تي بگيرد و بر او توکل نمايد مشکلات ديني و دنيوي او را حل مي کند و او را بسنده خواهد بود و به نيرو و قدرت قلبي و بدني اش مي افزايد و حالات و کارهايش را سامان مي بخشد.
وقتي خداوند متعال ناتواني خدايان و معبودان مشرکين را بيان نمود به همين مقدار بسنده نکرد بلکه از اين فراتر رفت و گفت آنها هيچ چيزي نيستند بلکه فقط نامهايي هستند که بر آنان گذاشته ايد و گمان هايي هستند که ياور نموديد و پوچ بودن آن با کمترين تحقيق و تفحص براي مرد عاقل و هوشمند مشخص و روشن مي شود. بنابراين فرمود : إنَّ اللهَ يعلَمُ مَا يدعُونَ مِن دُونِهِ مِن شَي ءٍ خداوند مي داند – و او به پيدا و پنهان آگاه است – که آنچه آنان به جاي وي به نيايش مي خوانند در حقيقت وجود ندارند و معبود حقيقي نيستند. مانند اينکه مي فرمايد : إن هِي إلَّا أسمَاءٌ سَمَّيتُمُوهَا أنتُم وَءَابَاؤکُم مَّا أنَزلَ اللهُ بِهَا مِن سُلطنٍ اينها فقط نام هايي هستند که شما و پدرانتان نهاده ايد و خداوند براي آن دليلي نازل فرموده است.
وَ مَا يتَّبعُ الَّذينَ يدعُونَ مِن دُونِ اللهِ شُرَکَاءَ إن يتَّبِعُونَ إلَّا الظَّنَّ کساني که به جاي خدا انبازهايي ديگر را به فرياد مي خوانند جز از گمان ]خود[ پيروي نمي کنند.
وَ هُوَ العَزِيزُ الحَکِيمُ و خداوند تواناست و بر همۀ مخلوقات چيره است، و با حکمت است و هر چيزي را در جايش و در محل مناسب آن قرار مي دهد؛ خداوندي که آفرينش هر چيزي را زيبا و محکم نموده است.
وَ تِلکَ الأمثَلُ نَضرِبُهَا للِنَّاسِ و اين مثال هايي است که به خاطر مردم و براي بهره مند شدن آنها و تعليم دادنشان مي زنيم و از اين طريق علوم و دانستني ها را برايشان واضح و روشن مي گردانيم و از اين راه امور معقول را به امور محسوس نزديک مي نماييم. و بدين سبب معني مطلوب روشن مي شود. پس اين مصلحتي براي عموم مردم است. وَ مَا يعقِلُهَآ ولي اين مثال ها را نمي فهمند و درک نمي کنند و تطبيق نمي دهند، إلَّا العَلِمُونَ مگر دانشمندان و عالمان حقيقي؛ آنهايي که علم و دانايي به دلهايشان رسيده است.
خداوند با آوردن اين مثالها ]آدمي را[ به تدبر و فهم و درک امور تحريک نموده و او را بر اين کار مي ستايد. اين مثال ها نشانۀ علم و دانايي است. پس دانسته شد که هر کس اين مثال ها را نفهمد و درک نکند از عالمان و دانايان نيست، زيرا مثال هايي که خداوند در قرآن مي زند براي کارهاي بزرگ و مطالب عالي و مهم مي باشد. و اهل علم مي دانند که اينها از ديگر چيزها مهم تر هستند چون خداوند به آن اعتنا و توجه نموده و بندگانش را بر فهميدن و انديشيدن در آن تحريک کرده است. بنابراين آنها تمامي سعي و تلاش خود را براي شناختن آن مبذول مي دارند. اما هر کس اين مثال ها را با وجود اهميتي که دارند نفهمد اين بيانگر آن است که او از اهل علم نيست، چون وقتي او مسائل مهم را نداند به طريق اولي ديگر چيزها را نمي داند. بنابراين خداوند در مورد اصول دين و امثال آن مثال هاي زيادي بيان کرده است.خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ
خداوند آسمان ها و زمين را به حق آفريد، قطعاً در اين نشانۀ بزرگي براي اهل ايمان است.
