يا به او بخشيد؛ فرزنداني كه ماية خشنودي او گرديدند و باعث شدند تا او خداوند را بيش از پيش بشناسد و او را دوست بدارد و به سويش توبه نمايد.
وَإنَّهُ فِي اَلأخِرهِ لَمِنَ الصَّلِحِينَ و همانا او در آخرت از زمرة شايستگان است، بلكه او و محمد – عليهما الصلاه و السلام – به طور مطلق از برترين صالحان مي باشند، و جايگاهشان از همه برتر است. پس خدواند او را هم در دنيا و هم در آخرت خوشبخت و سعادتمند كرد.وَ لُوطاً إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إنَّكُمْ لَتَأتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أحَدٍ مِّنَ الْعَلمِينَ و لوط ]را فرستاديم[ آنگاه كه به قومش گفت : «شما كه بسيار زشتي را انجام مي دهيد كه هيچ
 كس از جهانيان در ]ارتكاب[ آن از شما پيشي نگرفته است.
أئِنَّكُمْ لَتَأتُونَ الرّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبيِلَ وَ تَأتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إلَّا أن قَالُوا ائتِنَا بِعَذَابِ الله إن كُنتَ مِنَ الصَّدِقِينَ آيا شما با مردان آميزش مي كنيد و راه ]فطري و شرعي تناسل[ را مي بنديد و در محافل خود كار ناپسند انجام مي دهيد؟!»، و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : «اگر راست مي گويي عذاب خدا را بر سر ما بياور!».
قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَي الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ گفت : پروردگارا! مرا بر گروه فسادكاران پيروز گردان».
وَ لَمَّا جَآءَتْ رُسُلُنَآ إبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَي قَالُواْ إِنَّا مُهْلِكُواْ أهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَهِ إنَّ أهْلَهَا كَانُواْ ظَلِمِينَ و هنگامي كه فرستادگان ما براي ابراهيم مژده آوردند، گفتند : «ما هلاك كنندة اين شهريم، بي گمان اهل آن ستمكار بودند».
قَالَ إنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوْا نَحْنُ أعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّه وَ أهْلَهُ إلَّا امْرَاتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ ابراهيم گفت : «لوط در آن شهر است»، گفتند : «ما به هر كس كه در آنجاست داناتريم، بي گمان او و خانواده اش را رهايي مي بخشيم، مگر همسرش كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود».
وَ لَمَّآ أن جَآءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِي ءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قَالُواْ لَا تَخَفْ وَ لَا تَحْزَنْ إنَّا مُنَجُّوكَ وَأهْلَكَ إلَّا امْرَأتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، لوط به خاطر آنان سخت ناراحت و دلتنگ شد، ]فرشتگان[ گفتند : «مترس و غمگين مباش كه ما نجات دهندة تو و خانواده ات هستيم، مگر زنت كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود».
إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ همانا ما بر اهل اين شهر به سزاي آن كه نافرماني مي كردند عذابي از آسمان نازل خواهيم كرد.
وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و به راستي از آن ]شهر[ براي گروهي كه خرد مي ورزند نشانه اي روشن بر جاي گذاشتيم.
پيش تر گذشت كه لوط – عليه السلام – به ابراهيم ايمان آورد و از هدايت يافتگان گرديد. و گفته اند كه لوط از فرزندان و دودمان ابراهيم نيست، بلكه برادر زادة ابراهيم است.
پس اين فرمودة الهي كه وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّهَ وَ الكِتَبَ ]و در دودمان او پيامبري و كتاب مقرر داشتيم[ گرچه عام است اما با اين تضادي ندارد كه «لوط پيامبر است و از دودمان و فرزندان او نمي باشد»، چون اين آيه براي تمجيد و ستايش ابراهيم آمده و خبر داده است كه لوط بر دست ابراهيم هدايت يافت، و كسي كه بر دست ابراهيم هدايت يافته باشد با توجه به فضيلت هدايت كننده از فرزندان او كه هدايت شده اند برتر مي باشد.
والله اعلم.
پس خداوند لوط را به سوي قومش فرستاد و آنها با وجود شرك ورزي كار زشت و هم  جنس بازي و راهزني انجام مي دادند و لواط و منكرات و زشتي ها در مجالس آنان شايع شده بود.
پس لوط آنان را نصيحت كرد و از اين كارها باز داشت و زشتي اين كارها و كيفر سخت آن را برايشان بيان كرد. اما آنها نترسيدند و پند نپذيرفتند، فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إلَّا أن قَالُوا ائتِنَا بِعَذَابِ الله إن كُنتَ مِنَ الصَّدِقِينَ و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : اگر راست مي گويي عذاب خدا را بر سر ما بياور.
پس پيامبرشان از آنها نااميد شد و دانست كه سزاوار عذاب مي باشند. و از اينكه آنها به شدت او را تكذيب كردند ناراحت شد پس عليه آنان دعا كرد و إنَّ فِيهَا لُوطاً لوط در آن شهر است. ملايك به او گفتند : لَنُنَجِّيَنَّه وَ أهْلَهُ إلَّا امْرَاتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ بي گمان او و خانواده اش را رهايي مي بخشيم مگر همسرش كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود. سپس ملايك به راه افتادند تا اينكه به نزد لوط آمدند.
لوط از آمدن آنها ناراحت و دلتنگ شد چون آنها را نشناخت و گمان برد كه مهمان و مسافر هستند، بنابراين ترسيد كه قومش به آنها تجاوز كنند. پس فرشتگان به او گفتند: لَا تَخَفْ وَ لَا تَحْزَنْ مترس و غمگين مباش! و به او خبر دادند كه آنها فرستادگان خدا هستند، إنَّا مُنَجُّوكَ وَأهْلَكَ إلَّا امْرَأتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ، إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ما نجات دهندگان تو و خانواده ات هستيم مگر زنت كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود. و ما بر اهل اين شهر به كيفر نافرماني كه مي كردند عذابي از آسمان نازل خواهيم كرد. پس فرشتگان به او فرمان دادند كه شبانه به همراه خانواده اش بيرون برود، پس صبحگاهان خداوند سرزمين آنها را زير و رو كرد و از آسمان پي در پي بر آنان سنگ باراند تا اينكه آنها را نابود و هلاك ساخت و آنها به افسانه اي از افسانه ها تبديل شدند و عبرتي از عبرتها گرديدند. وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و از خانه ها و آباديهاي قوم لوط آثار روشن و نماياني بر جاي گذاشتيم تا عبرتي براي كساني باشند كه با دلهايشان عبرت ها را درك مي نمايند و از آنها بهره مند مي شوند. همانگونه كه خداوند متعال فرموده است : وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ، وَبِالَّيْلِ أفَلَا تَعْقِلُونَ و شما صبح و شب از كنار آنها عبور مي كنيد، آيا خرد نمي ورزيد؟!وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و به سوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم و گفت : اي قوم من! خداي را پرستش كنيد و به روز بازپسين اميد داريد، و در زمين اصلاً فساد و تباهي نكنيد».
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ پس او را تكذيب كردند در نتيجه زلزله آنان را فرو گرفت و در خانه و كاشانة خود از پاي در آمدند.
وَ إلَي مَدْيَنَ أخَاهُمْ شُعَيْبًا و به سوي قبيلة معروف م