لبلدان (1/216). این روش جزو آسان‌ترین شیوه‌هایی بود که هیچ‌گونه زحمت و هزینه‌ای را بر خلیفه تحمیل نمی‌کرد. در عین حال این روش، همیشه و بدون برنامه‌ریزی خاصّی میسّر بود و همه‌ي خلفای راشدین، این شیوه را انجام می‌دادند و به ویژه، در دوران سه خلیفه اول که در مدینه استقرار داشتند، این شیوه به دلیل انبوه مسافران مدینه و حضور حجاج و زائران و علی الخصوص در ایّام حج، به مراتب بهتر نتیجه می‌داد و ثمرات آن بیشتر بود.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/122). عثمان از نامه‌هایی که مردم دیگر سرزمین‌ها به او می‌نوشتند استقبال می‌نمود. به عنوان مثال او شکوائیه‌هایی را که مردمان کوفه، مصر و شام به او نوشتند مطالعه و به مواردی که در آن‌ها ذکر شده بود، رسیدگی نمود.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (1/217). عثمان، در طول خلافت خود، بازرسانی را به ولایات مختلف می‌فرستاد تا از اوضاع و احوال آن مناطق آگاه شده و اخباری را که در مورد ظلم و ستم والیان به مردم می‌شنوند به اطلاع عثمان برسانند. آن بازرسان گزارشات جامع و کاملی را از آن ولایات به عثمان ارائه می‌دادند(1) . به عنوان نمونه، عثمان، عمار بن یاسر را به مصر، محمد بن مسلمه را به کوفه، أسامه بن زید را به بصره، عبدالله بن عمر را به شام و افرادی دیگر را به دیگر ولایات اعزام نمود.(2)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (1/217). 
2) الولایة علی البلدان (1/217). عثمان در موسم حج به مکّه می‌رفت تا هم از اوضاع آن دیار مطّلع شود و هم با والیان خود در دیگر ولایات و نیز مردمان آن سرزمین‌ها دیدار کند و از اوضاع و احوال آن‌ها با خبر شود. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:36.xml">نخست: أحادیثی که در فضیلت او و دیگران می‌باشد</a><a class="folder" href="w:html:43.xml">دوم: رسول خدا(ص) خبر از فتنه‌ای می‌دهد که منجر به شهادت عثمان شد</a></body></html>بسیار پیش می‌آمد که خلفای راشدین، از والیان خود بخواهند که هیأت‌هایی از سرزمین تحت نظر خود را به مدینه اعزام نمایند تا در مورد والیان و کارگزاران آن ولایت و اوضاع و شرایط آن‌جا از آن‌ها پرس‌وجو نماید. عمر، عثمان و علی، به این کار مبادرت می‌ورزیدند اما ابوبکر به دلیل سرگرم شدن به جهاد با مرتّدین و نیز دوران کوتاه خلافت خود، فرصت این کار را پیدا نکرد.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/122). همه‌ي خلفای راشدین به این کار دست می‌زدند و همیشه با والیان خود در ارتباط بودند. عثمان نیز چون دیگر خلفای راشدین، ارتباط دائم خود با والیان را حفظ می‌نمود و با آنان جلساتی ‌‌برگزار می‌نمود تا به بحث و گفتگو در مورد مسايل مختلف دولت بپردازند. مهمترین این جلسات، جلسه‌ای بود که با حضور والیان مدینه، بصره، کوفه، شام، مصر ودیگر ولایات و نیز بزرگان صحابه برگزار شد و در آن راجع به رویدادهایی که پیش از بروز فتنه اتفاق افتاده بود صحبت شد و هر یک از آنان دیدگاه‌ها و نگرش‌های خود را در رابطه با آن جریانات و نیز نحوه‌ي برخورد و مقابله با آن‌ها را مطرح نمودند.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/123). عثمان چون دیگر خلفای راشدین، به طور مداوم، با والیان خود مکاتبه می‌نمود و از آنان می‌خواست که در مورد اوضاع و شرایط ولایت و مردمان آن دیار، به او گزارش دهند. این اقدام، در دوران خلافت ابوبکر صدیق(رض) و علی بن ابی طالب(رض) مهمترین شیوه‌های کسب اطلاعات در مورد ولایات بود.(1)  
این موارد، مهمترین شیوه‌هایی بودند که عثمان از طریق آن‌ها در جریان أوضاع و احوال ولایات خود قرار می‌گرفت. او تاکید داشت که آنان به وظایف خود به طور کامل، عمل کنند. به محض اطلاع از وقوع هر نوع اشتباه و حضوری در انجام آن‌ها، والیانی را که مرتکب آن قصور شده‌اند، تنبیه می‌نمود و اگر اثبات می‌شد که والیان به آن سهل‌انگاری‌ها اقدام نموده‌اند، بدون در نظر گرفتن اعتماد خود او به آن والیان، آنان را مجازات می‌کرد و بر همین اساس بود که پس از اثبات وقوع علائم شرب خمر در ولید و بدون در نظر گرفتن¬ کذب شهادت شاهدان ولید را به اتهام شرب خمر، تازیانه زد و سپس او را از منصب ولایت کوفه، عزل نمود. عثمان در طول خلافت خويش، همیشه، هنگام تعیین والیان، نامه‌هایی را خطاب به مردمان آن ولایات می‌نوشت که در آن‌ها، مردم و خود والیان را نسبت به انجام وظایف خویش در مقابل یکدیگر توصیه می‌نمود تا بدین وسیله والیان را در اداره‌ي هر چه بهتر امور ولایات یاری رساند؛ از جمله‌ي این نامه‌ها، می‌توان به این نامه اشاره نمود که در آن عثمان، خطاب به مردم چنین گفته است. 
بدایند که من هر سال در موسم حج با والیان خود دیدار می‌کنم، بدانید که من به این شرط به خلافت رسیدم که امت را به راه راست فراخوانم و آنان را از ضلالت و گمراهی‌ها حفظ نمایم، بنابراین هر کس در خواستی از من و یا والیانم نماید، به آن خواهد رسید و بدانید که من و خانواده‌ام را بر شما هیچ امتیازی نیست. بدانید که هر کس به موسم حج آید و حق خود را از من یا والیان مطالبه نماید آن‌را به دست خواهد آورد.... یا از آن بگذرید که خداوند(عزوجل) انفاق‌کنندگان و بخشندگان را دوست می‌دارد.(2)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/122). 
2) تاریخ طبری (5/349). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:354.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:355.txt">1- اطاعت از آنان در مواردی که خلاف اوامر خداوند نباشد</a><a class="text" href="w:text:356.txt">2- نصیحت والیان</a><a class="text" href="w:text:357.txt">3- مردم می‌بایست اخبار و اطلاعات درست را در اختیار والیان خود قرار دهند</a><a class="text" href="w:text:358.txt">4- حمایت از والیان و موضع‌گیری‌های آنان</a><a class="text" href="w:text:359.txt">5- احترام به والیان بعد از عزل آنان</a><a class="text" href="w:text:360.txt">6- پرداخت پول به والیان و تأمین مالی آنان</a></body></html>در عهد خلفای راشدین، والیان از حقوق مختلفی برخوردار بودند که برخی از آن‌ها در ارتباط مردم بود و برخی دیگر مربوط به خلیفه می‌شدند. علاوه بر این، حقوق و امتیازاتی نیز از بیت‌المال به آنان تعلق می‌گرفت. در واقع تمام این امتیازات و حقوق اجتماعی و مالی که به والیان ارائه می‌شد، در جهت این بود که آنان بتوانند در انجام وظایف خطیر خود و حفظ مصالح عامّه، موفق و سربلند باشند، از جمله‌ي این حقوق موارد زیر می‌باشند: خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِر