ند، ايشان سران کفر و پيشوايان گمراهي هستند که هم به خدا و آيات او کفر ورزيده اند و هم خود و ديگران را از راه خدا باز داشته اند. راه خدا آن چيزي است که پيامبران و پيروانشان به آن دعوت کرده اند. « أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ» خداوند اعمال ايشان را باطل نموده و آن ها را به سبب اعمالشان به خاک مذلّت مي نشاند و اين شامل کارهايي است که عليه حق و دوستان خدا انجام مي دادند. خداوند  توطئه و مکر آن ها را به خودشان باز گرداند و به اهداف خود نرسيدند. 
و خداوند کارهايي را که به اميد کسب پاداش  انجام مي دادند نابود مي نمايد، چون ايشان از باطل پيروي کرده اند، و باطل هر آن چيزي است که منظور از آن خدا نباشد از قبيل پرستش بت ها و غيره. و اعمال و کارهايي که در راه ياري دادن باطل انجام مي دادند باطل و پوچ خواهند شد.
« وَالَّذِينَ آمَنُوا» و کساني که به آن چه خداوند بر همه ي پيامبرانش نازل فرموده، به خصوص به آن چه بر محمّد (ص) نازل کرده  است ايمان آوردند. « وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و  کارهاي شايسته کرده اند، اين گونه افراد که آن چه از حقوق الهي بر آنهاست انجام داده و حقوق واجب و مستحب بندگان را ادا کرده اند، « كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ» خداوند گناهان کوچک و بزرگ ايشان را مي بخشايد، و وقتي بديها و گناهانشان بخشوده شوند از عذاب دنيا و آخرت نجات خواهند يافت. « وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ» و خداوند دين و دنيا و دل ها و اعمالشان را به صلاح مي آورد و خوب مي گرداند و پاداش آن ها را با رشد دادن آن نيک مي گرداند و همه حالات و وضعشان را سامان مي دهد، چون آن ها:« اتَّبَعُوا الْحَقَّ» از حق که عبارت از راستي و يقين و تمام چيزهايي که قرآن آنها را در بر گرفته است. پيروي کردند؛ حقي که « مِن رَّبِّهِمْ» از سوي پروردگارشان آمده است؛ پروردگاري که آن ها را با نعمت خويش پرورش داده و با لطف خود آن ها را مورد سرپرستي قرار داده است. پس خداوند آن ها را با حق پيروي کردند، در نتيجه کارهايشان سامان يافت. 
و از آن جا که هدف اين ها متعلق به حق است، حقّي که منسوب به خداوند باقي و پايدار مي باشد وسيله اي که آن ها براي رسيدن به اين هدف برگزيدند پايدار مي ماند و پاداش آن نيز ماندگار خواهد بود. « كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ» خداوند  اين  گونه مثال هايشان را براي مردم بيان مي دارد و اهل خير و اهل شرّ را به آنها معرفي مي کند و براي هريک صفت و حالتي بيان مي نمايد که با آن شناخته مي شوند، « لِّيهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بَينِةَ وَيحيي مَن حَي عَن بَيينَةِ» تا هرکس که هلاک مي شود از روي دليل هلاک گردد ، و هرکس که زنده مي ماند از روي دليل زنده بماند. قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى [خداوند ] فرمود: «هر دو گروه با هم از آن فرود آييد، در حالي که دشمن همديگر هستيد، پس اگر براي شما از جانب من رهنمودي رسد، هر کس از هدايتم پيروي کند گمراه نمي شود، و به رنج نمي افتد».
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى و هر کس از ياد من روي بگرداند زندگي تنگي خواهد داشت، و روز قيامت او را نابينا حشر خواهيم کرد. 
