ه است؟ (اکفارکم خير من اوليئکمام لکم براه في الزبر ، ام يقولون نحن جميع منتصر)آيا کافران شما از آنان بهتراند، يا برائت و نجات شما در کتابهاي ثبت و ضبط شده است؟ يا مي گويند: ما همه پيروز هستيم؟ هيچ چيزي از اين موارد نيست، و اين کافران از آنها بهتر نيستند تا به خاطر خوبي و بهتر بودنشان عذاب خدا از آنها دور شود، بلکه از آنها بدترند، چون اينها به بزرگترين و شريفترين پيامبر و بهترين کتاب کفر ورزيده اند، و برائت و نجات آنها در هيچ کتابي نيامده است، و پيماني نزد خداوند براي نجات خود ندارند، و آن گونه نيست که مي گويند: گروهمان به ما سود مي رساند و عذاب را از مادور مي نمايد! بلکه آنها خوارتر و کوچکتر از اين مي باشند. 
پس هلاک شدن نسلها و امتهاي گذشته به علت گناهانشان، يکي از اسباب اندرز و هدايت مردم است، چون اين نشانه اي است بر صحت و درست بودن رسالت پيامبراني که به نزد آنها آمده اند، و مبين بطلان چيزي است که بر آن بودند. اما هر کس از آيات خدا است،اده نمي برد، بلکه فقط خردمندان و صاحبان فطرتهاي درست و عقلهاي سالم و خرده هاي که صاحبان خود را از کارهاي ناشايست باز مي دارند بهره مند مي شوند.وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ ؛ کساني  که  ايمان  آورده  اند مي  گويند : چرا از جانب  خدا سوره  اي  نازل ، نمي شود ? چون  سوره  اي  از محکمات  نازل  شود که  در آن  سخن  از جنگ  رفته   باشد، آنان  را که  در دلشان  مرضي  هست  بيني  که  چون  کسي  که  بيهوشي  مرگ  بر  او چيره  شده  به  تو مي  نگرند  پس  برايشان  شايسته  تر
طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ فرمانبرداري  است  و سخن  نيکو گفتن  و چون  تصميم  به  جنگ  گرفته  شد ،  اگربا خدا صداقت  ورزند برايشان  بهتر است
فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ آيا اگر به  حکومت  رسيديد ، مي  خواهيد در زمين  فساد کنيد و پيوند، خويشاونديتان  را ببريد ?
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ اينانند که  خدا لعنتشان  کرده  است  و گوشهايشان  را کر و چشمانشان  را  کورساخته  است.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا» مومنان براي اين که به انجام کارهاي دشوار مبادرت ورزند و در حالي که شتاب دارند مي گويند:« لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ»  کاش سوره اي نازل  مي شد که در آن به جنگيدن امر مي شد. « فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ» و زماني که سوره اي با معنايي روشن نازل  شود؛ سوره اي که عمل کردن به آن  لازم و ضروري باشد، « وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ» و کارزار و جنگيدن که سخت ترين چيز براي انسان است در آن ذکر گردد، آن هايي که ايمانشان ضعيف است بر اطاعت از اين فرمان ها استوار نمي مانند . بنابراين فرمود:« رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ» بيمار دلان را مي بيني همچون کسي به تو نگاه مي کنند که به سبب مرگ بيهوش افتاده است. از بس که جنگيدن را دوست ندارند و بر آن ها دشوار و سخت است. و اين همانند فرموده الهي است که مي فرمايد:« أَلَم تَرَ إِلَي الَّذينَ قِيلَ لَهُم کُفُّوا أَيدِيکُم وَأَقِيمُوا الصَّلوَةَ وَءَ اتُوا الزَّکَوةَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَيهِمُ القَتِالُ إِذا فَريقُ مِّنهُم يخشَونَ النَّاسَ کَخَشيةِ اللَّهِ » آيا کساني را نمي بيني که به آن ها گفته شد: دست نگاه داريد و نماز را برپاي داريد و زکات را بپردازيد. پس وقتي کارزار بر آن ها مقّرر گرديد ناگهان گروهي از آنان آن چنان از مردم مي ترسيدند که از خدا ترسيده مي شود.
سپس خداوند متعال آنان را به چيزي فرا خواند که برايشان سزاوارتر و شايسته تر است. پس فرمود:« فَأَوْلَى لَهُمْ؛ طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ» برايشان بهتر است که از فرمان کنوني که بر آنان قطعي است اطاعت کنند و بر انجام آن عزم را جزم کنند و به دنبال آن نباشند که چيزي برايشان مقّرر گردد که بر آن ها دشوار است، و بايد به عافيت و عفو الهي خوشحال باشند.« فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ» و هرگاه کار و فرماني جدّي و قطعي برايشان آمد، « فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ» پس در اين حالت اگر با کمک خواستن از خدا و مبذول داشتن تلاش در راه اطاعت از او با خدا به راستي رفتار کنند، « لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ» برايشان از حالت اولّي از چند جهت بهتر است:
1- بنده از هر جهت ناقص است و قدرتي ندارد مگر اين که خداوند او را ياري نمايد پس اضافه بر آن چه در صدد انجام دادن آن است طلب نکند. 
2- هرگاه آدمي به آينده مشغول و دلبسته شود در انجام وظيفه فعلي و وظيفه ي آينده اش ناتوان خواهد بود. و از آن جا که اراده اش به کار آينده معطوف است نمي تواند کار فعلي را انجام دهد، و کار آينده را بدان خاطر نمي تواند انجام دهد، و کار آينده را بدان خاطر نمي تواند  انجام دهد که نشاط و فعالّيت را از دست داده است.
3- انساني که آرزوهاي آينده را در سر مي پروراند در صورتي که در کار کنوني و فعلي اش تنبلي ورزد همانند کسي است که ادعا مي کند حتما داراي توانايي و قدرت است و در توانايي خويش يقين دارد و بر اموراتي غيبي قسم مي  خورد که در آينده برايش پيش خواهد آمد، حال آنکه تنها خدا بر اين امور علم و آگاهي دارد، نيز بر خدا حکم مي کند که در آينده خدا چنين و چنان خواهد کرد. پس چنين شخصي سزاوار آن است که خدا کمکش نکند و نتواند کاري را انجام دهد که قصد و اراده ي آن را کرده بود. پس آن چه که بايد بنده فکر و اراده و فعاّليت خود را بر آن متمرکز کند زمان حال است و بايد به اندازه ي توانش وظيفه ي خود را ادا  کند، سس با نشاط و همّتي عالي و اراده اي مستحکم به استقبال لحظه ها و اوقات برود و در اين راستا از پروردگارش کمک جويد. و مسلّما چنين شخصي در همه ي کارهايش بيش تر موفّق مي گردد و آن را درست انجام مي دهد.
سپس خداوند متعال از حالت کسي خبر مي دهد که از اطاعت پروردگارش روي گردان شده است. پس فرمود: چنين شخصي به سوي خير و خوبي روي نياورده بلکه به سوي شر و بدي روي آورده است:« فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ» آيا اگر روي گردان شويد جز اين انتظار مي رود که در زمين فساد کنيد و پيوند خويشاونديتان را بگسليد؟ يعني دوامر در پيش رو داريد: يکي پايبندي به اين خبر و رشد و رستگاري است. و ديگر اينکه روي گرداني از اطاعت خدا که تباهي در زمين است با انجام دادن گناهان و از هم گسستن پيوند خويشاوندي.
« أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُم