لَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ آيا اينان  بهترند يا قوم  تبع  و کساني  که  پيش  از آن  قوم  بودند ? همه   راهلاک  کرديم  که  مجرمان  بودند.
« إِنَّ هَؤُلَاء لَيَقُولُونَ؛ إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ» خداوند متعال خبر مي دهد که اين تکذيب کنندگان در حالي که رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ را بعيد مي دانند، مي گويند: زندگي فقط زندگي همين دنياست و رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ وجود ندارد و بهشت و جهنّمي در کار نيست. سپس با جسارت نسبت به پروردگارشان و ناتوان قرار دادن او گفتند:« فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» پدران ما را بياوريد اگر راستگوئيد. و اين از پيشنهاد جاهلان معاند است. پس ميان راستگويي پيامبر(ص) و اين که راستگويي او متوّقف و مشروط به آوردن پدرانشان باشد چه ملازمتي هست؟حال آن که نشانه ها بر راستي آنچه او آورده است اقامه شده و از هر جهت به صورت متواتر در آمده اند.
خداوند  متعال مي فرمايد:« أَهُمْ خَيْرٌ» آيا اين مخاطبان بهترند، « أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ» يا قوم «تبعّ» و کساني که پيش از آنان بودند؟ ما آنان را نابود کرديم چرا که گناهکار بودند. پس ايشان از آنها بهتر نيستند و در ارتکاب جرم و گناه مشترک اند. پس آنان هم منتظر نابودي و هلاکتي باشند که برادران جنايت پيشه و گناهکارشان بدان گرفتار آمدند.وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ ما اين  آسمانها و زمين  و آنچه  را ميان  آنهاست  به  بازيچه  نيافريده  ايم
مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ آنها را به  حق  آفريده  ايم  ، ولي  بيشترين  نمي  دانند
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ وعده  گاه  همه  در روز داوري  ، قيامت  است
يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ روزي  که  هيچ  دوستي  براي ، دوست  خود سودمند نباشد و از سوي  کسي  ياري  نشوند
إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ مگر کسي  که  خدا بر او ببخشايد ، زيرا اوست  پيروزمند و مهربان
خداوند متعال از کمال قدرت و حکمت خود خبر داده ومي فرمايد که آسمان ها و زمين را براي بازي و سرگرمي نيافريده و آنها را بيهوده و بي فايده خلق نکرده است. و خداوند آسمان ها و زمين را جز به حق نيافريده است. يعني آفريدنشان براي حق بوده و خلقت آن دو مشتمل بر حق است. خداوند آسمان ها و زمين را پديد آورد تا بندگان، خداوند يگانه را که شريکي ندارد پرستش کنند و تا خداوند بندگان را امر و نهي نمايد و به  آنها پاداش و کيفر دهد. « وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» ولي بيشترشان نمي دانند. بنابراين در آفرينش آسمان ها و زمين نيانديشيده اند.
« إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ » به راستي روز داوري که روز قيامت است و در آن روز خداوند ميان پيشينيان و آيندگان و  بين همه ي کساني که با هم اختلاف کرده اند داوري مي نمايد، ميعادگاه همه ي خلايق است و خداوند همه را در آن روز گرد مي آورد و آنها و آنچه را که انجام داده اند حاضر و آماده مي گرداند و طبق اعمالشان به آنان سزا و جزا مي دهد. 
« يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا» روزي که هيچ  خوشي و  دوستي کمترين کمکي به خويش و دوست خود نمي کند، « وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ» و نه آنان ياري مي شوند، يعني نمي توانند عذاب خدا را از يکديگر دور کنند، چون هيچ کس از ميان مخلوقات اختياري ندارد. « إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ» مگر کسي که خدا بدو رحمت کند، چرا که او تواناي مهربان است و چنين کسي که مورد مرحمت خدا قرار گرفته است از رحمت خداوند متعال بهره مند مي گردد، زيرا براي به دست آوردن آن در دنيا تلاش کرده است.فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا پس خداوند فرمانرواي راستين بزرگ و برتر است، وپيش از آنکه وحي قرآن بر تو انجام پذيرد در [خواندن] آن عجله مکن، و بگو: «پروردگارا! بر دانشم بيافزاي».
پس از آنکه خداوند فرمان جزاي خود و حکم دستوري و ديني اش را در مورد بندگانش در کتاب نازل نمود و بيان کرد که اين از آثار فرمانروايي او مي باشد، فرمود (فَتَعَالَى اللَّهُ) خدا والا مقام و بلند و با شکوه است و از هر عيب و کاستي پاک است. خداوند (الْمَلِكُ) فرمانروا و پادشاه است؛ پادشاهي و فرمانروايي صفت اوست و خلايق همه مملوک او هستند، و احکام تقديري و شرعي وي در آن نافذ و جاري است (الْحَقُّ) يعني وجود و پادشاهي و کمالش حق است، پس صفات کمال جز براي خداوند با شکوه ثابت نمي شوند، و از جملۀ اين صفت ها پادشاهي و فرمانروايي است، و ديگر آفريده ها گرچه در بعضي اوقات شايد بهره اي از فرمانروايي بر بعضي چيزها داشته باشند، اما اين فرمانروايي کوتاه و باطل است و از بين مي رود، اما فرمانروايي پروردگار از بين نمي رود، و او پادشاهي زنده و پايدار و بزرگوار است.( وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ )و در خواندن قرآن پيش از آنکه بر تو وحي شود عجله مکن. يعني وقتي جبرئيل قرآن را بر تو مي خواند در فرا گرفتن آن شتاب مکن، بلکه صبر کن تا او تمام کند و چون او وحي را تمام کرد آن را بخوان، زيرا خداوند جمع کردن قرآن را در سينه و دل تو و خواندن آن را توسط تو تضمين کرده است. چنانکه خداوند متعال مي فرمايد: (لا تحرک به لسانک لتعجل به ، ان علينا جمعه و قرءانه، فاذا قرانه فاتبع قرءانه، ثم ان علينا بيانه) زبانت را حرکت مده تا به خواندن و فراگيري آن شتاب کني، بي شک جمع کردن و خواندن آن بر ماست، پس وقتي ما آن را خوانديم از خواندن فرشته پيروي کن، سپس بيان کردن آن بر ماست.
و از ان جا که شتاب ورزيدن پيامبر براي فراگيري وحي بر اين دلالت مي نمايد که او علم و دانش را بسيار دوست داشت و به آن علاقه مند بود، خداوند متعال به او فرمان داد که از وي بخواهد بر دانشش بيافزايد، زيرا علم خير است، و فزوني و فراواني و افزون شدن علم ازجانب خداوند است و راه آن کوشش و علاقه مند شدن به آن و خواستن از خداوند و کمک گرفتن از او، و نيازمند بودن به وي در هر وقتي است . و از اين آيه چنين استنباط مي شود که بايد در فراگيري دانش ادب داشت، و کسي که در پي علم و دانش است بايد حوصله کند و صبر داشته باشد تا وقتي که معلم سخنانش را تمام نمايد، و هرگاه معلم سخنش را تمام کرد اگر سوالي داشت آنرا بپرسد، و نبايد سخن معلم را قطع نمايد، و شتابان سوال کند، زيرا با اين کار سبب محروم شدن ازعلم مي شود. و نيز کسي که مورد سوال واقع مي شود بايد خوب گوش کند و منظور سوال ک