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا مي گويد: «پروردگارا! چرا مرا نابينا برانگيختگي حال آنکه [در دنيا] بينا بوده ام؟
قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى [خداوند] مي فرمايد: «بدينسان آيات ما به تو رسيد و آنها را فراموش کردي، همانگونه تو [نيز] امروز فراموش مي شوي»
وَكَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى و اينگونه کسي را که زياده روي کرده و به آيات پروردگارش ايمان نياورده است سزا و عذاب مي دهيم و عذاب آخرت سخت تر و ماندگارتر است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که آدم و شيطان را دستور داد تا از بهشت به زمين فرود بيايند، و آدم و فرزندانش شيطان را دشمن خود قرار بدهند، و از آن بر حذر باشند و براي رويارويي با وي آمادگي پيدا کرده و با او مبارزه کنند و خبر داد که کتابهايي بر آنان نازل خواهد کرد و پيامبراني به سويشان خواهد فرستاد تا راه راستي که انسان را به خدا و به بهشت الهي مي رساند بيان کرده، و آنها را از اين دشمن آشکار بر حذر دارند. و هر وقت اين هدايت که عبارت از کتابها و پيامبران مي باشند به نزد آنان آمد، هر کس از آن پيروي نمايد و از آنچه به آن دستور داده شده فرمان برد، و از آنچه که از آن نهي شده است پرهيز کند، او نه در دنيا و نه در آخرت گمراه نمي شود، و درهر دو جهان به رنج و زحمت  نمي افتد، بلکه او در دنيا و آخرت به راه راست هدايت شده و سعادت و امنيت آخرت از آن اوست. 
و در آيه اي ديگر آمده که هيچ ترس و اندوهي ندارد: (فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون) پس هر کس از هدايت من پيروي نمايد ترس و اندوهي بر آنان نيست. و پيروي از هدايت يعني تصديق آن، و مخالفت نکردن با آن به وسيلۀ ايجاد شبهه و ترديد، و فرمان بردن از دستورات و مخالفت نکردن با آن به وسيلۀ تبعيت از شهوت. (وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي) و هر کس از کتاب  من که هر مضمون عالي با آن يادآوري مي شود، روي بگرداند و آن را رها سازد، يا مرتکب بزرتر از اين شود، يعني آن را انکار نمايد و به آن کفر بورزد، (فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا) کيفرش اين است که زندگي اش را تنگ و مشقت بار خواهيم کرد، و اين عذاب اوست . وزندگي تنگ به عذاب قبر تفسير شده است؛ قبرش تنگ شده و در آن محاصره گشته و عذاب داده مي شود. و اين کيفر روي گرداني اش از ذکر پروردگار مي باشد. و اين يکي از آيه هايي است که بر عذاب قبر دلالت مي نمايد. و آيۀ ديگري که بر عذاب قبر دلالت مي کند اين است: (و لو تري اذا لظلمون في غمرات الموت و الملئکه باسطوا ايديهم) و چون ستمکاران را ببيني آنگاه که در سختي هاي مرگ هستند و فرشتگان دستهايشان را [به قصد تعذيب آنان] دراز مي کنند. 
و آيۀ سوم اينکه (و لنذيقنهم من العذاب الادني دون العذاب الاکبر) و قطعاً پيش از عذاب بزرگتر عذاب کمتر را به آنها مي چشانيم.
و آيۀ چهارم، فرمودۀ خداوند در مورد فرعونيان است که مي فرمايد: (النار يعرضون عليها غدوا و عشيا)صبح و شام بر آتش عرضه مي شوند. آنچه برخي از سلف را واداشته تا اين را فقط به عذاب قبر تفسير نمايند آخر آيه است که خداوند در آن، عذاب روز قيامت را بيان کرده است. 
از نظر برخي از مفسرين «زندگي تنگ» عدم است و شامل رنجها و دردها و غمها است و فردي که از ذکر خداوند روي گردان شود به آن گرفتار مي آيد، و اين عذاب دنياست، و در جهان برزخ و در جهان آخرت نيز زندگي تنگي خواهد داشت، چون زندگي تنگ به طور مطلق ذکر شده و به امري مقيد نشده است. 
(وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْ