از ترديد آن ها آگاه شود، هر فريادي را بر ضد خود مي پندارند. پس ايشان « هُمُ الْعَدُوُّ» دشمن حقيقي اند چون دشمن آشکار و مشخّص بهتر و خطرش کمتر از دشمني است که انسان متوجه آن نمي شود و با مکر و فريب، خود را دوست نشان مي دهد در حالي که دشمن آشکار است.
« فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ» پس، از اينان برحذر باش، خداوند ايشان را بکشد، چگونه از دين اسلام بعد از آن که دلايل آن روشن گرديده است به سوي کفري که جز زيان و بدبختي سودي به آن ها نمي رساند منحرف مي شوند. « وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ» و چون به اين منافقان گفته شود:« تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ» بياييد تا پيغمبر خدا براي آن چه از شما سر زده است برايتان آمرزش بخواهد و احوال شما سامان يابد و اعمالتان پذيرفته شود آن ها به شدت امتناع مي ورزند، « لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ» و به نشانه ي امتناع از طلب دعا از پيامبر سرهايشان را پيچ مي دهند.
« وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ» و آن ها را مي بيني به خاطر نفرتي که از حقّ دارند از آن روي مي گردانند و آن ها با خود بزرگ بيني و با عناد و سرکشي، از پذيرفت حق، امتناع مي ورزند.
پس حالت آن ها به هنگاميکه فراخوانده مي شوند تا پيامبر براي آن ها دعا  کند چنين است و اين از لطف خداوند نسبت به پيامبر است که آن ها نزد پيامبر نيامدند تا برايشان طلب آمرزش نمايد.
« سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ» چون در حقّ آنان يکسان است که برايشان آمرزش بخواهي يا نخواهي، زيرا خداوند آنان را نخواهد بخشيد چون آنان قومي فاسق و منحرفند و از اطاعت خدا بيرون هستند و کفر را برايمان ترجيح مي دهند. بنابراين اگر پيامبر براي آن ها طلب امرزش نمايد فايده اي نخواهد داشت. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« استَغفُرِ لَهُم أَو لَا تَستَغفِرِ لَهُم إِن تَستَغفِر لَهُم سَبعِِينَ مَرَّةَ فَلَن يغفِرَ اللَّهُ لَهُم » برايشان آمرزش بخواه يا آمرزش مخواه، اگر هفتاد بار براي آنان طلب آمرزش کني هرگز خداوند آن ها را نخواهد بخشيد.
« إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» بي گمان خداوند گروه فاسقان را هدايت نخواهد کرد.هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ اينان  همانهايند که  مي  گويند : بر آنها که  گرد پپامبر خدايند ، چيزي ، مدهيد تا از گردش  پراکنده  شوند  و حال  آنکه  خزاين  آسمانها و زمين  از  آن  خداست  ولي  منافقان  نمي  فهمند.
يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ مي  گويند : چون  به  مدينه  بازگرديم  ، صاحبان  عزت  ، ذليلان  را از آنجا  بيرون  خواهند کرد  عزت  از آن  خدا و پيامبرش  و مؤمنان  است   ولي   منافقان نمي  دانند.
آن ها از شدّت دشمني که با پيامبر(ص) و مسلمان ها داشتند وقتي که اجتماع ياران پيامبر واتحاد آن ها را مي ديدند و شتاب آن ها را در راه رضامندي پيامبر مشاهده مي کردند به گمان فاسد خود مي گفتند:« لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا» به آناني که نزد پيغمبر خدا هستند بذل و بخشش نکنيد و چيزي ندهيد تا پراکنده شوند.
آن ها گمان مي بردند اگر اموال و بخشش هاي  منافقان نبود مسلمان ها براي ياري کردن دين خدا متحد نمي شدند. و اين از شگفت ترين چيزهاست، زيرا منافقاني که از همه مردم براي خواري نمودن دين و آزار رساندن به مسلمان ها مي کوشند چنين  ادعايي مي  کنند، و فقط کساني گول آن را مي خورند که حقائق را نمي شناسند. بنابراين خداوند متعال در پاسخ گفته شان فرمود:« وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» و گنجينه هاي آسمان ها و زمين از آن خداست پس او روزي را به هرکس که بخواهد مي دهد و به هرکس که بخواهد نمي دهد، و اسباب روزي را براي هرکس که بخواهد آسان و فراهم مي نمايد و براي هرکس که بخواهد اسباب آن را دشوار مي کند.
« وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ » ولي منافقان نمي فهمند و در نمي يابند، بنابراين چنين سخني را بر زبان مي آورند؛ سخني که مفهوم آن اين است که گنجينه هاي روزي در دست آن ها و زير نظر و خواست آن ها مي باشد. 
« يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ» منافقان مي گويند: اگر به مدينه برگرديم به يقين افراد گرامي تر اشخاص خوار و ناتوان را بيرون خواهند کرد . اين در غزوه ي مريسيع بود، وقتي که بين مهاجرين و انصار سخناني در گرفت که باعث  کدورت خاطرشان گرديد. در اين هنگام نفاق منافقان پديدار شد و آن چه در دل هايشان بود آشکار گرديد و بزرگشان  عبدالله بن ابّي ابن سلول گفت: مثال ما و اين ها يعني مهاجرين همانند ضرب المثلي است که گفته اند: سگ خود را فربه کن تا تو را پاره کن.  و عبدالله گفت: اگر به مدينه بر مي گرديم، « لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ» افراد گرامي تر اشخاص خوار و ناتوان را بيرون خواهند کرد. 
او خود و برادران منافق خود را افراد با قدرت و گرامي مي پنداشت و پيامبر و پيروانش را خوار و ناتوان مي شمرد در حالي که قضيه برعکس بود. بنابراين خداوند متعال فرمود:« وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» و عزت از آن خدا و رسول او و مومنان است پس اين ها گرامي و با عزت هستند و منافقان و برادران کافرشان خوار و ذليل مي باشند. « وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ » ولي منافقان اين را نمي دانند، بنابراين ادعا نموده اند که آن ها افراد توانمند و با عزت هستند، آن ها فريب عقيده باطلي را خورده اند که بر آن هستند و از روي سرکشي چنين سخني مي گويند. سپس خداوند متعال مي فرمايد:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، اموال  و اولادتان  شما را از ذکر خدا به ، خود مشغول  ندارد ، که  هر که  چنين  کند زيانکار است
وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ از آنچه  روزيتان  داده  ايم  در راه  خدا انفاق  کنيد ، پيش  از آنکه  يکي   رامرگ  فرا رسد و بگويد : اي  پروردگار من  ، چرا مرگ  مرا اندکي  به  تاخير  نينداختي  تا صدقه  دهم  و از شايستگان  باشم  ?
وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَ