َّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ﴾ (آل عمران: 81): ((لم يبعث الله نبياً آدم فمن بعده إلا أخذ عليه العهد لئن بَعَثَ الله محمداً وهو حيٌّ ليؤمِنَنَّ به ولينصرَنَّهُ وأمره أن أخذ العهد بذلك على قومه)). (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج3، ص131). 
علي (ع) در بارة اين سخن خداي تعالى كه فرمود: (بياد آر) هنگامى را كه خدا از پيامبران پيمان گرفت كه چون به شما كتاب و حكمت دادم سپس رسولى به سويتان آمد كه آنچه را با شما است تصديق كرد البته به او ايمان آوريد و حتماً ياريش كنيد. (خدا) فرمود آيا اقرار كرديد و پيمان مرا در اينباره پذيرفتيد؟ گفتند: اقرار كرديم، فرمود: پس گواه باشيد كه من نيز با شما از گواهان هستم. گفته‌است: خداوند هيچ پيامبري ـ از آدم به بعد را ـ نفرستاد مگر آنكه از او پيمان گرفت كه چون محمّد را (به رسالت) فرستد و آن پيامبر، زنده باشد، حتماً به وي ايمان آوَرَد و ياريش كند و فرمان داد كه اين پيمان را از قوم خود نيز بگيرد.    
27-	وقال عليه السلام في قوله تعالى: ﴿لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ﴾ (النساء: 43): ((أي إلا أن تكونوا مسافرين فيجوز لكم أداؤها بالتيمُّم)). (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج5، ص112). 
علي (ع) در بارة اين سخن خداي تعالى كه «به نماز در حال مستي نزديك نشويد تا بدانيد كه چه مى گوييد و نيز در حال جنابت (نماز نگزاريد) مگر آنكه رهگذر باشيد....». گفته‌است: يعني مگر آنكه مسافر باشيد (در اين صورت چون آب نيافتيد) جايز است نماز را با تيمّم برگزار كنيد.
28-	 وقال عليه السلام في قوله تعالى: ﴿أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء﴾ (النساء: 43): ((المراد به الجماع)). (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج5، ص113).  
أقول: يؤيد هذا التفسير ما روى عنه عليه السلام في نهج البلاغة حيث قال: ((إِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ.)) (الحِكَم:420). 
علي (ع) در معناي اين سخن خداي تعالى كه: «يا با زنان ملامسه كرده باشيد» فرمود: مراد از آن، آميزش جنسي است. 
نويسنده گويد: اين تفسير را سخن ديگري كه از امام (ع) در نهج البلاغه آمده تأييد مي‌كند آنجا كه فرمود: چون يكى از شما به زنى نگريست و آن زن، وى را به شگفتى افكند بايد تا با همسرش بياميزد زيرا كه او نيز زنى همچون زن وى است! (در اينجا نيز ملامسه بجاي جماع بكار رفته‌است). 
29-	وقال عليه السلام في قوله تعالى: ﴿إِنَّ الله لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء﴾ (النساء: 48): ((ما في القرآن آيةٌ أرجى عندي من هذه الآية)). (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج5، ص124). 
علي (ع) در بارة اين سخن خداي تعالى كه فرمود: «همانا خدا نمى آمرزد كه بدو شرك ورزيده شود و جز آن را براى هر كس كه بخواهد مى آمرزد» گفته‌است به نظر من در قرآن از اين آيه، اميدبخش تر وجود ندارد! 
30-	وقال عليه السلام: ((كان القرآن ينسخ بعضه بعضاً وإنما كان يؤخذ من أمر رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بآخره وكان من آخر ما نزل عليه سورة المائدة نسخت ما قبلها ولم ينسخها شيء. لقد نزلت عليه وهو على بغلة شهباء وثقل عليه الوحى حتى وقفت وتدلى بطنها حتى رأيت سرتها تكاد تمس الأرض وأغمى على رسول الله - (ص) - حتى وضع يده على رأسه شبيه بن وهب الجمحى ثم رفع ذلك عن رسول الله فقرأ علينا سورة المائدة فعمل رسول الله - (ص)ـ وعملنا)). (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج6، ص6). 
