وان روزه گفتن را ندارم. پيامبر (ص) فرمود: «برو و بجاي هر روز، نيم پيمانه به بينوايان خوراك بده».
نويسنده گويد: حكم پير زن و پير مرد در اين مسئله يكي‌است و هر دو مساويند.
و در جواب پرسش دوم بايد دانست كه احمد بن عيسي بن زيد (ع) در أمالي خود از امير مؤمنان علي عليه السلام آورده كه فرمود: « قضاي روزه هاي رمضان پشت سر هم‌است و اگر آنها را پراكنده بجاي آوردي، ترا كفايت مي‌كند».
نويسنده گويد: اين قول با اطلاق آية شريفه سازگار فرمود: ﴿فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾. يعني چندي از روزهاي ديگر را روزه بگيرد. بدون آنكه قيد مُتَتابِعات (پشت سر هم) را بدان افزوده باشد ولي روزه گرفتن پشت سر هم، به قياس روزهاي ماه رمضان بر تر است.
و در جواب پرسش سوم بايد گفت كه در مسند زيد بن علي (ع) از امير مؤمنان علي بن ابي طالب (ع) نقل شده كه: «مردي در ماه رمضان نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: اي پيامبر خدا، هلاك شدم! پيامبر(ص) فرمود: آيا مي‌تواني برده اي را آزاد كني؟ آن مرد گفت: نه بخدا! هر گز آفريده اي نداشته ام. فرمود: پشت سر هم روزه بگير. آن مرد گفت: توان اين كار را ندارم. پيامبر (ص) فرمود: برو شصت تن بينوا را خوراك بده. آن مرد گفت: بر اينكار قدرت ندارم. رسول خدا (ص) او را فرمود: پانزده پيمانه انفاق كن كه سهم هر بينوايي يك مد (800 گرم) باشد، آن مرد پاسخ داد: سوگند به كسي كه تو را به پيامبري فرستاده‌است در اين شهر خانواده‌اي نيست كه نياز مندتر از ما به اين خوراك باشد! پيامبر (ص) فرمود: برو و آنرا با خانواده‌ات بخور».
نويسنده گويد: «از اين حديث فهميده مي‌شود كه شكستن روزه در ماه رمضان اگر عمدي باشد، كفاره اي متناسب با توان شخص دارد و بهمان نسبت، قابل تخفيف است».
و در جواب از پرسش چهارم بايد گفت كه: نعمان بن محمد (قاضي نعمان) در كتاب «دعائم الإسلام» از علي عليه السلام آورده كه در بارة اين آية شريفه: ﴿.. رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا..﴾(87) (البقرة: 286) فرمود: اين دعا در بارة كسي كه در ماه رمضان از روي فراموشي غذايي خورده يا چيزي آشاميده، به استجابت رسيده‌است (يعني گناهي بر او نيست و روزه اش باطل نشده است).
در جواب از پرسش پنجم بايد گفت كه كليني در «فروع كافي» به اسناد خود از ابو عبد الله جعفر بن محمد (ع) از پدرانش روايت نموده كه علي عليه السلام در بارة مردي كه در نيمه رمضان اسلام آورده گفت: « بر او لازم‌است كه فقط روزهاي آينده را (تا پايان ماه) روزه بگيرد». 

الهوامش
(87) «خداوند اگر فراموش كرديم يا به خطا افتاديم بر ما مگير». خداوند تبارك و تعالى مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ. فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ﴾ (آل عمران: 96-97).
يعني: «محققاً نخستين خانه‌اي كه براي مردم وضع شده همانست كه در مكه قرار دارد. خجسته و ماية هدايت براي جهانيان است * در آن (خانه) نشانه هايي روشن وجود دارد (از جمله) مقام ابراهيم و هر كس درون آن خانه رود در امان‌است و بر عهدة مردم‌است براي خدا حج آن خانه كنند (البته) هر كس توانايي داشته باشد كه راهي بسوي آنجا برد و كسي كه كفر ورزيد پس خدا از جهانيان بي نياز ‌است».
