ابلاغ نموده و لواي توحيد را در فراز بتخانه‌هاي بزرگ دنيا باهتزاز در آورده‌است، بـبينيد امروز همان بت پرستي با چه مظاهر گوناگون در عالم اسلام ظهور كرده، و درخت تناور شرك چگونه در محيط توحيد ريشه دوانده و بي چاره ملت اسلام با چه حالي در سايه‌اش آرميده‌اند!

گرامي آئين مقدسي كه علم و عمل را دو حامي بزرگ خود قرار داده و افراد بشر را عموماً بتعقل، تفكر، سعي و مجاهدات دعوت نموده ملاحظه نمائيد: اكنون چسان ظلمت جهل عالم اسلام را تيره كرده و پيروانش چگونه در مهد تنبلي و تن پروري غنوده‌اند! مذهبي كه تهذيب نفوس و تتميم مكارم اخلاق بشر را وجهة همت خود قرار داده، نگاه كنيد: چطور فساد اخلاق پيروانش را بگرداب هلاكت و بدبختي انداخته غفلت و ضلالت دامنگيرشان شده‌است!

آئيني كه نقشة تعاليم اجتماعي وي بر روي نواميس عدالت، اخوّت و تعاون، طرح شده‌است بـبينيد: مسلمانان با چه وضع رقت باري دست تطاول و تعدي نسبت بجان و مال يگديگر دراز كرده نفاق و دو روئي و خودخواهي و خودپرستي را پيشة خود قرار داده‌اند!

پيامبر كه بنيان آئينش را روي و حدت ملي و اجتماعي استوار كرده و صريحاً عواقب وخيمة كلية موجهات تفرقه، خصوصاً محذورات مترتبة بر عصبيت جاهلانه را خاطر نشان همه كرده‌است اكنون همه برأي‌العين مي‌بينيد كه عفريت جهل و تعصب چگونه رشته‌هاي آهنين جمعيت اسلامي را از هم گسيخته و هر عده‌اي را بورطه زبوني و بيچارگي انداخته‌است!

اسلامي كه درخت تقليد جاهلانه را از ريشه در آورده و در عين حال ناموس تجدد و اقتباس را گوشزد عالميان نموده‌است، با كمال حسرت ملاحظه كنيد: مسلمانان چطور طوق تقليد جاهلانه را در كمال بيشرمي ‌بگردن انداخته مجد و عظمت اولية خود را از دست داده‌اند!

اسلامي كه تمام شئونات و امتيازات و عناوين موهومه را لغو كرده و فقط مزيّت انساني را تقوي و پرهيزكاري قرار داده‌است، به بينيد: چسان امتيازات بيهوده در بين ما حكم‌فرما شده و جمعي براي استفاده از دسترنج ديگران با چه لطائف الحيل متشبث بعناوين موهومه شده‌اند!!

خلاصه اسلامي كه صفحة گيتي را از لوث كلية خرافات پاك نموده و پرده هاي موهومات را از هم دريده‌است، با دقت ملاحظه نمائيد: كنون چگونه حقايق در خشنده‌اش در زير آنهمه پرده‌هاي مظلم خرافات مستور مانده و مسلمانان با چه وضع شرم آوري دچار آنهمه موهومات شده‌اند!!

پس بايد در تفكيك خرافات از مذهب هرچه زودتر اقدام نمود، بايد در جلوگيري از اين خطر بزرگ و مرض مهلكي كه اسلام با ماية سعادت و نيك‌بختي ما را كاملا تهديد مي‌كند با نهايت جديت كوشش كرد، بايد بر ضد اين دشمن خانمان برانداز جنگ نمود، بايد بحيات اين جرثومة فساد كه در رگ و ريشة افراد جامعة ما رسوخ پيدا كرده و ما را بطرف زوال و نيستي سوق مي‌دهد خاتمه داد، بايد اين خانة مذلت و تيره بختي را آتش زد، بايد اين شجرة خبيثه را از ريشه در آورد، و بالاجمال هر طوري هست، بايد دين مقدس اسلام را كه يكتا وسيلة تأمين سعادت وسلامت نشأتِِيْن‌است، از لوث كليّة خرافات پاك نمود و حقايق برجستة قرآن مقدس، بايد از صور ننگين موهومات خارج كرد، و بالاخره بايد با كمال قوت و در نهايت استقامت، بقرآن كريم، به اين حبل الله متين متمسك شد، و آئين پاك اسلام را همانطوريكه در دوره‌هاي رشد و نمو اسلام معمول بوده عمل نمود. و گرنه و علي الإسلام السلام.

