ين جانشين شما شوند تا برايشان پيامبراني از جنس خودشان بفرستيم. 
امّا شما اي انسان ها! توانايي آن را نداريد که پيامبراني از جنس فرشتگان برايتان فرستاده شود. پس، از رحمت و لطف خداوند نسبت به شما اين  است که پيامبراني از جنس خودتان برايتان فرستاده شده است که مي توانيد از آنها فرا بگيريد. 
« وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ» و همانا عيسي عليه  السلام دليل و نشانه اي بر قيامت است و نشانگر آن مي باشد کسي که توانايي داشته است عيسي را بدون پدر به دنيا بياورد همو مي تواند مردگان را از قبرهايشان برانگيزد. و يا معني آيه اين  است که عيسي عليه السلام در آخرالزمان از آسمان به دنيا خواهد آمد و نزول او يکي از علامت هاي قيامت  است. « فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا» پس، از آمدن قيامت هرگز شک نکنيد که شک کردن درباره قيامت کفر است. « وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» و با امتثال آنچه که به شما دستور داده ام و دوري  کردن از آنچه شما را از آن نهي کرده ام از من پيروي کنيد. اين است راه راست که  انسان را به خداوند عزوّجل مي رساند.
« وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ» و شيطان شما را از آنچه خداوند شما را به آن فرمان داده است باز ندارد، « إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ» همانا شيطان دشمن آشکار شماست و براي گمراه کردنتان حريص و آزمند است و در اين راستا نهايت کوشش خود را  مبذول مي دارد.
« وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ» و هنگامي که عيسي با معجزات آشکاري آمد که بر راست بودن نبّوت او و صحّت آنچه برايشان کرده بود دلالت مي کرد، از قبيل زنده کردن مردگان و بينا کردن کورهاي مادرزاد و شفا بخشيدن به کساني که مبتلا به بيماري پوستي بودند، و ديگر نشانه ها، « قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ» عيسي به بني اسرائيل گفت: من برايتان حکمت و نبّوت و علم را آورده ام تا برخي از امور را برايتان روشن گردانم که در آنها اختلاف مي ورزيد. يعني تا پاسخ آن و صورت درست مسئله را برايتان بيان کنم و به وسيله آن اختلاف و اشتباه از شما دور شود. پس او عليه السلام  براي تکميل نمودن شريعت موسي و استوار ساختن تورات آمده بود. و برخي تسهيلات ارائه داد که باعث مي شد تا آنها از او اطاعت کنند و چيزهايي را که برايشان آورده است بپذيرند. « فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ» پس، خداي يگانه را پرستش نموده و از فرمان او اطاعت کنيد و از آنچه نهي کرده است پرهيز نماييد و به من ايمان آوريد و مرا تصديق نماييد و از من اطاعت کنيد.
« إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» بي گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بندگي کنيد، اين است راه راست. پس در اين آيه به توحيد ربوّبيت اقرار شده و اين که خداوند همه ي آفريده هايش را با انواع نعمت هاي ظاهري و باطني خود پرورش داده است. نيز به توحيد عبوديت و عبادت براي خداوند يگانه که شريکي ندارد فرمان داده شده است. وعيسي عليه السلام خبر داده است که او بنده اي از بندگان خداست و آن طور نيست که نصاري در مورد او مي گويند مبني بر اين که او فرزند خداست يا سومين سه تاست. و در اينجا خبر داده شده آنچه ذکر شده است راه راست مي باشد و انسان را به خدا و به بهشت مي رساند.
وقتي عيسي عليه السلام اين مطلب را گفت،« اخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ» گروه هايي که براساس تکذيب، تحزّب کرده بودند با همديگر اختلاف ورزيدند و هريک درباره عيسي همديگر اختلاف ورزيدند و هريک درباره عيسي عليه السلام گفتار باطلي بر زبان آوردند و آنچه را که آورده بود ردّ کردند، مگر کساني از مومنان که خداوند آنها را هدايت کرده بود؛ کساني که به رسالت او شهادت دادند و همه ي آنچه را که او آورده بود تصديق نمودند و گفتند: او بنده خدا و پيامبر مي باشد. « فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ» پس واي به حال کساني که ستم کرده اند از عذاب روز دردناک. يعني چه قدر اندوهشان زياد خواهد بود! و در آن روز گرفتار چه زيان بزرگي خواهند شد!<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:7.xml">19.مريم (جزء 16)</a><a class="folder" href="w:html:35.xml">20.طه (جزء 16)</a><a class="folder" href="w:html:70.xml">21.الأنبياء (جزء 17)</a><a class="folder" href="w:html:102.xml">22.الحج (جزء 17)</a><a class="folder" href="w:html:134.xml">23.المؤمنون (جزء 18)</a><a class="folder" href="w:html:161.xml">24.النور (جزء 18)</a><a class="folder" href="w:html:190.xml">25.الفرقان (جزء 19)</a><a class="folder" href="w:html:215.xml">26.الشعراء (جزء 19)</a><a class="folder" href="w:html:242.xml">27.النمل (جزء 19،20)</a><a class="folder" href="w:html:262.xml">28.القصص (جزء20)</a><a class="folder" href="w:html:286.xml">29.العنكبوت (جزء 20)</a><a class="folder" href="w:html:310.xml">30.الروم (جزء 21)</a><a class="folder" href="w:html:335.xml">31.لقمان (جزء 21)</a><a class="folder" href="w:html:347.xml">32.السجدة (جزء 21)</a><a class="folder" href="w:html:359.xml">33.الأحزاب (جزء 21،22)</a><a class="folder" href="w:html:405.xml">34.سبأ (جزء 22)</a><a class="folder" href="w:html:422.xml">35.فاطر (جزء 22)</a><a class="folder" href="w:html:444.xml">36.یس (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:460.xml">37.الصافات (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:480.xml">38.ص (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:493.xml">39.الزمر (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:525.xml">40.غافر (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:547.xml">41.فصلت (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:567.xml">42.الشورى (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:589.xml">43.الزخرف (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:605.xml">44.الدخان (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:612.xml">45.الجاثية (جزء 25)</a></body></html>وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا و بدينسان آن را قرآني عربي نازل کرديم و در آن بيم دادن و ترساندن را به [شيوه هايي گوناگون] بازگو کرديم، تا بپرهيزند، يا باعث يادآوري و بيداري ايشان شود.
و اين چنين قرآن را به زبان خوب عربي نازل کرديم و آن را مي فهميد، و درک مي کنيد و کلمات و معناي آن بر شماپوشيده نمي ماند. (وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ) و هشدارها را به شيوه هاي گوناگون در آن بازگو نموديم؛ گاهي با ذکر نامهاي خداوند که ب رعدالت و انتقام دلالت مي نمايند، و گاهي با ذکر عذاب هاي عبرت آموز که امت هاي گذشته به آن گرفتار شدند، نيز با سفارش امتهايي که بعد از آنان آمدند تا از آن عبرت بگيرند. و گا هي با بيان پيامدهاي گناهان و زشتي هايي که دارند. و گاهي با ذکر صحنه هاي وحشتناک و اضطراب آور قيامت، و گاهي با ذکر جهنم و انواع عذاب هايي که در آن وجود دارد. همۀ اين موارد ناشي از رحمت خدا نسبت به بندگان است، تا از او بترسند و گناهان و بديهايي را که به آنان زيان مي رساند رها سازند. (أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا) يا باعث يادآوري و بيداري شان شود. و آنچه از طاعت و نيکي که به آنان سود مي رساند، انجام مي دهند. پس عربي بودن قرآن و بيان وعيدها به شيوه هاي گوناگون در آن، بزرگترين سبب و انگيزه براي پرهيزگاري وع مل صالح مي باشد