ْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ و آنان را پيشواياني گردانديم كه به سوي آتش [دوزخ] فرا ميخواندند، و روز قيامت ياري نميشوند.
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ و در اين دنيا لعنتي بدرقة راهشان كرديم،و در روز قيامت از زمرة دور داشتگان هستند.
فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ موسي كه رسالت پروردگارش را دريافت كرده بود و همراه با معجزات روشن كه به وضوح بر آنچه به آنها ميگفت دلالت ميكرد، و هيچ كمبود و غموضي در آن نبود، به سراغ آنها رفت و چون موسي به نزد آنها آمد، قَالُوا از روي ستمگري و تكبر و عناد گفتند مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى اين چيزي جز جادوي به هم بافته نيست. و فرعون آنگاه كه حق آشكار گرديد و باطل نابود شد، و رؤسا و سراني كه حقايق امور را ميدانستند در برابر حق سر تسليم فرود آوردند، گفت: انه لكبيركم الذي علمكم السحر همانا موسي بزرگ و استاد شماست كه جادو را به شما آموخته است. فرعون آدم هوشيار و ناپاكي بود و مكرورزي و نيرنگ و حيلهگري او را به جايي رساند كه چنين گفت، حال آنكه ميدانست، ما انزل هولاء الا رب السموات و الارض كه اينها را جز پروردگار آسمانها و زمين نازل نكرده است، اما بدبختي و شقاوت بر وي غالب آمد.
وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ و ما نشنيدهايم كه چنين چيزي در ميان نياكان ما بوده باشد. آنها در اين باره دروغ ميگفتند، زيرا خداوند يوسف را قبل از موسي فرستاده بود. همانطور كه خداوند متعال فرموده است: و به راستي كه پيش از اين يوسف با معجزات [فراواني] به نزد شما آمد ولي شما از آنچه او آورده بود در شك و ترديد بوديد تا اينكه درگذشت، و شما گفتيد: بعد از او هرگز خداوند پيامبري را مبعوث نخواهد كرد. اينگونه خداوند هر كس را كه اسرافكار و متردد باشد گمراه مينمايد.
آنها گمان بردند كه آنچه موسي آورده است جادو و گمراهي ميباشد و آنچه آنها بر آن هستند هدايت است. پس موسي گفت: رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ يعني گفتگو با شما فايدهاي ندارد، و روشنگري معجزات در مورد شما مفيد واقع نميگردد، و شما جز ادامه دادن به گمراهي و لجاجت و اصرار بر كفرتان چيزي را نميپذيريد. بنابراين خداوند متعال بهتر ميداند كه راهيافته و گمراه كيست، و سرانجام نيك سراي آخرت از آن چه كسي ميباشد؟! إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ بيگمان ستمكاران رستگار نميشوند. پس سرانجام نيك از آن موسي و پيروانش گرديد، و آنها رستگار و كامياب شدند، و فرعون و اطرافيانش به سرانجام بدي گرفتار آمدند.
وَقَالَ فِرْعَوْنُ و فرعون با جسارت در محضر پروردگارش، و گول زدن قوم نادان خود گفت: يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي يعني فقط من خدا و معبود شما هستم! و اگر خداي ديگري بود از حال وي باخبر ميشدم. به دورانديشي و احتياط كامل فرعون بنگريد كه او نگفت: «شما غير از من خداي ديگري نداريد». بلكه گفت: «خداي ديگري را نميشناسم»، چون فرعون نزد قومش دانا و برتر شمرده ميشد و هر چه ميگفت آن را حق و درست ميپنداشتند، و به هر چه دستور ميداد از او اطاعت ميكردند. پس وقتي سخني را گفت كه از آن احتمال را نفي كند. پس به هامان گفت: فأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ اي هامان! آتشي بر گل بيافروز، و خشتها و آجرهاي محكم بساز، فَاجْعَل لِّي صَرْحًا و براي من كاخ بلندي درست كن، لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ شايد خداي موسي را ببينم. و به راستي من او را از دروغگويان ميپندارم، اما اين گمان را ثابت ميكنيم، و دروغ موسي را به شما نشان ميدهيم. پس نگاه كن به جسارت بزرگ فرعون بر خدا كه هيچ انساني چنين جسارتي نكرده است! فرعون موسي را تكذيب كرد و ادعا نمود كه او خداست، و گفت:خدايي ديگر غير از خودش را نميشناسد. و اسبابي را فراهم كرد تا به خداي موسي برسد، و همة اين كارها را براي فريب و گولزدن انجام داد. اما شگفتا سران و بزرگاني كه گمان ميبردند آنها بزرگان حكومت و سلطنت هستند و كارهاي آن را سامان ميدهند چگونه فرعون عقلهايشان را به بازي، و آنها را به تمسخر و ناداني گرفت. و اين به خاطر فسق و تباهكاريشان بود، چرا كه فسق و فجور تبديل به صفت و ويژگيآنها شده، و در وجودشان ريشه دوانده بود.
دينشان فاسد گرديد و به دنبال آن عقلهايشان نيز فاسد شد. بار خدايا! پايداري بر مسير ايمان را از تو ميخواهيم، و از تو ميطلبيم بعد از اينكه ما را هدايت نمودي دلهاي ما را منحرف مگردان، و از جانب خويش رحمتي به ما عطا كن. بيگمان تو بسيار بخشنده هستي.
خداوند متعال ميفرمايد: وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ فرعون و لشكريانش در زمين بر بندگان خدا استكبار ورزيدند، و بدترين شكنجه و عذاب را به آنها رساندند، و در برابر پيامبران و معجزاتي كه آورده بودند استكبار ورزيدند، و آن معجزات را تكذيب كردند و ادعا نمودند كه آنچه بر آن هستند از نشانههايي كه پيامبران آوردهاند بهتر و برتر است، وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ و گمان بردند كه آنها به سوي ما بازگردانده نميشوند و به همين خاطر اين چنين جسارت نمودند. و اگر ميدانستند كه آنها به سوي خدا باز ميگردند كارهايي را كه از آنها سر ميزد،انجام نميدادند.
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ پس وقتي كه عناد و سركشي آنها ادامه يافت، او و لشكريانش را فرو گرفتيم، فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ و آنان را به دريا افكنديم. بنگر كه سرانجام ستمگران چگونه شد؟! سرانجام آنها بدترين سرانجامي بود، كه عقوبت هميشگي دنيا را به دنبال داشت و به عقوبت اخروي متصل شد.
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ و فرعون و سران دربار او را از پيشواياني گردانديم كه به انها اقتدا ميشود و مردماني به دنبال آنها به سوي سراي خواري و شقاوت گام بر ميدارند. وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ و روز قيامت از عذاب خدا نجات داده نميشوند. پس آنها بسيار ناتوانتر از آن هستند كه عذاب را از خود دور نمايند، و به جاي خدا ياور و مددكاري ندارند.
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً و اضافه بر عقوبت و رسواييشان، لعنتي در اين دنيا در عقبشان فرستاديم؛ نفرين ميشوند و مردم از آنها به بدي ياد ميكنند و آنان را مورد مذمت و نكوهش قرار ميدهند و اين چيزي است كه مشاهده ميشود. پس آنها پيشوايان و سران نفرين شدگان دنيا هستند. وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ و روز قيامت از دور داشتگان هستند و كارهايشان زشت شمرده ميشود، و هم خداوند بر آنها خشمگين است، و مردم نيز از آنها متنفرند و خودشان نيز از خويشتن بيزارند.قُ