يل آن را تصديق كردهايد، و بايد بدانيد كه شما بر باطل هستيد و دليلي بر صحت گفتة خود نداريد. پس براساس دلايل يقيني و حجتهاي قاطع، خداوند يگانه همه كارها را انجام ميدهد، و يكتاست، و او سزاوار است كه همة عبادتها براي او انجام شود.قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ بگو: «تمامي آنهايي در آسمانها و زمين است جز خدا غيب را نميدانند، و نميدانند كي برانگيخته ميشومد».
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ بلكه دانش و آگاهي ايشان دربارة آخرت نارسا است، بلكه آنان از [وقوع] آن در شك هستند، بلكه آنان نسبت بدان كورند.
خداوند متعال خبر ميدهد كه فقط او غيب آسمانها و زمين را ميداند. مانند فرمودة الهي كه ميفرمايد: و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو و يعلم ما في البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا يعلمها و لا حبه ظلمت الارض و لا رطب و لا يابس الا في كتب مبين و كليدهاي غيب نزد او [=خداوند] است، جز او كسي آن را نميداند، و آنچه در خشكي و درياست خداوند آن را ميداند، و هيچ برگي فرو نميافتد مگر اينكه او آن را ميداند، و هيچ دانهاي در تاريكيهاي زمين نيست، و هيچتر و خشكي وجود ندارد مگر اينكه در كتابي روشن ثبت شده است. ان الله عنده علم الساعه و ينزل الغيب و يعلم ما في الارحام بيگمان علم زمان فرا رسيدن قيامت نزد خداوند است، و او باران را نازل ميكند، و آنچه را در رحمهاست ميداند.
پس اين غيبها و امور پنهان و امثال آن را فقط خداوند ميداند، و هيچ فرشتهاي مقرب، و هيچ پيامبري آن را نميداند. پس وقتي تنها او به اين چيزها آگاهي دارد و علم و آگاهي او پنهان و پوشيدهها را در برگرفته است، هموست خداوندي كه عبادت جز براي او شايستة كسي نيست. سپس خداون از ناتواني و ضعف علم و آگاهي تكذيب كنندگان قيامت خبر داد كه آنها نميدانند قيامت كي فرا خواهد رسيد. و در اينجا خداوند به مطلبي پرداخت كه رساتر است، پس فرمود: وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ و آنها نميدانند زنده شدن پس از مرگ و رستاخيز كي خواهد بود. بنابراين خود را براي چنين روزي آماده نكردهاند.
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بلكه آگاهي و دانش آنان دربارة قيامت بسيار ضعيف است و يقين بخش نميباشد. آنها از آگاهي و دانش قوي برخوردار نبودند، و آگاهي ضعيفي هم نداشتند. بلكه هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا آنان دربارة قيامت شك و ترديد داشتند و شك، علم و آگاهي را از بين ميبرد،و آگاهي با شك جمع نميشود. بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ  بلكه آنها در مورد آخرت كور و نابينا هستند، و چشمهايشان آن را نميبيند، و در دلهايشان آگاهي و دانشي در مورد وقوع قيامت و احتمال آمدن آن وجود ندارد، بلكه آنان قيامت را انكار كرده و آن را بعيد دانسته و ميدانند.وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ  و كافران گفتند: «آيا چون ما و پدرانمان به خاك تبديل شديم، آيا بيرون آورده ميشويم؟».
لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ به راستي  كه اين را به ما و پيش از ما به پدرانمان وعده دادهاند، اين جز افسانههاي گذشتگان نيست.
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ بگو: «در زمين بگرديد، آنگاه بنگريد كه سرانجام گناهكاران چگونه بوده است؟».
وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ و بر آنان اندوه مخور، و از آنچه حيله ميورزند تنگدل مباش.
بنابراين فرمود: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ آيا زماني كه ما و پدرانمان به خاك تبديل شديم، زنده ميگرديم، و از قبر بيرون آورده ميشويم؟ يعني اين بعيد و غير ممكن است. آنها قدرت خداوند توانا را با قدرت ضعيف خود مقايسه ميكردند. لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ به ما و پيش از ما به پدرانمان وعدة آمدن قيامت داده شده است، اگر اين امر راست بود، ميآمد، ولي هنوز به نزد ما نيامده و از آن چيزي را نديدهايم . إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اين جز افسانه و داستانهاي پيشينيان كه با آن وقتگذراني ميشود، چيزي بيش نيست و اصل و اساسي ندارد.
خداوند با بيان احوال تكذيب كنندگان، به اين مطلب پرداخت كه آنها نميدانند قيامت كي خواهد آمد. سپس خبر داد كه آگاهي آنها در مورد قيامت ضعيف و كم است. سپس خبر داد كه آنها دربارة قيامت شك و ترديد دارند. سپس خبر داد كه آنها كور هستند، و پس از آن فرمود آنها قيامت را انكار ميكنند و آن را بعيد ميدانند. يعني به سبب حالتهايي كه دارند ترس از آخرت از دلهاي آنان رخت بربسته و در نتيجه اقدام به انجام گناهان كرده، و تكذيب حق و تصديق باطل برايشان آسان گشته است، و تبعيت از شهوتها را به جاي پرداختن به عبادت قرار داده، و دين و دنيا را از دست دادهاند.
سپس خداوند متعال آنها را به تصديق آنچه كه پيامبران از آن خبر دادهاند سفارش كرد و فرمود: قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ و در زمين بگرديد و بنگريد كه سرانجام گناهكارن چگونه بوده است؟! پس اگر بگرديد و بنگريد هيچ مجرم و گناهكاري را نمييابيد مگر اينكه سرانجام بدي داشته، و خداوند او را به سزا و عذابي گرفتار كرده كه سزاوار حال او بوده است.
پس اي محمد! براي اين تكذيب كنندگان و ايمان نياوردنشان غم مخور و اندوهگين مباش، زيرا اگر از شر و بدي آنها اطلاع حاصل نمايي، و اين را بداني كه آنها صلاحيت برخورداري از هيچ خير و خوبي را ندارند، تأسف نميخوري و غمگين نميشوي. و از مكرورزي آنها تنگدل و آشفته نباش. زيرا سرانجام مكر آنها به خودشان بر ميگردد. يمكرون و يمكرالله و الله خير المكرين و مكر ميورزند و خداوند براي مكر آنها چاره انديشي ميكند، و خداوند بهترين چارهانديشان است.وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و ميگويند: «اگر راست ميگوييد اين وعده كي خواهد بود؟».
قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ بگو: «شايد برخي از آنچه كه در فرا رسيدنش شتاب داريد به شما نزديك شده باشد.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ و همانا پروردگارت بر مردمان داراي فضل [فراواني] است ولي بيشتر آنان سپاسگذاري نميكنند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ و حقاً كه پروردگارت ميداند آنچه را در دلهايشان نهان ميدارند و آنچه را كه آشكار ميسازند.
وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ و هيچ نهفتهاي در آسمان و