ثمان بن عفان، صادق عرجون، ص108. 
13) تاریخ الطبری (5/251). 
14) الولایة علی البلدان (1/201). 
15) تاریخ الطبری (5/280). 
16) الولایة علی البلدان (1/206). 
17) تاریخ الطبری (5/280). 
18) همان (5/280). 
19) الولایة علی البلدان (1/207). 
20) همان (1/208). 
21) تاریخ الطبری (5/339). 
22) همان (5/343). 
23) همان (5/343). 
24) الولایة علی البلدان (1/213). 
25) الولایة علی البلدان (1/213). 
26) همان (1/214). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:342.txt">نخست: سیاست عثمان(رض) در قبال والیان</a><a class="folder" href="w:html:343.xml">دوم: روش‌های عثمان(رض) در نظارت بر اعمال والیان و کارگزاران خود</a><a class="folder" href="w:html:353.xml">سوم: حقوق والیان</a><a class="folder" href="w:html:361.xml">چهارم: وظایف والیان</a></body></html>چون عثمان(رض) در سال24 بعد از هجرت به خلافت رسید، تمامی والیان عمر(رض) را یک سال در مناصب خود ایفا نمود و پس از گذشت این مدت، بنا به مصلحتی که تشخیص داده والیان مورد نظر خود را تعیین کرد. شاید این اقدام عثمان در ابقای یک ساله والیان عمر(رض) در سمت‌های خود، به خاطر سفارش عمر بود که در آخرین لحظات حیات بخش خویش به خلیفه بعد از خود توصیه نمود تا تمامی والیان او را یک سال در مناصب خود ابقا کند جز ابوموسی اشعری که صلاح را در این دانست او را تا چهار سال در منصب خود باقی گذارد(1) . عثمان در سیاست‌های خود نسبت به والیان، همیشه از مشورت و دیدگاه‌های صحابه بهره می‌برد. همچنین او در طول خلافت خود، بنا به مقتضیات زمان، ولایتی را در هم ادغام نمود که به عنوان مثال بحرین را به بصره ملحق کرد و تمامی ولایات شام را به دلیل وفات والیان و یا استعفای آنان، با هم متحد ساخت و تحت نفوذ معاویه قرار داد. 
عثمان، همیشه، والیان خود را به رعایت عدالت و رأفت و عطوفت نسبت به مردم سفارش می‌نمود و اولین نامه‌ای که بعد از به خلافت رسیدن به والیان نوشت، همین مسايل را مورد تاکید قرار می‌داد: بدانید که خداوند(عزوجل) به رهبران امت دستور داده است که حافظ و سرپرست مردم باشند و نه مالیات بگیر و طلبکار آنان. بدانید که نخستین رهبران این امت، حافظ و سرپرست امت بودند، و نه خراج بگیر و مالیات جمع‌ کن. ممکن است در آینده رهبران امت به خراج بگیر و مالیات بگیر مردم تبدیل شوند و از امور دین و دنیای آنان غافل شوند که در این صورت شرم و حیا و احترام از بین می‌رود و دیگر میان آنان و حکومت حس امانت‌داری و وفاداری باقی نمی‌ماند. بدانید که بهترین و درست‌ترین شیوه حکومت آن است که در مسايل ملت دقّت نظر شود و از آن غفلت ننمود و حقوق آنان را رعایت نمود و در عین حال انجام وظایف آنان را در قبال حکومت چون پرداخت زکات و مالیات، از ایشان بخواهید. در مورد اهل ذمّه نیز به همین صورت رفتار کنید. نبست به دشمنان و پیمان‌های خود با آنان وفادار باشید تا شاید آنان نیز به راه حق آیند(2) . در این نامه، عثمان سیاست‌های خود را به والیان ابلاغ می‌نماید تا براساس آن حکومت کنند. این سیاست‌ها عبارتند از: رعایت حقوق مسلمانان، مطالبه مالیات و زکاتی که آنان باید به بیت‌المال بپردازند، رعایت حقوق اهل ذمّه و همچنین مطالبه جزیه و خراجی که پرداخت آن بر ایشان واجب است و رعایت امانت‌داری و وفاداری نسبت به همه حتی دشمنان، در نظر گرفتن اصل عدالت در تمامی شئونات مذکور و اين‌كه نباید همّ و غم والیان در جهت جمع‌آوری مالیات و خراج از مردم باشد(3) . عثمان در کنار تشریح¬ اصول کاری، مسايل مربوط به نحوه درست و صحیح اداره ولایات را به آنان یادآور می‌شد. او نه تنها والیان را از رهنمودهای خود بهره‌مند می‌ساخت بلکه تمامی آحاد و اقشار مختلف مردم را به رعایت مسايلی که خود آن‌ها را مصحلت می‌دید سفارش و ملزم می‌نمود. از جمله این مسايل، تدوین یک مصحف واحد در مدینه و زیر نظر صحابه بود که پس از ارسال آن به مناطق مختلفی چون کوفه، بصر، مکّه، مصر، شام، بحرین، یمن و جزیره، به مردم دستور داد تنها براساس قرائت آن مصحف قرآن را تلاوت نمایند.(4)  