برادران ديني، اي ملت اسلام! آن قدر كه در مهد غفلت و جهالت خوابيده‌ايد بس‌است بيدار شويد! قدري باوضاع كنوني عالم و روزگار خود توجه نمائيد به بينيد: چگونه امروز هدف تير‌هاي زهر‌آلود مبلغين اجنبي شده‌ايد! و چه زخمهاي مهلكي هر لحظه به پيكر اسلام وارد مي‌آورند و چطور از جهالت شما استفاده كرده اسلام با عزت و سعادت شما را در مخاطره ‌انداخته‌اند با اين حال، آيا سزاوار است با تشبث به آنهمه خرافات و با اين عمليات جاهلانه به دشمنان خود كمك نمائيد! بيائيد قدري بحال خود و فرزندان آتية خويش رحم نموده كمتر تيشه بريشة خود بزنيد، يعني با اين اعمال جاهلانة خود كه اسلام را كاملاً محجوب و مستور نموده خاتمه دهيد و آن همه خرافات غير قابل قبولي كه وارد دين شده و كوركورانه هر يك را بجان و دل پذيرفته‌ايد از خود دور كنيد و بالاخره اسلام بي چاره را بحال خود و اگذاريد! چه، اسلام با آن مباني متقنه و حقايق در خشنده‌اش چنانچه از زير پرده‌هاي متراكم خرافات و اوهام بيرون آيد و از چنگال عمليات جاهلانة شما آسوده گردد، نه تنها در مقابل بزرگترين حملات اجانب مقاومت كرده خود به تنهائي خويشتن را حفظ مي‌كند، بلكه در اندك زماني تمام معمورة گيتي را حيطة نفوذ و تصرف خود خواهد آورد، افسوس! كه، الاسلام محجوبٌ بالمسلمين!

باري، موضوع مبارزه با خرافات در ضمن معرفي حقايق اسلام، از دير زماني توجه مرا جلب كرده و فكرم را بخود مشغول ساخته‌است، و از همان اوقات انجام اين معني را فريضة ذمة خود قرار داده و پيوسته مترصد موقعي بودم كه در مقام اداي ذمة خويش و ايفاي اين وظيفة ارجمند بر آيم، له الحمد در اين موقع كه تا اندازه‌اي فراغت حاصل كرده‌ام، بياري خدا اين آرزوي ديرينم را تعقيب كرده و باندازة وسع خود در اين راه خواهم كوشيد.

اكنون در اين كتاب (اسلام و رجعت) در تعقيب معرفي قسمتي از مزاياي اسلام – در ضمن بيان بعضي از خصوصيات حديث- پاره اي از اموري كه داخل در اسلام كرده‌اند كه از آن جمله مسئلة رجعت است، با عبارت‌هاي ساده كه در خور فهم هر خواننده‌اي باشد خواهم متذكر شد، ولي مسئلة (رجعت) چون باب دعاوي باطلة مردمان شياد را مفتوح كرده و چرخ مذهب سازي را، بخصوص در ايران، بكار انداخته و در عين حال لطمة بزرگي بأركان تشيع وارد آورده‌است، بيش از همه در اينجا تعقيب مي‌شود.

گرچه مصلح معظم و دانشمند محترم آقاي شريعت سنگلجي، كه از سالهاي متمادي با يك ايمان كامل و عزم راسخ تشريح حقايق اسلام و ازالة خرافات و اوهام را وجهة همت خود قرار داده‌اند چندي پيش در (دار التبليغ) خود اين موضوع (رجعت) را با بياناتي بس شيرين و دلچسب ملغي كرده و اساس آن را از هم پاشيده‌اند، ولي چون ديدم مطلب روشن نگرديده و كاملا سوء تفاهم شده‌است و حتي نسبت بجمعي بر خلاف انتظار تأثير سوئي بخشيده بيش از پيش اين عقيده در آنان راسخ گرديده‌است و از طرفي هم برخي از مردمان بوالهوس و ابن الوقت –از جهاتي كه همه مي‌دانيم- اين امر را كه از دير زماني در ميان يك سلسله كتابهاي غبار آلوده مستور بوده بر ملا ساخته‌اند و در بين تودة عوام ويرا از مباني متقنة اسلام و مقومات فرقة (اماميه) معرفي كرده‌اند، خلاصه چون ديدم اين لباس را با صورتي بس ننگينتر به تن اسلام پوشانده‌اند، علاوه بر اينكه برادران عزيز مصري و ديگر ممالك اسلامي ما: آناني كه فرقة (اماميه) را بمناسبت اين مقاله و ديگر مقالات (غلاة) مورد حملات خود قرار داده‌اند، بدانند كه اماميه از اينگونه مقالات مبري و منزه‌