ند به سبب آن مي رويند و زمين آراسته مي گردد و گياهان ِ آن، کشاورزان را به شگفت مي آورد؛ کساني که نظر و همّت آن ها بر دنيا متمرکز است. آن گاه خداوند اين گياهان را خشک مي کند و از بين مي برد و زمين به حالت اوّل بر مي گردد، انگار که اصلا در آن سبزي و گياهي نروئيده و هيچ گاه منظره اي زيبا و ديدني نداشته است.
نيز دنيا براي آدمي زيبا و شکوفاست و هرگاه او بخواهد از آن استفاده مي نمايد و هرگاه به امري از امور آن روي بياورد درهايش را به روي خود گشوده مي يابد، امّا همين دنيا هرگاه  تقدير الهي چنين باشد که از بين رود صاحبش آن را از دست مي دهد و تسلّط را از آن برطرف مي نمايد و يا دست خالي با يک کفن از دنيا و ثروت خويش جدا مي شود. پس هلاک باد کسي که چنين دنيايي را هدف نهايي خود قرار داده و براي آن تلاش و فعاليت مي کند. و امّا آن چه که فايده مي رساند فعَاليت و تلاش براي جهان آخرت است و چنين عملي براي صاحبش ذخيره مي شود و براي هميشه با او همراه خواهد بود. بنابراين خداوند متعال مي فرمايد:« وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ» و در آخرت هم عذابي سخت و هم آمرزش و خشنودي از سوي خدا خواهد بود. يعني وضّعيت آخرت از اين دو حالت خارج نيست؛ يا عذاب سخت در آتش جهّنم و قرار گرفتن در ميان زنجيرها و طوق ها و خطرهاي آن مي باشد، و اين براي کسي است که دنيا هدف نهايي اش بوده و بر ارتکاب گناه جرأت نموده و آيات خدا را تکذيب کرده و نعمت هايي الهي را کفران و ناسپاسي کرده است. و يا اين که خداوند بدي ها را مي آمرزد و کيفرها را دور مي نمايد و خشنود مي گردد. و اين براي کسي است که در بهشت جاي گرفته و حقيقت دنيا را شناخته و تلاش خود را براي جهان آخرت انجام داده  است.
پس اين امور انسان را فرا مي خوانند تا برده و بنده دنيا نگردد و به آخرت متمايل شود. بنابراين فرمود:« وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ» و زندگاني دنيا جز مايه فريب نيست. يعني کالايي است که از آن استفاده مي شود و به وسيله آن نيازها برطرف مي گردد. پس نبايد فريب آن را خورد و به آن دل بست. و فقط کساني که عقل و خودشان ضعيف است فريب دنيا را مي خورند و از خداوند غافل مي گردند.
سپسي به پيشي گرفتن از يکديگر براي رسيدن به آمرزش خداوند و رضايت او و بهشت فرمان داد، و اين با انجام و فراهم آوردن عوامل آمرزش از قبيل توبه نصوح و آمرزش خواستن مفيد و دوري جستن از گناهان و از جايي که ظن گناه مي رود امکان پذير است. هم چنين بايد با عمل صالح وتلاش براي جلب رضايت خداوند و انجام عبادت ها به نحو احسن و نيکي کردن با مردم براي رسيدن به خشنودي خداوند از هم ديگر پيشي گرفت. بنابراين خداوند کارهايي را که منجر به اين مي شوند بيان کرد و فرمود:« وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ» و بشتابيد به سوي بهشتي که پهنايش مانند پهناي آسمان و زمين است و براي کساني آماده شده است که به خدا و پيامبرش ايمان آوردند. اصول و فروع دين در ايمان آوردن به خدا و پيامبرانش داخل هستند. « ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء» آن چه که براي شما بيان کرديم و در آن راه هايي برايتان بيان کرديم که انسان را به بهشت مي رساند، و نيز راه هايي که وي را به جهنّم مي رساند، نيز برايتان بيان کرديم که فضل خدا عبارت از آن است که پاداش بزرگ الهي به دست آيد يکي از بزرگ ترين منّت و فضل خداوند بر بندگانش مي باشد.
« وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» و خداوند داراي فضل بزرگ است و هيچ کس نمي تواند او را آن گونه که سزاوار است بستايد، بلکه او همان طور است که خود را ستوده، و بالاتر از ستايشي است که بندگانش او را مي ستايند.مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ هيچ  مصيبتي  به  مال  يا به  جانتان  نرسد مگر پيش  از آنکه  بيافرينيمش  ،، درکتابي  نوشته  شده  است   و اين  بر خدا آسان  است  ،
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ تا بر آنچه  از دستتان  مي  رود اندوهگين  نباشيد و بدانچه  به  دستتان  مي   آيدشادماني  نکنيد  و خدا هيچ  متکبر خود ستاينده  اي  را دوست  ندارد :
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ آنان  که  بخل  مي  ورزند و مردم  را به  بخل  وا مي  دارند  و هر که   رويگردان مي  شود ، بداند که  خدا بي  نياز و ستودني  است.
خداوند از فراگير بودن قضا و تقدير خويش خبر مي دهد و مي فرمايد:« مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ» هيچ رخداد و بلايي در زمين به وقوع نمي پيوندد و به شما دست نمي دهد مگر پيش از آن که آن را پديد آوريم در کتابي نوشته شده است. و اين همه مصيبت هايي را شامل مي شود که به  انسان ها دست مي دهد از قبيل خير و شر.  و همه آن ها اعم از کوچک و بزرگ در لوح محفوظ ثبت گرديده است. و اين امر بزرگي است که در عقل ها نمي گنجد بلکه خردمندان را حيران مي گرداند امّا اين کار براي خداوند آسان است.
خداوند بندگان را از اين آگاه کرد تا اين قاعده نزد آن ها جاي بگيرد و خير و شرّي را که برايشان پيش مي آيد در چارچوب اين قاعده بسنجند و و ارزيابي کنند. پس براي آن چه از دست داده اند اندوهگين و ناراحت نشوند؛ چيزي که به آن علاقمند بوده و به آن چشم دوخته بودند، چون مي دانند که اين در لوح محفوظ نوشته شده است و بايد انجام پذيرد. پس راهي براي دور کردن آن نيست. و به آن چه خداوند به آن ها داده از روي خودستايي و تکّبر شاد نشوند چون مي دانند که آن ها با قدرت و فعّاليت خود آن را به دست نياورده اند بلکه در پرتو فضل و منّت خدا آن را کسب کرده اند. بلکه بايد به شکرگزاري کسي مشغول شدند که نعمت ها را ارزاني نموده و رنج ها را دور کرده است . بنابراين فرمود:« وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» خدا هيچ خودپسند خودستايي را که به نعمت هاي الهي فخر مي کند و آن را به خود نسبت مي دهد و نعمت ها او را سرکش و غافل مي گردانند دوست ندارد. همان طور که خداوند متعال فرموده است :« ثُمَّ إِذا خَوَّلنَهُ نِعمَةَ مِّنَّا قَالَ إِنَّما أُوتِيتهُ عَلَي عِلمِ عِلم بَل هَي فِتنَهُ » و هرگاه طعم رحمتي به او بچشانيم مي گويد: اين را از روي دانشي که داشته ام به من داده شده است ، خير چنين نيست بلکه اين آزمايشي است.
« الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ» کساني که دو کار زشت را با هم انجام مي دهند که انجام دادن يکي از اين دو کار براي بدنامي و بدي انسان کافي است؛ يکي بخل ورزيدن و ندادن حقوقي است که بر آدمي واجب است. و ديگر اين که آدمي به بخل