رد بيان مي  کند و نيز آن چه را که به آن  مژده مي دهد ذکر مي نمايد.إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ هر آينه  آنان  که  گفتند که  پروردگار ما الله  است  و سپس  پايداري  ورزيدند، بيمي  بر آنها نيست  و اندوهگين  نمي  شوند.
أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ اينان  به  پاداش  اعمالشان  اهل  بهشتند و در آنجا جاودانه  اند.
کساني که به ربوّبيت پروردگارشان اقرار کردند و به يگانگي او گواهي دادند و به طاعت و فرمانبرداري از او پايبند شدند و بر آن مواظبت کردند، و در تمام دوران زندگي شان « اسْتَقَامُوا» پايداري ورزيدند، « فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» آنان از هر شرّي که پيش روي دارند ترسي ندارند، « وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»  و بر آن چه پشت سر گذاشته اند غمگين نمي شوند.
« أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» اين ها به پاداش کارهايي که مي کردند از قبيل ايمان آوردن به خدا که  مقتضي انجام کارهاي شايسته اي است که ايشان بر انجام آن پايدار بوده اند در بهشت مي مانند و به جاي آن چيزي ديگر را نمي طلبند.وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى و آنگاه که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده ببريد» پس سجده بردند به جز ابليس که سرباز زد. 
فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى پس گفتيم: «اي آدم! اين دشمن تو و همسرت است، پس شما را از بهشت بيرون نکند، تا به رنج دافتي».
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى و تو در آن بهشت نه گرسنه مي شوي، و نه برهنه مي ماني
وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى و تو در آن نه تشنه مي شوي و نه گرماي خورشيد مي بيني. 
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى پس شيطان او را به وسوسه انداخت ، گفت: «آيا تو را به درخت جاودانگي و ملک فناناپذير و ر هنمود کنم؟»
فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى سرانجام هر دو نفر از آن درخت خورند، و شرمگاهاشان آشکار شد و شروع کردند از برگ [درختان] بهشت برخودشان مي چسباندند، و آدم از فرمان پروردگارش سرپيچي کرد و گمراه شد. 
ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى سپس پروردگارش او را برگزيد و توبه اش را پذيرفت و هدايتش کرد. 
وقتي خداوند آفرينش آدم را با دست خودش کامل گرداني و نامها را به او آموخت و او را برتري و بزرگواري داد، به فرشتگان امر نمود تا به مقصد بزرگداشت و تعظيم، او را سجده کنند، فرستگان نيز فرمان الهي را امتثال نموده و بلافاصله سجده کردند. شيطان هم در ميان فرشتگان بود، پس شيطان از فرمان پروردگارش سرپيچي کرد و از سجده بر آدم امتناع ورزيد و گفت: (انا خير منه خلقتني من نار و خلقتنه من طين) من از او بهترم، مرا از آتش آفريده اي و او را از خاک
پس دراين وقت دشمني وي با آدم و همسرش آشکار شد، چون شيطان دشمن خدا بود و حسادت او آشکار گرديد که سبب دشمني اش بود. پس خداوند آدم و همسرش را از بر حذر داشت و فرمود: (فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى) زينهارشيطان شما را از بهشت بيرون نکند، آنگاه به رنج خواهي افتاد. يعني وقتي از بهشت بيرون کرده شوي به رنج و زحمت خواهي افتاد، زيرا در بهشت روزي گوارا و راحتي کامل وجود دارد. 
(إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى) و تو در آن بهشت گرسنه نشده و برهنه نمي ماني و در آن تشنه و آفتاب زده نمي شوي . يعني گرماي خورشيد و سوزش آن به تو نمي رسد، پس خداوند استوار، خوراک و نوشيدني و لباس و آب و عدم رنج و خستگي را براي او تضمين کرد. 
اما او را از خوردن يک درخت مشخص باز داشت و فرمود: (و لا تقربا هذا الشجره فتکونا من الظلمين) و به اين درخت نزديک نشويد که آنگاه از ستمکاران خواهيد شد، پس شيطان آنها را وسوسه کرد و خوردن ميوۀ آن درخت را برايشان آراست و گفت: (هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ) آيا تو را به درخت جاودانگي ر هنمود کنم؟ يعني درختي که هر کس از آن بخورد براي هميشه در بهشت خواهد ماند، (وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى) و آيا تو را به ملک فناناپذيري رهنمود کنم؟ 
يعني ملک و فرمانروايي اي که هر اندازه از آن است،اده شود تمام نمي گردد، پس شيطان در قالب دلسوزي و نصيحت پيش او آمد و با مهرباني با وي سخن گفت، آن وقت آدم فريبش را خورد و او و هسرش از آن درخت خوردند، پس پشيمان شدند و لباسهايشان از تنشان بيرون آمد و گناهشان روشن شد و هر يک شرمگاه ديگر را مشاهده کرد، بعد از اينکه قبلاً پوشيده بودند. و آنها شروع به چسباندن و پيچيدن برگ درختان برخورد کردند تا اينگونه خود را بپوشند، و چنان خجالت زده شدند که خدا مي داند!
(وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى) آدم از فرمان پروردگارش سرپيچي کرد و گمراه شد، اما شتابان توبه نمود و بازگشت و با همسرش گفتند: (قالا ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا وترحمنا لنکونن من الخسرين) پروردگارا! ما بر خويش ستم کرده ايم  اگر ما را نيامرزي و بر ما رحم نکني از زيانکاران خواهيم شد. 
پس پروردگارش او را برگزيد و توبه را برايش اسان کرد، (فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى) و توبه اش را پذيرفت و او را هدايت کرد. و بعد از توبه کردن احوالش به مراتب بهتر شد و مکر دشمني به خودش بازگشت، و نيرنگش باطل شد، و نعمت بر آدم و فرزندانش کامل گرديد، و آنها بايد نعمت الهي را در مسير خشنودي وي بکار برده و به آن اعتراف نمايند، و از اين دشمن که همواره به دنبال انها و در کمين آنهاست و شب و روز آنان را دنبال مي کند بر حذر باشند، (ينبي آدم لا يفتننکم الشيطن کما اخرج ابويکم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما انه يرکم هو و قبيله من حيث لا ترونهم انا جعلنا الشيطين اولياء للذين لا يومنون) اي فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبند و دچار فتنه نکنيد، آن گونه که پدر ومادرتان را از بهشت بيرون کرد، [و چون آدم و همسرش از آن درخت خوردند] لباسشان را بيرون آورد تا شرگاهشان را به آنان بنماياند. شيطان و گروهش شما را از جايي مي بينند که شما آنها را نمي بينيد. ما شيطان را دوست کساني قرار داده ايم که ايمان نمي آورند.وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْ