ش بزرگ است، و اين نزد آنها مشهور شد. پس خداوند خواست  او را از آنچه که آنها مي گفتند تبرئه نمايد. روزي موسي غسل کرد و لباس هايش را بر روي سنگي گذاشت، پس سنگ به همران لباس موسي فرار کرد، موسي به دنبال آن راه افتاد و همچنان به دنبال آن بود که از کنار مجلس بني اسراييل گذشت و آنها ديدند که او بهترين آفريده خداست. پس تهمتي که به او زده بودند از وي دور شد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، از خدا بترسيد و سخن  درست  بگوييد.
يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا؛ خدا کارهاي  شما را به  صلاح  آورد و گناهانتان  را بيامرزد  و هر که  از، خداو پيامبرش  اطاعت  کند به  کاميابي  بزرگي  دست  يافته  است.
خداوند مومنان را فرمان مي دهد که در همه حالات خود و در پنهان و آشکار از خدا بترسند، و آن سخني است که موافق حق باشد، يا زماني که دسترسي به حق  ممکن نباشد به آن نزديک باشد، و از جمله مصاديق تقوي، سخن درست است که به صورت ويژه به آن اشاره مي کند و بندگان را تشويق مي کند که گفتار راست و نيک بگويند، سخن درست از قبيل خواندن قرآن و ذکر و امر به معروف و نهي از منکر و يادگيري علم و ياد دادن آن و تلاش براي دسترسي به  مسائل علمي درست، و در پيش گرفتن هر راهي که انسان را به اين هدف مي رساند و اتخاذ هر وسيله اي که انسان را بر اين امر ياري مي نمايد.
و از جمله سخن درست اين است که با مهرباني و لطف با مردم سخن گفته شود؛ سخني خيرخواهانه و شايسته.
سپس نتيجه تقواي الهي و سخن درست را بيان کرد و فرمود:« يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ» تقوا و سخن درست سبب مي شود تا اعمالتان شايسته گردد، و راهي است براي قبول شدن اعمال، چون به وسيله پرهيزگاري است که اعمال پذيرفته مي شود:« إِنَّمَا يتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ المُتَّقِينَ » بي گمان خداوند فقط از پرهيزگاران مي پذيرد. و با پرهيزگاري انسان توفيق مي يابد تا کار شايسته انجام دهد و خداوند نيز اعمال آدمي را شايسته مي گرداند و آن را از آفت هاي تباه کننده حفظ مي کند و پاداش آن را چند برابر مي نمايد. همانطور که اگر در پرهيزگاري و سخن درست و حق خللي باشد سبب فاسد شدن اعمال و پذيرفته نشدن و بي نتيجه بودن آن مي گردد. « وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» و نيز گناهانتان را که سبب هلاکت شما مي گردند سامان مي يابد و هرچيزي که از آن بايد پرهيز کرد از آدمي دور مي شود. بنابراين فرمود:« وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا» و هرکس از خدا و پيامبرش فرمانبرداري کند به رستگاري و کاميابي بزرگي دست يافته است.إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ؛ ما اين  امانت  را بر آسمانها و زمين  و کوهها عرضه  داشتيم  ، از تحمل  آن   سرباز زدند و از آن  ترسيدند  انسان  آن  امانت  بر دوش  گرفت  ، که  او  ستمکار و نادان  بود.
لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ تا خدا مردان  منافق  و زنان  منافق  و مردان  مشرک  و زنان  مشرک  را عذاب   کند و توبه  مردان  مؤمن  و زنان  مؤمن  را بپذيرد ، که  خدا آمرزنده  و مهربان   است.
خداوند جايگاه امانتي را که به مکلفين سپرده است بزرگ مي دارد و اهميت آن را بيان مي نمايد، و آن امانت  اطاعت از اوامر و پرهيز از محرمات و منهيات در همه ي حالت ها؛ هم در حالت پنهان و هم در حالت آشکار . و خداوند متعال اين امانت را بر آفريده هاي بزرگ و آسمان ها و زمين و کوه ها عرضه داشت و مختار بودند که اين امانت را قبول نمايند يا نه. و اين عرضه داشتن به صورت وجوبي نبود به اين صورت که خداوند به آنها بگويد حتما بايد اين امانت را بپذيرد. خداوند امانت را به هريک از مخلوقات عرضه داشت و گفت: اگر آن را به جاي آوري و حقوق آن را به گونه شايسته ادا نمايي پاداش خواهي يافت، و اگر آن را به جاي نياوري به عذاب گرفتار خواهي شد. « فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا» و آنها از ترس اين که مبادا نتوانند حق مطلب را ادا کنند از پذيرفتن بارامانت خودداري کردند و از آن مي ترسيدند. و اين اباورزيدن از روي ترس بود نه اين که از فرمان پروردگارشان سرپيچي کنند يا به پاداش و ثواب او بي علاقه باشند.
و خداوند با همين شرط مذکور آن را بر انسان عرضه داشت و انسان علي رغم ستمگري و ناداني اش آن را پذيرفت و اين بار سنگين را به دوش گرفت. پس انسان ها برحسب به جاي آوردن يا به جاي نياوردن آن به سه دسته تقسيم مي شوند: منافقان، آنهايي که به ظاهر ايمان آورده و حق امانت را به جاي مي آورند اما در باطن و درون چنين نيستند. مشرکان؛ آنهايي که در ظاهر و باطن آنچه را خداوند بر دوش آنها گذاشته است ترک کرده و به آن کفر مي ورزند. مومنان؛ که در ظاهر و باطن ايمان آورده و به مسئوليت خود  عمل مي کنند.
خداوند اعمال اين گروه هاي سه گانه را بيان کرد و پاداش و عذاب آنها را نيز بيان داشت و فرمود: تا سرانجام خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب دهد و توبه مردان و زنان مومن را بپذيرد و آنها را بيامرزد و خداوند آمرزنده مهربان است. پس خداوند متعال را سپاسگزاريم که اين آيه را با اين دو اسم بزرگوار خود که بر کمال آمرزش و گستردگي رحمت و فراگيري لطف و کرمش دلالت مي نمايند به پايان رساند. با  اينکه افراد زيادي به خاطر نفاق و شرک خود سزاوار آمرزش و رحمت  او نيستند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:406.txt">آيه 2-1</a><a class="text" href="w:text:407.txt">آيه 5-3</a><a class="text" href="w:text:408.txt">آيه 6</a><a class="text" href="w:text:409.txt">آيه 9-7</a><a class="text" href="w:text:410.txt">آيه 11-10</a><a class="text" href="w:text:411.txt">آيه 14-12</a><a class="text" href="w:text:412.txt">آيه 21-15</a><a class="text" href="w:text:413.txt">آيه 23-22</a><a class="text" href="w:text:414.txt">آيه 27-24</a><a class="text" href="w:text:415.txt">آيه 30-28</a><a class="text" href="w:text:416.txt">آيه 33-31</a><a class="text" href="w:text:417.txt">آيه 39-34</a><a class="text" href="w:text:418.txt">آيه 42-40</a><a class="text" href="w:text:419.txt">آيه 45-43</a><a class="text" href="w:text:420.txt">آيه 50-46</a><a class="text" href="w:text:421.txt">آيه 54-51</a></body></html>مکي و 54 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 2-1:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ ستايش  از آن  خدايي  است  که  هر چه  در، آسمانها و هر چه  در زمين  است  از  آن  اوست   و در آن  جهان  نيز ستايش  از آن  اوست  و او حکيم  و آگاه  است.
يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنز