 خدا ايمان آوريد، پس آنگاه دشمني و کينه از ميان مي رود و دوستي و محبّت تبديل خواهد شد. 
پس در زندگي ابراهيم و کساني که همراه او با ايمان و توحيد بپاخاستند و در انجام دادن لوازمات ايمان و توحيد، و در همه عبادت هايي که فقط براي خدا انجام مي دادند براي شما مومنان سرمشق و الگويي نيست. « إِلَّا» مگر در يک خصلت ابراهيم که شما حقّ نداريد در اين خصلت از او الگوبرداري نمائيد و آن اين است که « قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ» پدر ابراهيم که آزر نام داشت کافر و مخالف بود. وقتي ابراهيم او را به ايمان و توحيد دعوت کرد و او از پذيرفتن آن امتناع ورزيد ابراهيم به وي گفت:« لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ» براي تو از خداوند آمرزش خواهم خواست.
« وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ» در حالي که در برابر خداوند برايت اختيار چيزي را ندارم ولي برايت پيش پروردگارم دعا خواهم کرد، اميد است که از خواندن پروردگارم نااميد نگردم. پس شما مومنان حقّ نداريد در اين چيز به ابراهيم اقتدا کنيد ، و حقّ نداريد که براي مشرکان دعا نماييد و بگوييد: ما در اين کار از آئين ابراهيم پيروي مي کنيم، چون خداوند عذر ابراهيم را در اين کار بيان داشته و فرموده است:« وَمَا کَانَ استِغفَارُ إِبرَاهيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوعِدِةَ وَعَدَهآ إِياهُ فَلَمَّا تَبَينَ لَهُ ، أَنَّهُ عَدُوُ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنهُ » آمرزش خواستن ابراهيم براي پدرش فقط به خاطر وعده اي بود که به او داده بود، و وقتي که روشن شد پدرش دشمن خداست ابراهيم از او بيزاري جست. 
و براي شما مومنان در ابراهيم و کساني که همراه او بودند  الگوي نيکويي هست وقتي که خدا را به فرياد خواندند و بر او توکل نمودند و رو به سوي او نهادند و به ناتواني و کوتاهي خويش اعتراف کردند و گفتند:« رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا» پروردگارا! در به دست آوردن آن چه به ما فايده مي رساند و دور شدن آنچه به ما زيان مي رساند بر تو توکل نموده ايم و در اين باره به تو اعتماد کرده ايم. 
« وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا» و به طاعت و خشنودي تو و به همه آن چه که ما را به تو نزديک مي کند روي آورده ايم. پس ما در اين باره تلاش مي کنيم و در انجام کارهاي خوب مي کوشيم و ما مي دانيم که به سوي تو باز مي گرديم. پس براي حاضر شدن در پيشگاه تو خود را آماده مي کنيم و کارهايي انجام مي دهيم که ما را به تو نزديک نمايد.
« رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا» پروردگارا! به سبب گناهانمان کافران را بر ما مسلط مگردان که اگر آن ها بر ما مسلط شوند ما را به فتنه و عذاب گرفتار مي  کنند و تا جايي که مي توانند ما را از انجام  امور ديني باز مي دارند. نيز آن خودشان دست خوش فتنه مي شوند چون وقتي آن ها ببينند که پيروز هستند گمان مي برند که آن ها بر حقّ بوده و ما بر باطل مي باشيم.
پس آن گاه بر کفر و سرکشي خود مي افزايند. « وَاغْفِرْ لَنَا» و گناهان و بدي هايي را که مرتکب شده ايم بيامرز و کوتاهي هايي را که در انجام اوامر از ما سر زده است ببخش.
« رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» پروردگارا! تو بر همه چيز چيره اي و با حکمت هستي و هر چيزي را در جاي خودش قرار مي دهي. پس به برکت توانمندي و حکمت خويش ما را بر دشمنانمان پيروز بگردان و گناهانمان را بيامرز و عيب هايمان را اصلاح گردان.
سپس تأکيد کرد که به آن ها اقتدا کنيد و فرمود:« لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» در آنان برايتان سرمشقي نيکوست و اين الگوبرداري براي هرکسي آسان نيست بلکه براي کسي آسان است که « لِمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ» به لقاي خدا و روز قيامت اميدوار است، چون ايمان و چشمداشت پاداش براي بنده هر کار سخت و دشواري را آسان مي گرداند، و هر فراواني را برايش اندک مي نمايد و باعث مي شود تا او به بندگان صالح و پيامبران  اقتدا نمايد و از آن ها الگوبرداري کند، زيرا او خودش را نيازمند اين کار مي داند. 
« وَمَن يَتَوَلَّ» و هرکس از اطاعت خدا و تأسي جستن به پيامبران روي گردان شود فقط به خودش زيان مي رساند و به خداوند زياني نمي رساند. « فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» چرا که خداوند بي نياز است و داراي توانگري مطلق مي باشد و به هيچ صورت به کسي از آفريده هايش نيازي ندارد. و در ذات و صفات و کارهايش ستوده است و او بر همه ي کارها ستايش مي شود. سپس خداوند متعال خبر داد دشمني مومنان با مشرکان و کافران تا وقتي ادامه دارد که کافران به شرک و کفر خود ادامه دهند و اگر از کفر و شرک دست بردارند و به ايمان روي بياورند مودّت و دوستي ايماني برمي گردد و با آن ها دوستي خواهد شد. پس اي مومنان! از بازگشت و روي آوردن کافران به ايمان نااميد نباشيد.
« عَسَى اللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةً» چون شايد خداوند بين شما و کساني که با آنان دشمني داشته ايد دوستي پديد آورد که سبب اين دوستي بازگشت آن ها به ايمان است. « وَاللَّهُ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر چيزي تواناست و از آن جمله هدايت دل ها و برگرداندن آن از حالتي به حالت ديگر است. « وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» و خداوند آمرزگار و مهربان است و هيچ گناهي برايش بزرگ نيست که آن را نيامرزد و هيچ عيبي نيست که آن را نپوشاند.
«قُل يعِبَادي الَّذينَ أسرَفُوا عَلَي أَنفُسِهِم لَا تَقنَطُوا مِن رَّحمَةِ اللَّهِ يغفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِيمُ» بگو:« اي بندگان من که بر خود تجاوز کرده اند! از رحمت خداوند نااميد نباشيد، به راستي که خداوند همه گناهان را مي آمرزد. بي گمان او آمرزگار مهربان است. »
در اين آيه به اسلام آوردن برخي از مشرکان اشاره شده و به آن نويد داده شده است ؛ مشرکاني که دشمنان مومنان بودند و اين هم اتفاق افتاد. ستايش و احسان از آن خداست. وقتي اين آيات کريمه که مسلمانان را بر دشمني ورزيدن با کافران تحريک مي نمايند نازل شدند در وجود مومنان تاثير به سزايي گذاشت و از پيوند کاملا به محتواي آن عمل کردند و از پيوند خويشاوندي با برخي از خويشاوندان مشرک خود پرهيز کردند و گمان بردند که اين در آن چه خداوند از آن نهي کرده است داخل است.
بنابراين خداوند آن ها را از موردي خبر داد که در اين امر حرام داخل نيست. پس فرمود:« لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ » خداوند شما را از نيکي کردن با مشرک اني که خويشاوندان شما هستند يا خويشاوند شما نيستند ولي در امر دين با شما نجنگيده اند و شما را از ديارتان بيرون نکرده اند باز نمي داريد، و اگر با آن ها رابطه ي خويشاوندي برقرار کنيد گناهي بر شما نيست چون آن ها با شما سر ستيز ندارند و شما را از ديارتان بيرون نمي کنن