ت  ما ايمان  آورده  اند که  چون  آيات  ما را بشنوند به   سجده  بيفتند و پروردگارشان  را به  پاکي  بستايند و سرکشي  نکنند.
تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ از بستر خواب  پهلو تهي  مي  کنند ، پروردگارشان  را با بيم  و اميد مي   خوانند و از آنچه  به  آنها داده  ايم  انفاق  مي  کنند.
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ و هيچ  کس  از آن  مايه  شادماني  خبر ندارد که  به  پاداش  کارهايي  که  مي   کرده ، برايش  اندوخته  اند.
وقتي حالت کساني را بيان نمود که در برابر آيات خدا کفر مي ورزند و عذابي را ذکر فرمود که برايشان آماده کرده است، به ذکر کساني پرداخت که به آيات خدا ايمان دارند، و پاداشي را که برايشان آماده نموده است توصيف کرد و فرمود:« إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا» تنها کساني به آيات ما ايمان حقيقي وواقعي دارند که شواهد و نشانه هاي ايمان در آنها يافت شود و آنها، « الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا» کساني هستند که هرگاه به نشانه هاي خدا پند داده شوند و آيات قرآن بر آنها تلاوت گردد و به وسيله پيامبران پندها نزد آنان بيايد و نصيحت شوند آن را گوش مي کنند و مي پذيرند و اطاعت مي نمايند و « خَرُّوا سُجَّدً» سجده کنان بر زمين مي افتند. يعني فروتني مي کنند و به شناخت خدا شادمان مي شوند، « وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ» و ستايشگرانه به تسبيح پروردگارشان مي پردازند و تکبر نمي ورزند؛ نه با دل و نه با جسم شان تکبر نمي ورزند تا بر اثر آن از اطاعت خدا سرباز زنند، بلکه آنها در برابر آيات خدا فروتن اند و آن را مي پذيرند و با شرح صدر و در حالي که تسليم آن هستند با آن تعامل مي کنند و در پرتو همين آيات به رضايت خداوند مهربان دست مي يابند و به وسيله آن به راه راست هدايت مي شوند.
« تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ» پهلوهايشان از بسترها و رختخواب هاي لذت بخش دور مي شود، و به چيزي روي مي آورند که برايشان لذيذتر و دوست داشتني تر است و آن نماز شب و مناجات با خداست. بنابراين فرمود:« يَدْعُونَ رَبَّهُمْ» براي به دست آوردن منافع ديني و دنيوي و دفع زيان هاي دين و دنيا پروردگارشان را مي خوانند، « خَوْفًا وَطَمَعًا» با بيم و اميد؛ بيم از اين که اعمالشان پذيرفته نشود و اميد به اينکه قبول حق واقع گردد، از عذاب خدا بيم دارند و به پاداش او اميدوار هستند. « وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» و از روزي کم يا زيادي که به ايشان داده ايم انفاق مي کنند . انفاق را به صورت عام ذکر نمود و قيدي براي آن ذکر نکرد و گفت: بر چه کساني انفاق مي کنند تا بر عموم دلالت نمايد. و نفقه واجب مانند زکات ها و کفاره ها و نفقه همسران و خويشاوندان در اين داخل است.
نيز نفقه مستحب در راه هاي خير در آن داخل است، و نفقه و احسان مالي به طور مطلق ( و هرچقدر که باشد) خير است، چه به فقير برسد چه به ثروتمند؛ به خويشاوند داده شود يا به فردي که خويشاوند نيست، اما برحسب تفاوت سود و منفعتي که از طريق اين  نيکي ها به انسان ها مي رسد پاداش و اجر آن نيز فرق مي کند.پس اين در رابطه با عمل اهل ايمان است.
اما پاداش مومنان اين است که « فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ» هيچ کس نمي داند، « مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ» چه نعمت هايي فراوان و شادي بخش زيادي برايشان پنهان شده است. همان طور که خداوند بر زبان پيامبرش فرموده است :« براي بندگان صالح و نيکوکارم نديده و هيچ گوشي آن را نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نکرده است». پس همانطور که آنها در شب نماز خواندند و دعا کردند و عمل خود را از نگاه ديگران پنهان داشتند خداوند نيز پاداش آنها را از نوع عمل آنها گردانيد و مزد آنها را پنهان داشت . بنابراين فرمود:« جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» به پاداش کارهايي که مي کردند.أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ؛ آيا آن  کس  که  ايمان  آورده  همانند کسي  است  که  عصيان  مي  ورزد ? نه  ،  برابر نيستند.
أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ اما آنان  که  ايمان  آورده  اند و کارهاي  شايسته  کرده  اند ، به  پاداش   اعمالي  که  مي  کرده  اند منزلگاهي  در باغهاي  بهشت  خواهند يافت.
وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ؛ و اما عصيان  پيشگان  ، منزلگاهشان  آتش  است   هر گاه  که  بخواهند از آن  بيرون  آيند ، بار ديگر آنها را به  درون  آتش  بازگردانند و بگويندشان  :  بچشيد عذاب  آتشي  را که  دروغش  مي  پنداشتيد.
خداوند عقل ها را به چيزي يادآور مي شود که برايشان ثابت و بديهي است و آن اينکه دو چيز متفاوت و متضاد برابر نيستند و حکمت او تقاضا مي نمايد که برابر نباشند. پس فرمود: « أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا» آيا کسي که مومن مي باشد و قلبش را با ايمان آباد کرده است و اعضاي او تسليم دستورات و قوانين خدا بوده و به اقتضاي ايمانش آنچه را که باعث خشم خداوند مي شود و براي ايمان مضر مي باشد ترک کرده است، « كَمَن كَانَ فَاسِقًا» مانند کسي است که فاسق بوده و قلبش را ويران کرده و از ايمان خالي نموده ودر آن هيچ انگيزه ديني وجود نداشته و به سبب جهل و ستمگري اعضا و جوارح خود را به هر گناهي آلوده کرده و با نافرماني و گناه از دايره اطاعت الهي بيرون رفته است؟! آيا اين دو شخص برابرند؟! « لَّا يَسْتَوُونَ» از ديدگاه عقل و شرع اين دو نفر برابر نيستند، همان طور که شب و روز، و روشنايي و تاريکي يکي نيستند. پس پاداش اين دو نفر نيز در قيامت برابر نخواهد بود.
« أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» اما کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته از قبيل  فرض ها و واجبات و نوافل را انجام داده اند، « فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى» باغ هاي بهشت که جاي زندگي و محل خوبي ها و شادي ها و جايي است که دل ها و ارواح در آن لذت مي برند و محل هميشگي و جاودانگي است و در کنار معبود برحق هستند و از نزديکي وي بهره مند مي شوند و با نگاه کردن به چهره او و شنيدن گفتار وي خوشحال مي گردند، از آن ايشان خواهد بود. « نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» و اين مهماني و پذيرايي به پاس کارهايي است که مي کرده اند.
پس اعمالي که خداوند توفيق انجام دادنشان را به آنها داده همين اعمال است که آنها را به اين منازل گرانبها و والا رسانده است که با خرج کردن اموال و با استفاده از لشکريان و فرزندان، و به وسيله بذل جان و روح نمي توان به آن رسيد، و هيچ چيزي جز ايمان و عمل صالح انسان را به آن نزديک نمي نمايد.
« وَأَمّ