 هفت بخش، تقسيم نموده است و خدايتعالي به درستي اين قول داناتر است.

الهوامش
(19) دنبالة اين حديث را در صفحة 8 از همين كتاب بخوانيد.
(20) براي روشن شدن اين امر، آية 13 از سورة هود را با آيه 38 سورة يونس مقايسه نماييد. ضمناً قول «مجاهد» از قدماي مفسران را – كه سورة هود را پيش از سورة يونس آورده – در كتاب فهرس اثر محمد بن إسحق نديم ملاحظه كنيد.سورة فاتحه نخستين سوره اي است كه در مكّه بر پيامبر ـ (ص) ـ نازل شد(21) چنانكه اين معنا را در روايت امام علي (ع) مي‌يابيم آنجا كه مي‌فرمايد: «نخستين چيزى كه در مكّه بر پيامبر فرو فرستاده شد، فاتحة الكتاب بود. 
اينك آنچه در بارة سورة فاتحه از امير مؤمنان (ع) گزارش شده به نظر خوانندگان گرامي مي‌رسد:
1ـ دارقُطنى و بيهقى در كتاب سنن خود از عبد خير(22) آورده‌اند كه گفت: از علي (ع) در بارة »سبعُ المثَانى« پرسيده شد، فرمود: مراد، سورة حمد است. گفتند: آن سوره، شش آيه دارد (و در سبع المثاني از رقم هفت سخن آمده است)! فرمود: ﴿بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ﴾ نيز آيتي از سوره مزبور است (كه با شمارش آن، سورة حمد به هفت آيه مي‌رسد).
نويسنده گويد: اين سخن را آنچه از پيامبر خدا ـ (ص) ـ گزارش شده، تأييد مي‌كند كه فرمود:
«چون حمد را خوانديد، بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را نيز بخوانيد كه اين سوره «اُم القرآن» و «اُمُّ الْكِتَابِ» و «سبع المثانى» است و بسم الله الرحمن الرحيم يكي از آياتش به شمار مي‌آيد»
اين روايت را دارقطني آورده و آنرا صحيح شمرده و نيز بيهقي در سنن خود آن را نقل كرده‌است.
2ـ از طر يق اماميّه، محمّد بن عليّ بن حسين بن بابويه، به اِسناد خود از امير مؤمنان علي (ع) گزارش نموده كه گفت: از رسول خدا ـ (ص) ـ شنيدم كه مي‌گفت: خدايا تعالي مرا فرمود: اي محمّد! ﴿وَلَقَدْ آَتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ المَثَانِى وَالْقُرْآَنَ الْعَظِيمَ ﴾ (الحجر:87) «همانا تو را سبع المثاني و قرآن بزرگ داديم». پس خداوند بوسيلة فاتحه الكتاب به تنهايي بر من منّت نهاد و آنرا در برابر قرآن بزرگ قرار داد و «فاتحة الكتاب» گرانبهاترين چيزي است كه در گنجهاي عرش وجود دارد.
3ـ ابن بابويه در كتاب «توحيد» روايت نموده كه مردي از علي بن حسين (ع) معناي «بسم الله الرحمن الرحيم» را پرسيد، فرمود: پدرم از برادرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش امير مؤمنان (ع) آورد كه (در روزگارِ وي) مردي برخاست و پرسيد: اي اميرِ مؤمنان، مرا از «بسم الله الرحمن الرحيم» خبر ده كه معنايش چيست؟
علي (ع) پاسخ داد: واژة «الله» كه در گفتارت آمد، بزرگترين نام از نامهاي خداي بزرگ است و همان اسمي‌است كه سزاوار نيست كسي جز خدا، بدان ناميده شود و هيچ آفريده اي هم بدان ناميده نشده است. آن مرد گفت: تفسير كلمه «الله» چيست؟ فرمود: او كسي‌است كه هر آفريده اي در نيازها و سختي‌ها و به هنگام قطع اسباب و نااميدي از غير خود، به بندگي او روي مي‌آورد زيرا هر كس كه در اين دنيا به مقام مهتري و بزرگي دست يابد، هر چند در كمال بي نيازي و سركشي باشد و ديگران نياز فراوان بدو پيدا كنند، سر انجام زماني فرا خواهد رسيد كه ديگران به كاري نيازمند شوند كه او از عهدة انجامش ناتوان مانَد و خود نيز به چيزي نيازمند گردد كه توانايي بر آن نداشته باشد و ناگزير به هنگام ضرورت و نيازِ خود، اميد از ديگران مي‌بُرَد و رو به سوي «الله» مي‌بَرَد. تا آنكه چون خداوند درخواستش را كفايت كند، او (لطف خدا را به فراموشي مي‌سپرد و) دو باره به شرك (و سركشي) خود باز مي‌گردد! آيا نشنيده‌اي كه خداي عزّ و جلّ مي‌فرمايد: ﴿قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ الله أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ الله تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ. بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ وَتَنْسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ﴾ (الأنعام/40و41).
يعني: «بگو در صورتيكه عذاب خدا شما را در رسد يا قيامت بر شما آيد اگر راست گوييد خبر دهيد كه آيا جز «الله» چه كسي را مي‌خوانيد؟ بلكه تنها او را مي‌خوانيد و چون او بخواهد (عذابي) را كه به خاطرش وي را خوانديد از شما بر مي‌دارد و آنچه را شريكش مي‌پنداريد فراموش مي‌كنيد».
پس خداي بزرگ به بندگانش مي‌فرمايد: اي نيازمندان رحمتم، در همة احوال شما را به خود محتاج ساختم و در همة اوقات، فروتني بندگي را برايتان لازم شمردم پس در هر كاري كه آغاز نموده‌ايد و آرزوي به پايان بُردن آنرا دارد و اميد رسيدن به نهايتش را در دل جاي داده‌ايد، بسوي من تضرّع كنيد كه من چون بخواهم چيزي را بر شما ببخشم، ديگري بر مَنعش توانا نباشد و چون بخواهم چيزي را از شما منع كنم، ديگري بر بخشيدنش ناتوان ماند. پس من سزاوارترين كسي هستم كه از او حاجت خواسته شود و به سوي وي تضرّع گردد. بنابر اين در آغاز هر كار ـ كوچك باشد يا بزرگ ـ بگوييد: بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. يعني: در اين كار از خدايي ياري مي‌جويم كه رسم بندگي، براي هيچكس جز او شايسته نيست. همان «الله» كه چون از او ياري خواهند، ياري نمايد و چون او را بخوانند، پاسخ دهد. همان «رحمن» كه باگستردن روزي خود بر ما، رحمتش را به ما ارزاني مي‌دارد. همان «رحيم» كه در كار ديانت و دنيا و آخرتمان بر ما ترحّم مي‌كند و اوست كه دين را براي ما سهل و آسان و (تكليف را) بر ما سبك ساخته است و با جدا سازي ما از دشمنانش، ما را به رحمت خود مي‌نوازد.
سپس علي (ع) گفت: رسول خدا ـ (ص) ـ فرمود: هر كس به كاري پردازد كه به اندوهش افكند، اگر با خلوص نيّت و از صميم دل، روي به خدا آورَد و بگويد: بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، از دو امر (سودمند) جدا (و بي بهره) نماند. يا به حاجت خويش در دنيا دست يابد و يا نزد خداوند (پاداشي) برابر آن را اندوخته كند و آنچه نزد خدا براي مؤمنان ذخيره شود، بهتر و پايدارتر است».
نويسنده گويد: رحمن و رحيم دو واژه است كه از «رحمت» گرفته شده اند و در «رحيم» رقّتِ بيشتري اعتبار مي‌شود چنانكه در حديث ابن عبّاس از رسول خدا ـ (ص) ـ آمده است كه فرمود: «فالرَّحِيْمُ أرقُّ من الرَّحْمَنِ وكلاهما رفيقان». يعني: «در معناي كلمة رحيم، رقّت بيشتري از رحمن وجود دارد و هر دو كلمه، همراه و رفيق يكديگرند». و اين معنا در سخن امير مؤمنان (ع) نيز ديده مي‌شود چنانكه معناي «رحمن» را بر اين امر حمل نموده كه: «با گستردن روزي خود بر ما، رحمتش را به ما ارزاني مي‌دارد» و «رحيم» را با آن معنا تطبيق داده كه: «در كار ديانت و دنيا و آخرتمان بر ما ترحّم مي‌كند و دين را براي ما سهل و آسان و (تكليف را) بر ما سبك ساخته است» همانگونه كه خداوند (در كتابش) مي‌فرمايد: 
﴿يُرِيدُ اللهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا﴾ (النساء: 28). يعني: «خدا مي‌خواهد تكليف شما را سبك گرداند زيرا كه انسان، ضعيف آفريده شده است». در عين حال بايد دانست كه رقّت (يا دلسوزي) از صفات آفريدگان است و خداي سبحان بدان