 تا خرماي نورس و دست چين بر تو فرو بارد. پس [از اين خرماي شيرين] بخور و [از آن آب گورا] بياشام، و چشمت را روشن بدارويَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ  اي پيامبران! از خوراكيهاي پاكيزه و حلال بخوريد، و كارهاي شايسته بكنيد، بيگمان من از آنچه انجام ميدهيد آگاهم.
وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ و همانا اين است امت شما كه امتي يگانه است، و من پروردگار شما هستم، پس تنها از من بهراسيد.
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ [اما مردمان] كار و بار خود را به پراكندگي كشاندند، و هر گروهي به آنچه نزد آنها است شادمان هستند.
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ پس بگذارتا مدت زماني در غرقاب [جهالت و گمراهي] خود بسر ببرند.
أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ  آيا ميپندارند با مال و فرزنداني كه به آنان مدد ميرسانيم،
نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ شتابان نيكيها و خوبيها را نصيبشان ميكنيم؟ [چنين نيست] بلكه نميدانند.
در اينجا خداوند پيامبرانش را فرمان ميدهد. تا از پاكيزهها بخورند، و آن روزي پاكيزه و حلال ميباشد. و آنها را دستور ميدهد تا با انجام كارهاي شايسته كه قلب و جسم با انجام آن سامان مييابد و دنيا و آخرت آدمي نيكو ميشود، شكر و سپاس خداوند را به جاي آورند. و آنها را خبر ميدهد كه خداوند به آنچه انجام ميدهند آگاه است، پس هر كاري كه بكنند به درستي كه خداوند آن را ميداند و به طور كامل و به بهترين صورت پاداش مييابند.
و اين دلالت مينمايد كه پيامبران همه بر حلال بودن خوراكيهاي پاكيزه، و بر حرام بودن پليديها و خوردنيهاي ناپاك اتفاق دارند، و آنها بر انجام هر عمل صالحي اتفاق دارند گر چه برخي از چيزهايي كه به انجام آن امر شدهاند متفاوت است، و حكم شريعتها در مورد آن مختلف است، اما همه عمل صالح هستند ولي تفاوت شرايط زماني، و مكاني، اين اختلاف جزئي را پيش آورده است.
بنابراين كارهاي شايستهاي كه در همة زمانها شايسته و صالحاند همة پيامبران و همة شريعتها بر آن متفق ميباشند، مانند دستور به يگانه دانستن خداوند، و انجام عبادت فقط براي خداوند و محبت خدا و ترس از او، و اميد داشتن به او، و نيكوكاري و راستگويي و وفاي به عهد وبرقرار داشتن پيوند خويشاوندي، و نيكي كردن با پدر و مادر، و نيكي كردن با ضعيفان و بينوايان و يتيمان و مهرباني و نيكوكاري با مردم و امثال آن، بنابراين اهل علم و كتابهاي گذشته و اهل عقل، از آنچه محمد به آن دستور ميداد و از آنچه نهي ميكرد بر نبوت و پيامبري او استدلال ميكردند، چنانكه «هرقل» پادشاه روم و ديگران چنين كردند. پس رسول خدا به آنچه پيامبران گذشته به آن دستور دادند فرمان داد، و از آنچه پيامبران پيشين نهي كردند نهي نمود. و اين دلالت مينمايد كه او پيامبر است. به خلاف كسي كه ادعاي دروغين دارد، چنين كسي به بدي و شر دستور ميدهد و از خوبي باز ميدارد. 
بنابراين خداوند به پيامبران فرمود: وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً اي پيامبر! جماعت فَاتَّقُونِ پس با بجا آوردن فرمانهاي من و پرهيز از آنچه از آن نهي نمودهام از من بهراسيد. و خداوند مؤمنان را به آنچه كه پيامبران بدان دستور داده است دستور ميدهد، چون مؤمنان به آنان اقتدا ميكنند و به دنبال آنها حركت مينمايند. پس فرمود« اي مومنان! از روزيهاي پاكيزهاي كه به شما دادهايم، بخوريد، و شكر خداوند را به جاي آوريد، اگر شما تنها او را ميپرستيد. پس بر همة كساني كه خود را به پيامبر منسوب مينمايند لازم است اين فرمان را به جاي آورند، و به آن عمل نمايند، اما ستمگران منكر جز سركشي چيزي را نميپذيرند. بنابراين فرمود: فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ  و كساني كه خود را به پيروي از پيامبر منسوب ميكردند كار و بار دين خود را به پراكندگي كشاندند. و هر گروهي به راهي رفتند، و هر گروهي به دانش و ديني كه داشتند شادمان شده و گمان بردند كه آنها برحقاند، و ديگران بر باطل، حال اينكه كسي از آنها برحق است كه بر راه پيامبران باشد. يعين روزي حلال بخورد و عمل صالح انجام دهد، و غير از اينها بر باطلاند.
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ پس آنان را بگذار تا مدت زماني در بحبوحة جهالت و ادعاهاي باطلشان بمانند. حَتَّى حِينٍ تا زماني كه عذاب بر آنها فرود بيايد، زيرا پند و موعظه و ترساندن در مورد آنان مفيد واقع نميشود، و چگونه اين چيزها در مورد كسي مفيد واقع ميشودكه گما ميبرد بر حق است و در اين خيال است كه ديگران را نيز به آنچه خودش بر آن است فرا بخواند؟
أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ آيا گمان ميبرند اموال و فرزندان فراواني كه به آنها دادهايم دليلي بر آن است كه آنان اهل خير و سعادت و خوشبختي هستند، و خوبي دنيا و آخرت از آن آنهاست؟ آنها چنين فكر ميكنند اما در حقيقت چنين نيست. بَل لَّا يَشْعُرُونَ بلكه نميدانند كه ما آنان را مهلت ميدهيم و كمكشان ميكنيم تا بيشتر گناه كنند و عذابشان در آخرت كامل و فراوان شود، و تا به آنچه داده شدهاند شادمان شوند و ديگران به آن رشك برند. پس زماني كه به آنچه داده شدهاند شاد شدند ناگاه آنان را به عذاب گرفتار ميكنيم.إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ بيگمان آنان كه از خوف خدا هراسانند.
وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ و كساني كه با آيات پروردگارشان ايمان ميآورند.
وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ و كساني كه آنان به پروردگارشان كفر نميورزند.
وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ و كساني كه آنچه را بايد [در راه خدا] بدهند، ميدهند، در حالي كه دلهايشان ترسان و هراسان است از اينكه به سوي پروردگارشان باز خواهند گشت.
أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ چنين كساني براي انجام خوبيها ميشتابند و در انجام آن پيشتازند.
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و هيچ كس را مگر به اندازة توانش تكليف نميكنيم و نزد ما كتابي است كه به حق سخن ميگويد، و هيچ ظلم و ستمي بديشان نميشود.
وقتي خداوند از كساني كه سخن به ميان آورد كه هم گناه كرده و هم احساس ايمني ميكنند و گمان ميبرند نعماتي كه خداوند در دنيا به آنها ارزاني داده است دليلي بر خوبي و برتري آنهاست، از كساني ياد كرد كه هم نيكوكاري مينمايند و هم از پروردگارشان ميترسند. پس فرمود: إنََّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِ