ُ المِيعَادُ» بي گمان تو خلاف وعده نمي کني.
« قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ» خداوند متعال فرمود: حق صفت من است و گفت من حق است. و آن اين که « لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ» جهنّم را از تو و از آن دسته از فرزندان آدم که از تو پيروي کنند پرخواهم کرد. 
« قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ» بگو: « در مقابل دعوت کردنتان از شما مزدي نمي خواهم، و من از کساني نيستم که چيزي را به دروغ ادعا کنم و به چيزي بپردازم که از آن آگاهي ندارم. من فقط از آنچه به من وحي مي شود پيروي مي کنم. « إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ» اين وحي، و قرآن فقط پندي است براي جهانيان و همه منافع ديني و دنيوي جهانيان را به آنها يادآوري مي نمايد، و مايه سربلندي جهانيان است و نيز حجّت را بر مخالفان اقامه مي کند. پس اين سوره بزرگ مشتمل بر پند و حکمت و خبربزرگ و اقامه حجت بر کساني است که قرآن را تکذيب کردند و با آن مخالفت ورزيدند، نيز کسي که قرآن را آورده تکذيب کردند. و در اين سوره از بندگان مخلص خدا خبر داده شده و پاداش پرهيزگاران و سزاي سرکشان بيان شده است، بنابراين در ابتداي آن سوگند خورد که قرآن داراي مقامي والا و مايه تذکار و يادآوري است. 
و در آخر هم بيان کرد که پند و يادآوري است براي جهانيان.  و يادآوردن در اين سوره فراوان ذکر شده است . مانند « وَاذکُر عَبدَنَا» و به يادآور بنده ما را. «  وَاذکُر عَبدَنَا» و بندگان ما را به يادآور. 
« رَحمَة مِّن عِندِنَا وَذِکرَي» رحمتي از جانب ما و يادآوري است. « هَذا ذِکرُ» اين يادآوري است. بار خدايا! آنچه از قرآن را که نمي دانيم به ما بياموز، و آنچه را که از روي غفلت فراموش کرده يا ترک نموده ايم به ياد ما بياور. « وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ» و حتما خبر آن را بعد از مدّت زماني خواهيد دانست، و آن وقتي است که  عذاب بر آنها فرود مي آيد و اسباب را نخواهند يافت که به آن متوسل شوند، و بيجاره مي گردند .
پايان تفسير سوره ي صاد<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:494.txt">آيه 3-1</a><a class="text" href="w:text:495.txt">آيه 4</a><a class="text" href="w:text:496.txt">آيه 7-5</a><a class="text" href="w:text:497.txt">آيه 8</a><a class="text" href="w:text:498.txt">آيه 9</a><a class="text" href="w:text:499.txt">آيه 10</a><a class="text" href="w:text:500.txt">آيه 16-11</a><a class="text" href="w:text:501.txt">آيه 18-17</a><a class="text" href="w:text:502.txt">آيه 20-19</a><a class="text" href="w:text:503.txt">آيه 21</a><a class="text" href="w:text:504.txt">آيه 22</a><a class="text" href="w:text:505.txt">آيه 23</a><a class="text" href="w:text:506.txt">آيه 26- 24</a><a class="text" href="w:text:507.txt">آيه 31-27</a><a class="text" href="w:text:508.txt">آيه 35-32</a><a class="text" href="w:text:509.txt">آيه 37-36</a><a class="text" href="w:text:510.txt">آيه 38</a><a class="text" href="w:text:511.txt">آيه 40-39</a><a class="text" href="w:text:512.txt">آيه 41</a><a class="text" href="w:text:513.txt">آيه 42</a><a class="text" href="w:text:514.txt">آيه 44-43</a><a class="text" href="w:text:515.txt">آيه 46-45</a><a class="text" href="w:text:516.txt">آيه 48-47</a><a class="text" href="w:text:517.txt">آيه 52-49</a><a class="text" href="w:text:518.txt">آيه 59-53</a><a class="text" href="w:text:519.txt">آيه 61-60</a><a class="text" href="w:text:520.txt">آيه 63-62</a><a class="text" href="w:text:521.txt">آيه 66- 64</a><a class="text" href="w:text:522.txt">آيه 67</a><a class="text" href="w:text:523.txt">آيه 70-68</a><a class="text" href="w:text:524.txt">آيه 75-71</a></body></html>مکي است و 75 آيه دارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 3-1:
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ؛ نازل  شدن  اين  کتاب  از جانب  خداي  پيروزمند حکيم  است.
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ؛ ما اين  کتاب  را به ، راستي  بر تو نازل  کرديم   پس  خدا را بپرست  و دين   خود براي  او خالص  گردان.
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ ؛ آگاه  باش  که  دين  خالص  از آن  خداست  و آنان  که  سواي  او ديگري  را به   خدايي ، گرفتند ، گفتند : اينان  را از آن  رو مي  پرستيم  تا وسيله  نزديکي  ما  به خداي  يکتا شوند  و خدا در آنچه  اختلاف  مي  کنند ميانشان  حکم  خواهد کرد  خدا آن  را که  دروغگو و ناسپاس  باشد هدايت  نمي  کند.
خداوند متعال از عظمت قرآن و از شکوه کسي که از آن سخن گفته  از سوي او نازل شده خبر داده و مي فرمايد: قرآن از جانب خداوند توانمند و با حکمت نازل شده است ؛ کسي که الوهيت و عبادت براي او، جزو صفات ايشان مي باشد. و اين به خاطر عظمت و کمال و توانايي اوست که بر همه مخلوقات چيره است و هر چيزي در برابر او حقير و ضعيف است. و در آفرينش و فرمانش داراي حکمت و فرزانگي است. پس قرآن از جانب خدايي نازل شده که صفتش چنين است و سخن گفتن صفت  او است، و صفت تابع موصوف است. پس همان طور که خداوند از هر جهت کامل است و همتايي ندارد، قرآنش نيز چنين است، و براي وصف قرآن همين کافي است، و بر مقام والاي آن دلالت مي نمايد، امّا با اين وجود بيشتر کمال آن را روشن کرد آن هم به سبب دو چيز: اول: به سبب کسي که قرآن را بر او نازل کرده است، و او محّمد (ص) است؛ شريف ترين مخلوقات. پس قرآن نيز شريف ترين کتاب است.
دوم: به سبب چيزي که سبب نزول قرآن است، و آن حق مي باشد. پس نازل شدن قرآن هم به سبب حقي است که هيچ شکي در آن نيست تا مردم را از تاريکي ها بيرون آورد و به سوي نور رهنمون شود و هم دراخبار راستيني  که داده و در احکام عادلانه اي که با خود دارد دربر گيرنده ي حق است. بنابراين تمام مطالب علمي که قرآن بر آن دلالت مي نمايد بالاترين انواع حق است، و بعد از حق چيزي جز گمراهي نيست.
و از آن جا که قرآن از سوي حق نازل شده و مشتمل بر حق است و براي هدايت خلق بر شريف ترين مردم نازل شده است نعمت بسيار بزرگي است و بايد شکر آن را به جاي آورد و شکر آن همان خالص گرداندن  عبادت و بندگي براي خداست. بنابراين  فرمود:« فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ» پس همه دين و عبادت خود را از قبيل شرائع ظاهري و باطني، اسلام ، ايمان و  احسان را براي خدا خالص بگردان. يعني اينها را فقط براي خدا  انجام ده و هدف تو از آن فقط جلب رضايت خدا باشد.« أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ» اين فراز از آيه تاکيدي بر موضوع اخلاص براي خدا است که پيش تر بدان امر نمود. و بيانگر آن است که همانگونه که هر کمالي متعلق به خدا است، نيز دين خالصِ پاک از تمامي آلودگي ها از آن اوست، زيرا دين خالص آن ديني است که او به عنوان دين خويش برگزيده است. و آنان را بدان امر نموده است، چرا که متضمن عبادت کردن بندگان براي خداست از حيث محبت وي و ترس از او و اميد به او. نيز متضمن آن است که به سوي او برگردند و او را پرستش نمايند و براي بدست آوردن نيازهايشان به او پناه ببرند.
و  اين چنين عبادتي است که دل ها را پاکيزه مي گرداند. امّا شرک