گر بدانند ، عذاب  آخرت  بزرگ   تر است.
آيا کسي که خداوند او را هدايت کرده و به وي توفيق داده است تا راهي را در پيش بگيرد که او را به سراي بهشت مي رساند و کسي که در گمراهي است و بر عناد خود ادامه مي دهد تا اين که به قيامت آمده و عذاب بزرگ او را فرا گرفته و آن را با چهره و صورت که شريف ترين عضو است و کوچک ترين عذاب در آن اثر مي کند از خود دور مي نمايد چرا که دست و پاي او با زنجير بسته شده اند؟ برابر هستند؟ « وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ» و کساني که با کفر ورزيدن و  انجام گناهان بر خود ستم کرده اند مورد سرکوفت و سرزنش قرار گرفته و به آنان گفته مي شود:« ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ» بچشيد کيفر کارهايي را که کرده ايد. « كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ» امّت هايي که پيش از ايشان بودند همانند آنها پيامبران را تکذيب کردند، « فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُون» در نتيج عذاب خدا از جايي که نمي دانستند گريبانگيرشان شد. به هنگامي که در  ابتداي روز بودند، يا به هنگام خواب نيمروز عذاب به سراغشان آمد. 
« فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» خداوند به سبب  اين عذاب خواري و رسوايي را در زندگي دنيا به  آنان چشاند پس آنها نزد خدا و نزد خلق خدا رسوا شدند. « وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» و قطعا عذاب آخرت بزرگ تر است اگر بدانند. پس اينها بايد از تکذيب بپرهيزند ، چون اگر ادامه دهند به عذابي گرفتار خواهند شد که تکذيب کنندگان پيشين به آن گرفتار آمدند.وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ؛ ما در اين  قرآن  براي  مردم  هر گونه  مثلي  آورديم  ، شايد پند گيرند.
قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ ، قرآني  به  زبان  عربي  بي  هيچ  انحراف  و کجي   شايد پروا کنند.
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ خدا مثلي  مي  زند : مردي  را که  چند تن  در او شريکند و بر سراو اختلاف   دارند  و مردي  که  تنها از آن  يکي  باشد  آيا اين  دو با هم  برابرند ?  سپاس خدا را  نه  ، بيشترشان  نمي  دانند.
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ؛ تو مي  ميري  و آنها نيز مي  ميرند.
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ؛ سپس  همه  در روز قيامت  نزد پروردگارتان  با يکديگر به  خصومت  خواهيد  پرداخت.
 خداوند متعال خبر مي دهد که در اين قرآن هر مَثَلي را آورده است؛ مَثل اهل خير و اهل شر، مثَل توحيد و شرک، و مَثَل هايي که حقايق اشيا را به ذهن آدمي نزديک مي سازند، و حکمت اين امر آن  است که « لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» باشد مخاطبان قرآن پند پذيرند، و به هنگامي که حق را برايشان توضيح مي دهيم آن را بشناسند و به آن عمل کنند. « قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ» اين قرآن را به زبان عربي نازل کرده ايم که داراي الفاظ و واژه هايي واضح و روشن و معانيي سهل و ميسور است، به ويژه براي عرب ها. « غَيْرَ ذِي عِوَجٍ» به هيچ وجهي، خلل و کاستي بدون راه ندارد؛ نه در الفاظش و نه در معاني  اش. و اين مبين آن است که قرآن در اوج اعتدال و توازن قرار دارد. همچنان که خداوند متعال مي فرمايد:« الحَمدُ للَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَي عَبدِهِ الکِتَبَ وَلَم يجعَل لَّهُ عِوَجَا ، قَيمَاَ» ستايش خدايي را سزاست که اين کتاب را بر بنده خويش نازل کرد و هيچ کژي در آن ننهاد؛ کتابي راست و درست. « لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» باشد که تقواي خدا را پيشه کنند. چرا که راه تقواي علمي و عملي را به واسطه اين قرآن که داراي الفاظ و معاني واضح و آشکاري است و در اوج اعتدال و توازن قرار دارد، براي آنان هموار کرده ايم؛ قرآني که در آن هر نوع مَثَلي آورده شده است.
سپس مثالي را براي شرک و  توحيد بيان داشت و فرمود:« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ»خداوند مثالي زده است: مردي را که برده شريکاني است . افراد زيادي با هم شريک هستند و با هم در يک امر و در يک حالت اتفاق ندارند تا آن برده راحت باشد، بلکه اربابان او به مشاجره و منازعه درباره او  مشغولند؛ هريک خواسته اي دارد که مي خواهد آن را اجرا کند ، و ديگران هم خواسته هاي ديگري دارند. پس در مورد حالت اين مرد با اين شريکان که با هم  اختلاف دارند چه گمان مي بري؟ « وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ» و مردي که فقط برده يک نفر است و منظور و مراد آقاي خود را مي داند، و در راحتي کامل به سر مي برد. « هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا» آيا اين دو مرد برابر و يکسانند؟ نه، برابر نيستند. همچنين شرک، شريکان زيادي دارد که با هم اتفاق ندارند؛ گاهي اين را به فرياد مي خواند، گاهي آن را. پس او آرامش ندارد و قلبش در هيچ جايي اطمينان پيدا نمي کند. اما موحّد و يکتاپرست که طاعت و عبادت خويش را براي پروردگارش خالص نموده است خداوند او را از تشويق خاطر رهايي بخشيده است ، و در راحتي و آرامش کامل به سر مي برد. « هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ» آيا اين دو برابر و يکسانند؟ نه، پس ستايش خدا را سزاست که حق را از باطل جدا نموده و جاهلان را راهنمايي کرده است.« بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ»  بلکه بيشتر آنها نمي دانند به سبب شرک ورزي خود به چه عذابي گرفتار مي شوند. « إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ» همه شما حتما مي ميريد، « وَمَا جَعَلنَا لِبَشَرِ مِّن قَبلِکَ الخُلدَ أَفَإين مِّتَّ فَهُمُ الخَلِدُونَ » و پيش از تو براي هيچ انساني زندگي جاودانگي را مقرّر نکرده ايم، آيا اگر تو بميري آنها براي هميشه خواهند ماند؟ 
« ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ» سپس شما روز قيامت در آنچه با هم اختلاف داشتيد نزد پروردگارتان به نزاع و کشمکش خواهيد پرداخت، و خداوند با حکم دادگرانه خويش ميان شما داوري مي کند، و به هريک طبق عملش سزا و جزا مي دهد.« أَحصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ» خداوند کارهايي را که کرده اند برشمرده است و آنها آن را فراموش کرده اند.فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ؛ پس  کيست  ستمکارتر از آن  که  بر خدا دروغ  مي  بندد و سخن  راستي  را که   براو، آمده  است  تکذيب  مي  کند  آيا کافران  را در جهنم  جايگاهي  نيست  ?
وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ؛ و کسي  که  سخن  راست  آورد و تصديقش  کرد ، آنان  پرهيزگارانند.
لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ؛ برايشان  هر چه  بخواهند در نزد پروردگارشان  مهياست   اين  است  پاداش   ني