ابن جرير طبري در تفسيرش به اسناد خود از خالد بن عُرعُره گزارش نموده كه مردي در برابر امير مؤمنان علي عليه السلام ايستاد و گفت: از خانة كعبه مرا خبر نمي دهي؟ آيا آن نخستين خانه‌اي‌است كه در روي زمين بنا شده؟ علي عليه السلام در پاسخ وي فرمود: نه! ولي نخستين خانة خجسته و هدايتگري‌است كه براي همة مردم در روي زمين بنا شده‌است: «در آنجا مقام ابراهيم قرار دارد و هر كس به درون آن خانه رود ايمن باشد». و در گزارشي ديگر آمده كه علي عليه السلام فرمود: پس قوم نوح و هود در كجا مي‌زيستند؟ ليكن خانة كعبه، نخستين خانة خجسته و هدايتگري‌است كه براي عموم مردم بنيانگذاري شده است.
نويسنده گويد: مراد امام عليه السلام آن بوده كه خانة كعبه نخستين معبد عمومي يا مسجدي‌است كه براي همة مردم بپا شده چنانكه از أبو ذر (صحابي مشهور) رضي الله عنه نقل كرده اند كه گفت به رسول خدا (ص) عرض كردم: اي پيامبر خدا، نخستين مسجدي كه تأسيس شده كدامست؟ فرمود: مسجد الحرام...(88) 
و نيز ابن جرير در تفسيرش به اسناد خود از حارث(89) گزارش نموده كه علي عليه السلام گفت رسول خدا (ص) فرمود: 
«هر كس توشه و مركبي داشته باشد و به حج نرود، يهودي يا نصراني خواهد مرد. زيرا كه خداوند مي‌فرمايد: ﴿وَلله عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ﴾. ترمذي نيز اين حديث را در سنن آورده است.
نويسنده گويد: نظر پيامبر خدا در اينكه فرمود: «يهودي يا نصراني خواهد مرد» به آخر آية شريفه معطوف‌است (يعني: وَ مَنْ كَفَرَ...) و مقصود از كفر، انكار وجوب حج‌است كه ضروري دين شمرده مي‌شود و منكر آن مانند يهود و نصاري بر غير آئين اسلام مي‌ميرد.
در مسند زيد بن علي از پدرش از جدّش از امير مؤمنان علي عليه السلام روايت شده كه در بارة اين آية شريفه: ﴿إِنَّ الصَّفَا وَالمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا ...﴾(90) فرمود: «(پيش از ظهور اسلام) بر بالاي صفا و مروه بتهايي نهاده بودند، از اينرو بر مسلمانان دشوار مي‌آمد كه در ميان آن دو طواف كنند آنگاه خداي بزرگ اين آيه را فرو فرستاد تا طواف با وجود بت هايي كه در آنجا بودند، بر مسلمين دشوار نيايد».
نويسنده گويد: طواف در ميان صفا و مروه از اركان حج و واجبات آن بشمار مي‌آيد با اين حال خداي تعالى مي‌فرمايد: ﴿فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا﴾. يعني: بر طواف كنندة آن دو، گناهي نيست». علي عليه السلام در روايت مزبور، سبب ورود اين تعبير را در كلام الهي بيان كرده است.
همچنين در مسند زيد بن علي از امير مؤمنان علي عليه السلام گزارش شده كه فرمود: چون آية شريفة ﴿وَ لله عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً﴾ فرود آمد، مردي در برابر رسول خدا (ص)  ايستاد و پرسيد: اي رسول خدا آيا حج همه ساله بر ما واجب‌است يا يكبار؟ پيامبر (ص) فرمود: يكبار و اگر گفته بودم همه ساله، واجب مي‌شد! 
نويسنده گويد: اين حديث را نسائي در سنن خود از ابو هريره بدين صورت گزارش كرده‌است كه گفت: رسول خدا (ص) براي مردم سخنراني كرد و فرمود: خداوند عز وجل، حج را بر شما واجب گردانده است. مردي پرسيد: آيا در هر سال (واجب شده)؟! پيامبر سكوت نمود تا آن مرد سؤال خود را سه بار تكرار كرد. رسول خدا (ص) فرمود: نه! و اگر گفته بودم آري البته بر شما