 حکم را در حق او نمودند، و او را شاعري ديوانه قرار دادند، در حالي که مي دانستند او شعر را نمي داند و حالت شعر و شعر را نمي شناسد، و او از همه ي خلق خدا غافل تر است و راي و فکر بزرگ تري دارد.
بنابراين خداوند متعال با رد گفته ي آنها فرمود:« بَلْ جَاء بِالْحَقِّ» بلکه محمّد(ص) به حق آمده، و شريعت و کتابي را که آورده است حق مي باشد، « وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ» و آمدن وي پيامبران را تصديق نمود. پس اگر او نمي آمد پيامبران راستگو نبودند. بنابراين او نشانه و معجزه اي است براي هر پيامبري که قبل از او بوده است، چون پيامبران آمدن او را خبر و مژده داده اند، و خداوند از آنها عهد و پيمان گرفت که اگر محّمد به ميانشان آمد، به او ايمان بياورند و وي را ياري کنند. و پيامبران اين وعده را از امّت هاي خود گرفته بودند. پس وقتي که محّمد(ص) آمد پيامبران ِ پيش ز خود را تصديق نمود، و دروغگويي مخالفان پيامبران روشن گرديد. بنابراين اگر پيامبر نمي آمد و راستگويي ساير پيامبران زير سوال مي رفت. و نيز او پيامبران گذشته را تصديق نمود زيرا چيزهايي را آورد که پيامبران آورده بودند، و به چيزهايي دعوت داد که آنها به آن دعوت کرده بودند، و به آنها ايمان آورد و صحّت رسالت و پيامبري و شريعت آنها را تاييد نمود.
از آنجا که حرف قبلي آنان که گفتند: « بدون شک ما عذاب را خواهيم چشيد» از سوي آنان صادر شده بود  احتمال صدق و خطا را داشت. خداوند متعال از جانب خود سختي را مطرح کرد که جز صدق و يقين هيچ احتمال ديگري از آن نمي رود، به همين جهت فرمود:« إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ» شما قطعا عذاب دردناک را خواهيد چشيد. « وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» و چشاندن عذاب دردناک به شما جز در بر ابر کارهايي که مي کرديد نيست. پس ما بر شما ستم نکرده ايم، بلکه در مورد شما به عدالت رفتار نموده ايم. و از آن جا که اين خطاب عام است و منظور از آن مشرکين است، خداوند مومنان را استثنا کرد:إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ؛ مگر بندگان  مخلص  خدا .
أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ؛ که  آنها راست  رزقي  معين .
فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ؛ از ميوه  ها ، و گرامي  داشتگانند ،
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ؛ در بهشتهاي  پر نعمت .
عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ؛ بر، تختهايي  که  رو به  روي  هم  اند.
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِينٍ؛ و جامي  از چشمه  خوشگوار ميانشان  به  گردش  در آيد.
بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ؛ سفيد است  و نوشندگانش  را لذت  بخش .
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ؛ نه  عقل  از آن  تباهي  گيرد و نه  نوشنده  مست  شود.
وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ؛ زناني  درشت  چشم  که  تنها به  شوهران  خود نظر دارند ، همدم  آنهايند.
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ؛ همانند تخم  مرغهايي  دور از دسترس.
خداوند متعال مي فرمايد:« إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ» مگر بندگان مخلص خدا که آنها عذاب دردناک را نمي چشند، چون آنها اعمال را خالصانه براي خدا انجام داده اند، در نتيجه خداوند هم آنچه را به رحمت خويش اختصاص داده و لطف خود را بر آنها ارزاني داشته است. « أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ» اينان روزي معين دارند. يعني روزي شان نامعلوم نيست بلکه روزي بزرگي است که مقدار آن را کسي نمي داند. روزي آنان را با اين جمله تفسير کرد و فرمود:« فَوَاكِهُ» از انواع ميوه ها که مردم از خوردن آن لذّت مي برند و رنگ و طعم آن لذّت بخش است برخوردارند. « وَهُم مُّكْرَمُونَ» و ايشا گرامي اند و حقير و خوار نيستند، بلکه گرامي داشته مي شوند و اکرام مي گرداند. آنها يکديگر را گرامي مي دارند و فرشتگان آنها را گرامي داشته و از هر دري بر آنها وار مي شوند و آنها را به رسيدن بهترين پاداش تبريک مي گويند. و خداوند بزرگوار آنها را گرامي داشته و انواع خوبي ها و نعمت هاي معنوي و مادّي را به آنها داده است.
« فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» يعني باغ هايي که پرناز و نعمت اند و مايه شادماني اند، چون در اين باغ ها چيزهايي هست که هيچ چشمي تاکنون آن ها را نديده و هيچ گوشي اخبار آن را نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نکرده است. و اين باغ ها از همه آنچه که در نعمت هاي آن خلل ايجاد کند و از همه ناگواري ها سالم مي باشند.
و از جمله نشانه هاي بزرگداشت آنها نزد پروردگارشان و اين که آنها يکديگر را گرامي مي دارند اين است که آنها« عَلَى سُرُرٍ» بر تخت هايي نشسته اند. و آن محل هايي مرتفع و بلند براي نشستن است که با انواع پرده ها و پوشش هاي فاخر و زيبا آراسته شده است و اهل بهشت با راحتي و آرامش و شادي بر آنها تکيه مي زنند و روبه روي هم مي نشينند و از اين که گردهم جمع شده اند لّذت مي برند. و روبه رو قرار گرفتن آنها بر اين دلالت دارد که دل هايشان نيز « مُتَقَبِلِينَ» روبه روي هم است و نسبت به يکديگر ادب را رعايت مي کنند. بنابراين به يکديگر پشت نمي کنند و از همديگر روي برنمي تابند. بلکه اين روبه روي هم قرار گرفتن بر کمال شادي و  ادب دلالت دارد.
« يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِينٍ» و نوجواناني که براي خدمت آنها آماده اند و با نوشيدني هاي  لذيذ در جام هاي زيبا که برگرفته شده از شراب نابِ مُهر شده است ، در ميان آنها به گردش در مي آيند.
و اين شراب با شراب هاي دنيا از هر جهت فرق مي کند، رنگ آن « بَيْضَاء» سفيد است که از بهترين رنگهاست، و طعم آن « لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ» لذيذ است که نوشنده، وقتي آن را مي نوشد و بعد از آن نيز از آن لذّت مي برد.
و اين شراب از بيهوشي و زوال عقل و تلف شدن اموال صاحبش و سردرد و هر نوع ناگواري دور است. بعد از آنکه خداوند متعال طعام و شراب و مجالس آنها را بيان کرد هرچند که تمام نعمت ها و تفاصيل آنها در « جَنَّاتِ النَّعِيمِ» داخل اند؛ باغ هايي که پر از ناز و نعمت و شادماني اند، اما به تفصيل آنها را ذکر نمود تا نفس ها بدان مشتاق گردند همسرانشان را ذکر نمود و فرمود:« وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ» و اهل بهشت در کنار خود حورهاي زيبايي دارند که بي عيب و نقص هستند و چشماني درشت و خمارآلود دارند، « قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ» يعني اين که آنها فقط به شوهرانشان نگاه مي کنند و به ديگران نگاه نمي کنند، چون پاکدامن هستند و به ديگران چشم نمي دوزند، و بدان جهت که همسرانشان زيبا و کامل مي باشند، به گونه اي که آنان در بهشت هيچ کسي را جز همسرانشان نمي خواهند و فقط به آنان علاقه دارند. و يا اين که  منظور اين است که شوهرش به او چشم دوخته، و اين بيانگر آن است که زن بهشتي زيبا و کامل است و زيبايي اش باعث شده تا شوهرش نگاهش فقط به او باشد. و منحصر بودن نگاه نيز بر اين دلالت دارد که محبّت آنها منحصر به يکديگر است. و هر دو معني محتمل درست ميباشند.
و همه ي اينها بر زيبايي مردان و زنان بهشت دلالت مي کند، و بيانگر آن است که آنها يکد