پس از این اقدام، عثمان به مردم فرمان داد تا دیگر مصحف‌ها و صحیفه‌ها را جمع کرده و آن‌ها را آتش زنند که این کار با موافقت اجماع صحابه حاضر در مدینه صورت گرفت و خود علی بن ابی‌طالب نیز آن را بیان داشته است(5) . همچنین عثمان دوست داشت که والیان او در میدان جهاد و فتوحات، با هم به رقابت بپردازند و به همین دلیل به ابن عامر و سعید بن عاص اعلام نمود که هر کدام بتوانند سرزمین وسیع خراسان را فتح نمایند. امیر آن‌جا خواهد شد و جهت نیل به این هدف جدی ¬بود که ابن عامر، خراسان را فتح نمود و سعید، منطقه طبرستان را به تصرف در آورد(6) . در ضمن او، گاه پیش می‌آمد که اقدامات والیان را منوط به رعایت شروطی می‌کرد تا مصالح مسلمانان حفظ شود. به عنوان نمونه، چون معاویه بن ابی سفیان، از عثمان درخواست نمود که اذن دریانوردی و حرکت به جانب قبرص را به او بدهد، عثمان شرط گذاشت که خود معاویه با همسرش، در این سفر حضور داشته باشند و نیز معاویه، هیچ سربازی را ملزم به حضور در آن جنگ نکند. معاویه نیز طبق این شرط، خود و همسرش سوار بر کشتی شده و در این جنگ حضور داشتند.(7)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیر أعلام النبلاء (2/391). 
2) تاریخ طبری (5/244). 
3) الولایة علی البلدان (1/215). 
4) تاریخ المدینه (3/997). 
5) تاریخ المدینه (3/995-996). 
6) تاریخ یعقوبی (2/166). 
7) الولایة علی البلدان (1/216) و الخراج و صناعة الکتابة، 306. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:344.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:345.txt">1- حضور در مراسم حج</a><a class="text" href="w:text:346.txt">2- پرس‌وجو از مسافرانی که از ولایات و سرزمین‌های دیگر به مدینه میآمدند</a><a class="text" href="w:text:347.txt">3- مردمانی که در سرزمین‌های مختلف به عثمان(رض) نامه می‌نوشتند</a><a class="text" href="w:text:348.txt">4- اعزام بازرسان به ولایات مختلف</a><a class="text" href="w:text:349.txt">5- مسافرت به ولایات مختلف و ملاحظه‌ي مستقیم اوضاع و احوال آن سرزمین‌ها</a><a class="text" href="w:text:350.txt">6- احضار هیأت‌هایی از ولایات به مدینه</a><a class="text" href="w:text:351.txt">7- احضار خود والیان و صحبت با آنان در رابطه با اوضاع ولایت تحت امر آنان</a><a class="text" href="w:text:352.txt">8- مکاتبه با والیان</a></body></html>مهمترین روش‌هایی که عثمان در زمینه نظارت بر اقدامات کارگزاران خود به کار می‌برد عبارتند از:عثمان نسبت به حضور در حج و دیدار با حجاج و شنیدن شکایات و دادخواهی‌های آنان از والیان و امرای خود اهمیت بسیار می‌داد. او همچنین به والیان خود در اقصی نقاط بلاد اسلامی و نیز مردمان آن سرزمین‌ها اعلام نموده بود تا هر سال در موسم حج حضور یابند و با او دیدار نمایند(1) . در واقع این روش، تداوم شیوه‌ای بود که عمر بنیان نهاده بود و هر سال و در موسم حج، با والیان خود در سرزمین‌های مختلف و همچنین مردمان آن ولایات دیدار و گفتگو می‌کرد.(2)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (1/216). 
2) الولایة علی 