشان رقم می‌زد. 
ترکان نیز چون پیروزی‌های متوالی مسلمانان بر دیگر ملّت‌ها را شنیده بودند، از مقابله با آنان پرهیز کرده و در قلعه خود پنهان شده بودند؛ در این جنگ، هیچ نبردی میان مسلمانان و ترکان روی نداد و به همین دلیل هیچ‌کدام از مسلمانان به شهادت نرسیدند.(6)  
عبدالرحمن از ایمانی راسخ و اخلاقي والا برخوردار بود و همین ویژگی‌ها، خود عامل مهم در برقراری امنیت و آرامش و گسترش اسلام در باب الأبواب بود. او مردی بود وفادار و در نهایت امانت‌داری. روایت می‌کنند که پیش از تصرف باب الأبواب، پادشاه آن‌جا سفیری را با هدایایی به چین فرستاده بود، چون آن فرستاده با هدایای خاقان چین که در میان آن‌ها یاقوتی گران‌بها بود، نزد پادشاه خود بازگشت، او را در مجلس عبدالرحمن یافت، پادشاه آن یاقوت را از فرستاده تحویل گرفت و سپس آن‌را به عبدالرحمن داد، عبدالرحمن بلافاصله آن‌را به پادشاه برگردانید، پادشاه که از این رفتار عبدالرحمن تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: این یاقوت از تمام سرزمین باب الأبواب بهتر و با ارزش‌تر است. به خداوند سوگند من شما را بیشتر از سلاطین خاندان کسری دوست دارم، اگر در زمان حکومت آنان بودم و خبر این یاقوت به آنان می‌رسید، آن را از من می‌ستاندند!!(7)  
پادشاه باب الأبواب و اطرافیان او حقّ داشتند که از این رفتار عبدالرحمن تعجب کنند، زیرا آنان تمام عُمْر خود را در منجلاب خیانت و دروغ گذرانده و در محیطی مملوّ از خیانت، عمر به سر برده بودند و چون امانت‌داری و وفاداری بی‌نظیر مسلمانان را دیدند، نتوانستند خود را کنترل کنند و با از یاد بردن حکومت و سلطنت از دست رفته خود، با کلماتی که از اعماق دل سر بر آورده بود، تعجب خود را از این رفتار عبدالرحمن نشان دهند.(8)  
عبدالرحمن می‌دانست که نه او و نه بیت المال مسلمین 