علي (ع) فرمود: بخشي از قرآن بخش ديگر را نسخ مي‌كرد و اين موضوع از آخرين دستور رسول خدا (ص) بدست مي‌آمد. از واپسين سوره هايي كه بر پيامبر نازل شد، سورة مائده بود كه (پاره اى از) احكام گذشته را نسخ مى كرد و هيچ چيزى آن سوره را نسخ ننمود. اين سوره بر پيامبر فرود آمد در حالي كه بر استرِ خاكستري رنگ خود سوار بود و وَحْي چنان سنگين بر او فرود آمد كه استرش از راه رفتن باز ماند و كمرش خم شد بطوريكه من ديدم نزديك‌است شكمش بر زمين رسد و سول خدا (ص) (نيمه) بيهوش گشت و دستش را بر سر شَيبة بن وَهْب جُمحى نهاد. سپس حالت وحي از رسول خدا (ص) بر طرف شد و سورة مائده را بر ما خواند و خود بر طبق آن عمل كرد و ما نيز عمل كرديم.   
31-	 وقال عليه السلام في قوله تعالى: ﴿ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ﴾ (المائدة: 42): ((السحت هو الرشوة في الحكم.. الحديث)). (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج6،ص99). أقول: و قد رُوِىَ مثلُ هذا القول عن النبى (ص). 
علي (ع) در بارة اين سخن خداي تعالى كه فرمود: «مال حرام بسيار مى خورند» گفته‌است كه مقصود از مال حرام، رشوه خواري در داوري‌است... نويسنده گويد: همانند اين سخن از رسول  ـ (ص) ـ نيز روايت شده‌است(99). 
32-	وقال عليه السلام في قوله تعالى: ﴿فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى﴾ (طـه: 67): ((لَمْ يُوجِسْ مُوسَى عليه السلام خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَدُوَلِ الضَّلالِ.)). (رواه الرضى نهج البلاغة (الخُطَب: 4).
علي (ع) در بارة اين سخن خداي تعالى كه فرمود: «پس موسى در خود احساس ترس كرد» فرمود: موسي (ع) احساس ترس نسبت به خود نكرد بلكه از پيروزي جاهلان و غلبة دولت گمراهان، بيمناك شد.  
33-	وقال عليه السلام في قوله تعالى: ﴿إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴾ (هود: 56): ((إنه على حق، يجزي بالإحسان إحسانا وبالسيئ سيئا، ويعفو عمن يشاء ويغفر سبحانه وتعالى)) (رواه العياشى فى تفسيره، ج2، ص 151).
علي (ع) در بارة اين سخن خداي تعالى كه: «همانا خداوندِ من بر راه راست است» فرمود: يعني خداوند بر طريق حق (و عدالت) است، نيكي را به نيكي و بدي را به بدي پاداش مي‌دهد و هر كس را كه بخواهد و (و لايق بداند) مي‌بخشايد و مي‌آمرزد. 
34-	وقال عليه السلام: ((إذا حلف الرجل بالله فله ثنياها إلى أربعين يوما وذلك أن قوما من اليهود سألوا النبي - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - عن شي‏ء، فقال ائتوني غدا - ولم يستثن - حتى أُخْبِرَكُمْ، فاحتبس عنه جبرئيل عليه السلام أربعين يوما ثم أتاه، وقال ﴿وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً. إِلا أَنْ يَشاءَ الله وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ﴾ (الكهف: 23 و24) )). (رواه العيّاشى فى تفسيره، ج2،ص324). 
علي (ع) فرمود: چون كسي به خداوند سوگند ياد كند (كه كاري را انجام دهد) تا چهل روز مي‌تواند بگويد: «اگر خدا خواست» زيرا كه گروهي از يهود چيزي را از پيامبر (ص) پرسيدند، فرمود: فردا بياييد تا شما را خبر دهم و إن شاءَ الله نگفت! آنگاه چهل روز، نزول جبرئيل (ع) بر او متوقّف شد سپس جبرئيل (ع) بسويش آمد و اين (پيام آسماني را) برخواند: «همانا در هيچ كارى مگو كه من فردا آن را انجام خواهم داد، مگر آنكه (بگويى اگر) خدا بخواهد و چون فرا