ت؟! فاصله ي زيادي ميان آنها و  ايمان حايل گشته، و رسيدن به ايمان در آن حالت غيرممکن است و اگر آنها به موقع  ايمان مي آوردند ايمانشان پذيرفته مي شد.
« وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ» ولي آنها پيش از اين به آن کفر ورزيدند و از مکاني دور، غيب را با باطل خود هدف قرار مي دهند تا حق را نابود کنند، اما راهي براي رسيدن به اين هدف نيست، همان طور که فردي که از دور  تيراندازي مي کند به هدف نمي زند. پس امکان ندارد که باطل بر حق چيره شود يا آن را دور نمايد. بلکه باطل زماني قدرت خواهد داشت که حق در ميان نباشد اما  هرگاه حق آشکار گردد و به مقابله ي با باطل بپردازد آن را نابود و ريشه کن خواهد کرد.
« وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ» و ميان آنها و لذت هايي که مي خواستند و فرزندان و اموال و لشکريانشان جدايي افکنده شد، و آنها با اعمال خود تنها مي مانند، همان طور که تنهايي به دنيا آمدند، و نعمت هايي را که به آنان داده شده بود پشت سر مي گذارند.« كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ» همان طور که با امتّ هاي گذشته بدانگاه که هلاک شدند چنين عمل گرديد، و ميان آنها وآنچه دوست داشتند جدايي افکنده شد. « إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِيبٍ» بدون شک آنها در شکي بزرگ بودند که همواره در دل هايشان اضطراب و ترديد را به وجود مي آورد ، پس ايمان نياوردند و برنگشتند آن گاه که از آنها خواسته شد از بديها برگردند و توبه نمايند.
پايان تفسير سوره ي سبأ<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:423.txt">آيه 2-1</a><a class="text" href="w:text:424.txt">آيه 4-3</a><a class="text" href="w:text:425.txt">آيه 7-5</a><a class="text" href="w:text:426.txt">آيه 8</a><a class="text" href="w:text:427.txt">آيه 9</a><a class="text" href="w:text:428.txt">آيه 10</a><a class="text" href="w:text:429.txt">آيه 11</a><a class="text" href="w:text:430.txt">آيه 14-12</a><a class="text" href="w:text:431.txt">آيه 18-15</a><a class="text" href="w:text:432.txt">آيه 24-19</a><a class="text" href="w:text:433.txt">آيه 26-25</a><a class="text" href="w:text:434.txt">آيه 28-27</a><a class="text" href="w:text:435.txt">آيه 30-29</a><a class="text" href="w:text:436.txt">آيه 35-31</a><a class="text" href="w:text:437.txt">آيه 37-36</a><a class="text" href="w:text:438.txt">آيه 38</a><a class="text" href="w:text:439.txt">آيه 39</a><a class="text" href="w:text:440.txt">آيه 40</a><a class="text" href="w:text:441.txt">آيه 41</a><a class="text" href="w:text:442.txt">آيه 43-42</a><a class="text" href="w:text:443.txt">آيه 45-44</a></body></html>مکي و 45 آيه مي باشد.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 2-1:
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ ستايش  از آن  خداوند است  ، آفريننده  آسمانها و زمين  ، آن  که  فرشتگان   را، رسولان  گردانيد  فرشتگاني  که  بالهايي  دارند ، دو دو و سه  سه  و چهار  چهار در آفرينش  هر چه  بخواهد مي  افزايد ، زيرا خدا بر هر کاري   تواناست.
مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ رحمتي  که  خدا بر مردم  بگشايد کس  نتواند که  بازش  دارد و چون  چيزي  را  دريغ  دارد کس  نتواند جز او که  روانش  دارد  و اوست  پيروزمند و حکيم.
خداوند وجود مقدس و بزرگوارش را به خاطر آفريدن آسمانها و زمين و مخلوقاتي که در آنها هستند مي ستايد، چرا که اين کار دليلي است بر  کمال قدرت خداوند و گستردگي فرمانروايي و فراگير بودن رحمت و حکمت شگفت انگيز و علم و آگاهي محيط او.
پس از آن که خداوند از آفرينش سخن به ميان آورد چيزي را بيان نمود که امر و فرمان او را در بردارد و آن اين که خداوند،« جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا» فرشتگان را مامور نموده است تا فرمان هاي تقديري او را به اجرا درآورند، و آنها را براي رساندن فرمان هاي ديني خويش واسطه هايي ميان خود و بندگانش قرار داده است. خداوند همه ي فرشتگان را پيام آور قرار داده و هيچ يک از آنها را استثنا نکرده دليلي است بر اين که فرشتگان کاملا از پروردگارشان اطاعت مي نمايند و تسليم فرمان او هستند. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« لَّا يعصُونَ اللَّهَ مَآ أَمرَهُم وَيفعَلَونَ مَا يومَرُونَ» از فرمان خدا سرپيچي نمي کنند و هرآنچه را که به انجام دادن آن امر شوند انجام مي دهند. و از آن جا که  فرشتگان به  فرمان الهي به تدبير اموري مي پردازند که خداوند به آنها محوّل نموده است بيان کرد و فرمود:« أُولِي أَجْنِحَةٍ» داراي بال هايي هستند که با آن پرواز مي کنند و در انجام آن چه بدان دستور داده شده اند شتاب مي ورزند و با سرعت آن را انجام مي دهند،« مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ» برخي از فرشتگان دو بال دارند و بعضي سه بال و بعضي چهاربال، برحسب آنچه حکمت الهي اقتضا نمايد. « يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء» خداوند بر آفرينش و قدرت و زيبايي و بخشش بيشتر به آفريده هايش تواناست و بر زيبايي صدا و  تعداد اعضاي برخي از مخلوقات خود آن گونه که بخواهد مي افزايد. « إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» بي گمان خداوند بر هر چيزي تواناست و هرچه را بخواهد با قدرت خود انجام مي دهد، و هيچ چيزي نمي تواند از او سرپيچي کند. و از جمله قدرت خداوند اين است که به برخي از مخلوقات خود توانايي بيشتري داده است. سپس اين را بيان کرد که تنها خداوند به تدبير امور مي پردازد؛ مي دهد و محروم مي کند. پس  فرمود:« مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ» چنانچه خداوند رحمتي را براي مردم بگشايد کسي نمي تواند از آن جلوگيري کند، و اگر خداوند چيزي از رحمت خود را باز دارد کسي جز او نمي تواند آن را رها و روان سازد. پس اين ايجاب مي کند که  انسان به خداوند وابسته شود، زيرا انسان از همه جهت نيازمند اوست و نبايد جز او کسي را بخواند و از هيچ کسي جز او ترس و اميدي داشته باشد. « وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» و  او  تواناست و بر همه چيز غالب و چيره مي باشد، و با حکمت است و هرچيزي را در جاي  مناسب آن قرار مي دهد.يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ؛ اي  مردم  ، نعمتي  را که  خدا بر شما ارزاني  داشته  است  ياد کنيد  آيا  جزخدا آفريننده  ديگري  هست  که  شما را از آسمان  و زمين  روزي  دهد ? خدايي   جزاو نيست  ، پس  چگونه  عقيده  شما را دگرگون  مي  سازند ?
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ اگر تو را تکذيب  کرده  اند ، پيامبراني  را هم  که  پيش  از تو بوده  اند، تکذيب  کرده  اند و همه  کارها به  خدا بازگردانده  شود.
خداوند همه ي امور را امر مي کند که نعمت هاي او را ياد کنند. و ا