خداوند به تنهايي آسمان را با وجود بلندي و ارتفاع و گستردگي و زيبايي اش، همراه با خورشيد و ماه و ستارگان و فرشتگاني که در آنها وجود دارند، آفريد.
و زمين و کوهها و درياها و صحرا و بيابان ها و درختاني که در آن وجود دارد به تنهايي آفريده است، و همه اينها را به حق آفريده، و آنها را بيهوده و بي هدف خلق نکرده است، بلکه آنها را آفريده تا فرمان و قانونش اجرا شود و نعمتش بر بندگانش کامل گردد، و تا آنها حکمت و قهر و تدبير او را ببينند.
اين چيزها را به آنان نشان مي دهد تا فقط او را معبود و محبوب و خداي خود بدانند. إنَّ فِي ذَلِکَ لآيهً لِلمُؤمِنينَ قطعاً در اين براي مؤمنان نشانه ايست که بر بسياري از مطالب ايماني دلالت مي نمايد، و هر گاه مؤمن در آن بينديشد مطالب ايماني را به صورت آشکار در آن مشاهده خواهد کرد.تفسیر راستین
ترجمه تیسیر الکریم الرحمن
(مريم - الناس)

تألیف:
علامه شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی «رحمه الله»
متوفای 1376 هجری قمری (1334هجری شمسی)

ترجمه:
محمد گل گمشادزهیوَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا و به جاي خداوند معبوداني گرفتند تا برايشان مايۀ عزت باشند. 
كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا نه، چنين نيست، معبودهايي را که مي پرستندف پرستش آنان را انکار خواهند کرد، و دشمن آنان خواهند شد. 
أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا آيا ندانسته اي که ما شيطانها را به سوي کافران فرستاده ايم تا سخت آنان را [برانجام گناه] تحريک کنند؟
فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا پس بر ضد آنان شتاب مکن، که ما [زمان و ايام اجلشان را] براي آنان مي شماريم. 
و اين مجازات کافران است که وقتي به خدا پناه نبردند و به ريسمان خدا چنگ نزدند، بلکه براي خدا شريک گرفتند و با شياطين دوستي نمودند، خداوند شيطانها را بر آنان مسلس نمود تا آنان را به سوي گناهان بکشانند، و تحريک نمايند و به سوي کفر سوق دهند. پس ايشان را وسوسه مي کنند و باطل را برايشان مي آرايند، و نيکي را برايشان زشت جلوه مي دهند، پس محبت باطل در دلهايشان وارد مي شود و در آن جاي مي گيرد و در راستاي باطل چنان تلاش مي کنند که صاحب حق براي حقش مي کوشد، بنابراين باطل را با تمام کوشش خود ياري مي نمايند و با اهل حق مبارزه مي کنند. 
و اين سزاي او مي باشد، چرا که از پروردگارش روي بر تافته و دشمن خداوند را به دوستي گرفته است. بنابراين خداوند شيطان را بر او مسلط مي نمايد و اگر به خدا ايمان مي آورد و بر او توکل مي کرد کسي بر او مسلط نمي شد. چنان که خداوند متعال فرموده است: (انه ليس له سلطان علي الذين امنو و علي ربهم يتوکلون، انما سلطنه علي الذين يتولونه و الذين هم به مشرکون) بدون شک شيطان بر کساني که ايمان آورده و بر پروردگارشان توکل مي کنند تسلطي ندارد، بلکه تسلط او بر کساني است که وي را بر دوستي گرفته اند. و نيز براي کساني است که براي او شريک قرار مي دهند. 
(فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ) پس براي نزول عذاب بر اين کافران که در تعجيل آن شتاب مي کنند، شتاب مکن. (إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا) آنها چند روز مقرري در اين دنيا باقي مي مانند که از آن پس و پيش نمي شوند، ما به آنان مهلت مي دهيم و مدتي صبر مي کنيم، تا پيام خدا مجدداً به آنها ابلاغ شود، و چون دربارۀ آنها مفيد واقع نشود آنان را بسان گرفتن تواناي قدرتمندي خواهيم گرفت.اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ 