 كه فرمود:
«در زمين دو چيز ماية امان از عذاب خدا بود (اينك) يكي از آندو برداشته شده، پس ديگري را دريابيد و بدان چنگ زنيد. اما آن اماني كه برداشته شده، رسول خدا - (ص)- است و آن اماني كه باقي مانده، استغفار (يعني آمرزش خواهي از خدا) است (بدليل آنكه) خداي بزرگ مي‌فرمايد:
خدا آنها را به هنگامي كه تو در ميانشان بودي عذاب نمي كرد و (نيز) خدا عذاب كنندة آنها نبود، در حاليكه از او آمزرش مي‌خواستند.»
سيد رضي (در ذيل اين عبارت) گفته است: اين سخن از بهترين نمونه‌هاي استخراج معاني و از دريافت‌هاي لطيف است(59).
نويسنده گويد: سبط ابن الجوزي در «تذكرة الخواصّ» و شيخ طبرسي در «مجمع البيان» نيز اين سخن را از علي (ع) گزارش نموده اند و ابو جعفر طبري همانند اين استنباط لطيف را در تفسيرش از ابن عباس (رض) نقل نموده و مي‌نويسد:
«ابن عباس گفته است: در ميان مسلمانان دو امان وجود داشت: پيامبر خدا (ص) و استغفار، پيامبر از ميان ما رفت و استغفار مانده است(60)» 
آنچه بيشتر بنظر مي‌آيد اينست كه ابن عباس اين سخن را از  امير مؤمنان علي (ع) گرفته زيرا از او روايت كرده اند كه گفت:
«آنچه از تفسير قرآن فرا گرفته ام، از علي ابن ابي طالب است(61)».
بنا بر اين ما بايد در اين روزگار كه پيامبر خدا - (ص)- را نمي‌يابيم، به خداوند يكتا پناه بريم و از او براي گناهانمان آمرزش بخواهيم بدين اميد كه ما را بخشوده و در سايه‌هاي امن و رحمتش جاي دهد.

الهوامش
(58) سورة انفال: 33. 
(59) به نهج البلاغه، كلمات قصار، شمارة 88 نگاه كنيد.  
(60) به تفسير جامع البيان، اثر طبري، جزء نهم، ص235 بنگريد.
(61) به تفسير المحرر الوجيز، اثر ابن عطية اندلسي، ج1، ص 18 نگاه كنيد.در بارة تفسير آية كريمة: فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى الله وَالرَّسُولِ(62)
امير مؤمنان علي (ع) هنگامي كه مالك اشتر نخعي(63) را به ولايت مصر فرستاد، نامه اي جامع (در شيوة حكومتداري) براي وي نگاشت. اين نامه را شريف رضي در «نهج البلاغه» و ابن شعبه در «تحف العقول» [با اندك اختلافي] آورده اند. در خلال نامة مزبور، اين تفسير درخشنده را مي‌بينيم ‌‌كه فرموده است:
«كارهايي را كه بر تو سنگين مي‌آيد و شبهه ناك مي‌گردد به خدا و رسولش باز گردان زيرا خدايتعالي براي گروهي كه دوست داشته آنها رهنمايي شوند، فرموده است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى الله وَالرَّسُولِ..
يعني: اي كسانيكه ايمان آورديد، از خدا و رسول و فرمانداران خودتان اطاعت كنيد پس اگر در چيزي اختلاف كرديد آنرا به خدا و رسول باز گردانيد.
مراد از باز گرداندن به خدا، گرفتن محكمات كتاب اوست و مقصود از باز گرداندن به رسول گرفتن سنّت وي است كه وحدت مي‌بخشد و پراكنده نمي‌سازد».
نويسنده گويد: علي (ع) كسي بود كه خود به اين پيمان در زندگاني فرخندة خويش عمل مي‌كرد. روايت شده كه خوارج با او در كار «حكميّت» به ستيزه برخاستند و گفتند كه: تو داوري را به غير خود سپردي با آنكه نزد ما از همة مردم به داوري آشناتر بودي! پس به گمراهي افتادي چرا كه به داوري مردان در دين خدا، رضايت دادي!  
امير مؤمنان (ع) با كتاب و سنّت به آنان پاسخ داد و گفت:
«اما اين سخن شما كه: من داوري را به غير خود سپردم با آنكه نزد شما از همة مردم به داوري آشناتر بودم (پاسخش اينست كه) رسول خدا (ص) داوري را در جنگ با يهود بني قُرَيْظَه، به سعد بن معاذ(64) و اگذار كرد با آنكه همگان به داوري آشناتر بود و خدايتعالي فرموده است: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب:21) يعني: همانا در رسول خدا براي شما سرمشقي نيكو است. و من، به رسول خدا - (ص) - اقتدا كردم. اما اين سخنتان كه من به داوري مردان در دين خدا، رضايت دادم، هرگز چنين نيست بلكه من كلام خداوندم را به داوري پذيرفتم كه آنرا ميان اهل قرآن داور قرار داده است. (بعلاوه) خداوند در بارة پرنده اي (كه شخص در حال احرام آنرا شكار كند) به داوري مردان رضايت داده و فرموده است: ﴿وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ..﴾ (المائدة: 95).
يعني: هر كس از شما (در حال احرام) صيدي را كشت بايد نظير آنرا چهار پايان كفاره دهد (و در بارة همانند بودن آن) دو تن دادگر از شما (مسلمانان) حكم نمايند.
و البته خونهاي مسلمانان از خون پرنده اي به مراتب مهمتر است(65)».
بنگر كه چگونه علي (ع) نزاع خوارج را با خود، به محكمات قرآن و سنّت پيامبر (ص) برگرداند و بدينوسيله بر آنها اتمام حجت نمود و عذرشان را قطع كرد پس هيچ گريز گاهي براي آنان باقي نماند (و بقول قرآن مجيد:) وَلاتَ حِينَ مَنَاصٍ(66)!  

الهوامش
(62) سورة نساء: 59.
(63) اين مرد از دلاورترين و برجسته‌ترين ياران امير مؤمنان (ع) بوده است بطوريكه گزارش شده امام، پس از مرگش فرمود: او براي من چنان بود كه من براي رسول خدا (ص) بودم! 
(64) سعد بن معاذ از ياران جليل القدر پيامبر اسلام (ص) و رئيس طائفة أوس بود. وي پي از غزوة خندق به شهادت رسيد.
(65) ارزش پرنده چون از چهارپا كمتر است بايد شكار كننده اش، پس از آنكه دو تن دادگر قيمت شكار را تعيين كنند، با بهاي آن غذايي تهيه كند و صدقه دهد. 
(66) سورة ص: 3. امير مؤمنان علي (ع) در خلال خطبه اي كه سيد رضي آنرا در «نهج البلاغه» گزارش نموده(67)، فرموده است: 
«اي گروه بندگان! خدا را بياد آريد، خدا را بياد آريد به هنگام تندرستي پيش از آنكه بيمار شويد، و به هنگامي كه از فرصتِ فراخ بهره داريد پيش از آنكه در تنگنا افتيد، پس بكوشيد تا گردنهاي خود را از گرو عذاب رهايي دهيد پيش از آنكه درهاي گرو گرفتن بسته شود، چشمان خويش را به بيداري (براي عبادت خدا) وا داريد، و شكمهايتان را (با پرهيز از پُرخوري) لاغر سازيد، و گامهايتان را (در راه خشنودي خدا) به كار اندازيد، و از اموالتان (به نيازمندان) انفاق كنيد، و از اجسام خود بگيريد و به ارواحتان ببخشيد و در اينكار، بخل نورزيد. خداي سبحان مي‌فرمايد:  
﴿إِنْ تَنْصُرُوا الله يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ﴾(محمد: 7).
«اگر خدا را ياري كنيد، شما را ياري خواهد كرد و گامهايتان را استوار مي‌سازد».
باز مي‌فرمايد: ﴿مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ﴾ (الحديد: 11)
«كيست كه به خدا وام دهد، وامي نيكو تا آنرا برايش چند برابر كند و براي او مزدي گرانبها است»
خداوند از راه خواري و ناتواني از شما ياري نخواسته است و از فقر و تنگدستي وام نطلبيده، خدا در حالي از شما ياري مي‌خواهد كه سپاهيان آسمانها و زمين از آن اوست و خود پيروز و پُر دانش است و در حالي از شما وام مي‌طلبد كه گنجهاي آسمانها و زمين از آن وي است و خود بي‌نياز و ستوده است، پس تنها با اينكار خواسته تا شما را بيازمايد كه كدامين نيكوتريد؟».
ن