 کرد و حالت زشت و هولناک دوزخيان را که از پيامبران خدا روي برتافته و با آنها مبارزه کرده اند ذکر نمود و فرمود:« إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» ما پيغمبران خود و کساني را که ايمان آورده اند، در زندگي دنيا با دلايل و برهان و کمک نمودن ياري مي دهيم، « وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ» و در آخرت آنان و پيروانشان را با دادن پاداش ياري مي کنيم. و هرکس را که با آنها سرستيز داشته است، به شدّت عذاب مي دهيم. « يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» روزي که عذرخواهي ِ ستمگران به آنان سودي نمي بخشد و نفرين و سراي بد بهره آنان خواهد بود که اقامت کنندگان در آن، حال و روزي بد دارند.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ؛ ما به  موسي  مرتبه  هدايت  داديم  و آن  کتاب  را به  بني  اسرائيل  ميراث   داديم ،
هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ؛ کتابي  که  خود هدايت  است  و براي  خردمندان  اندرز.
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ؛ صبر کن  که  وعده  خدا حق  است   براي  گناهت  آمرزش  بخواه  و هر شامگاه  و  بامداد ، به  ستايش  پروردگارت  تسبيح  بگوي.
وقتي آنچه را که براي موسي و فرعون اتفّاق افتاد و سرانجام  فرعون و لشکريانش را بيان کرد و حکم کلّي که فرعون و دوزخيان را شامل مي شود ذکر  نمود، بيان داشت که او به موسي هدايت را عطا کرد. يعني آيات و  دانشي راکه هدايت يافتگان به وسيله آن راهياب مي شوند به او بخشيد. « وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ» و بني اسرائيل را وارثان کتاب نموديم. يعني هر نسل کتاب تورات را از نسلي ديگر به ارث مي برد. « هُدَي» و اين کتاب مشتمل بر هدايت و رهنمود است که آن دانش احکام شرعي و غيره مي باشد، « وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ» و اندرزگوي خردمندان است؛ به خير تذکر مي دهد و به آن تشويق مي نمايد و با ترساندن آدمي از شر و بدي، وي را از آن باز مي دارد. اما اينها براي هرکس مفيد نيست، بلکه فقط خردمندان از آن پند مي پذيرند. « فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» اي پيامبر! شکيبا باش همان طور که پيامبران اولوالعزم پيش از تو شکيبايي ورزيده اند. بي گمان وعده خدا حق است. يعني شک يا دروغي در وعده خدا نيست، پس نبايد شکيبايي ورزيدن براي تو سخت باشد، بلکه وعده الهي حق و هدايتِ خالص است، و شکيبايان بايد بر آن صبر نمايند و صاحبان بينش در تمسک جستن به آن تلاش کنند. پس گفته خداوند:« إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» از اسبابي است که انسان را بر شکيبائي ورزيدن بر طاعت خداوند و دوري کردن از آنچه خدا دوست ندارد بر مي انگيزد. « وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ» و آمرزش گناهانت را بخواه زيرا گناه تو را؛ از به دست آوردن سعادت و توفيق باز مي دارد. پس خداوند او را به صبر فرمان داد که به وسيله آن هر امر محبوبي به دست مي آيد. و به طلب آمرزش فرمان داد زيرا در راستاي دفع چيزي که از آن بايد پرهيز شود کارساز است. « وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ» و بامدادان و شامگاهان به سپاس و ستايش پروردگارت بپرداز. اين دو وقت از بهترين اوقات هستند و او را در ذکرهاي واجب و مستحبّي وجود دارند که در اين دو وقت بايد گفته شوند چون ذکر خدا موجب جلب ياري و مدد او بر هر کاري مي شود.إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ؛ آنان  که  بي  هيچ  حجتي  که  از آسمان  آمده  باشد در باره  آيات  خدا مجادله ، مي کنند ، در دلشان  جز خيال  پيروزي  نيست  ، ولي  به  آن  نخواهند رسيد  پس   به  خدا پناه  ببر که  او شنوا و بيناست.
خداوند متعال خبر مي دهد که هرکس در آيات او به مجادله بپردازد تا به وسيله باطل آن را ابطال گرداند بدون اين که از سوي او دليل و حجتي داشته باشد اين کار از برتري جويي در حق و برکساني که حق را آورده اند و در سينه هايشان است، سرچشمه مي گيرد. آنها مي خواهند با باطلي که با خود دارند برحق برتري جويند. پس قصد و مرادشان اين است . اما آنها به  اين هدف نمي رسند . اين نص صريح و مژده ايست مبني بر  اين که هرکس با حق به ستيز و  مجادله برخيزد مغلوب خواهد شد، و هرکس در مقابل حق به برتري جويي بپردازد در نهايت خوار و ذليل مي شود. « فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ» پس به خدا پناه ببر. چنان نکرد که از چه چيزي به خدا پناه ببرد، چون منظور کلي است. يعني از کبري که باعث برتري جويي بر حق مي شود به خدا پناه ببر. و از شيطان هاي انسي و جنّي به خدا پناه ببر، و از همه شرها به خدا پناه ببر. « إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » همانا که خداوند شنواي بيناست و همه صداها را با وجود تنّوع و اختلاف آن مي شنود، و همه ديدني ها را در هر محل و جا و زماني که باشند، مي بيند.لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ آفرينش  آسمان  و زمين  از آفرينش  مردم  بزرگ  تر است  ، ولي  بيشتر مردم   نمي  دانند.
وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَّا تَتَذَكَّرُونَ؛ نابينا و بينا برابر نيستند  نيز آنهايي  که  ايمان  آورده  اند و کارهاي   شايسته  کرده  اند با زشتکاران  يکسان  نباشند  چه  اندک  پند مي  پذيريد.
إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ؛ قيامت  مي  آيد و در آن  ترديدي  نيست  ، ولي  بيشتر مردم  ايمان  نمي  آورند،
خداوند متعال به آنچه که در عقل ها جاي گرفته است خبر مي دهد، و آن اين که آفرينش آسمان ها و زمين با وجود بزرگي و گستردگي شان بزرگ تر و مهم تر است از آفريدن مردم ، چرا که آفرينش آسمان ها نسبت به آفرينش آسمان ها و زمين بسيار کوچک است. پس کسي که اجرام  بزرگ را آفريد و محکم نموده، بر زنده کردن مردگان پس از مردنشان به طريق اولي تواناست. و اين يکي از دلايل عقلي زنده شدن پس از مرگ است که قاطعانه بر معاد دلالت مي نمايد و فرد عاقل به محض اينکه به اين دليل بنگرد، در مي يابد که زنده شدن پس از مرگ که پيامبران از آن خبر داده اند، اتفاق خواهد افتاد، و اين  استدلال شک و شبهه را نمي پذيرد. اما هرکسي در اين حقيقت نمي انديشد، بنابراين فرمود:« وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» امّا با وجود اين امور که باعث کمال تصديق و يقين مي گردند بيشتر مردم تصديق نمي کنند و ايمان نمي آورند.وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَا