جَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ  چون  کسي  اجلش  فرا رسد ، خدا مرگ  او را به  تاخير نمي  افکند  و خدا  به کارهايي  که  مي  کنيد آگاه  است.
خداوند متعال به بندگان مومن خود فرمان ميدهد تا او را به کثرت ياد کنند چون کثرت ياد خدا مايه فراهم شدن سود و رستگاري و خوبي هاي فراوان است و خداوند آن ها را از اين که فرزندان و اموالشان آنان را از ياد خدا غافل نمايد و به خود مشغول کند باز مي دارد، چون بيش تر انسانها به مال و  اولاد  خو گرفته اند پس اگر اين محبّت بر محبّت خداوند مقدم باشد باعث زيانمندي فراوان مي گردد. بنابراين خداوند متعال فرمود:« وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ» وهرکس که مال و فرزندش او را از ذکر خدا غافل کند، « فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» چنين کساني سعادت هميشگي و نعمت پايدار را از دست داده و زيانمند شده اند، چون آن چه را که از بين مي رود بر آن چه که باقي مي ماند ترجيح داده اند. خداوند متعال مي فرمايد:« إِنَّمَا أَموَلُکُم وَأَولَدُکُم فِتنَةُ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجرُ عَظيمُ» بي گمان اموال و فرزندانتان مايه آزمايش و فتنه هستند، و نزد خداوند پاداشي بزرگ است. 
« وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم» و از آن چه به شما روزي داده ايم بذل و بخشش کنيد. نفقات واجب از قبيل زکات و کفّاره ها و  نفقه هاي همسران و بردگان و امثال آن در اين داخل است. نيز شامل نفقات مستحب مانند خرج کردن مال و دارايي در راه کارهاي خوب مي باشد. 
و فرمود:« مِن مَّا رَزَقْنَاكُم»  از آن چه که به شما روزي داده ايم . تا براين دلالت نمايد که خداوند بندگان را به انفاقي امر ننموده است که در توانشان نيست و بر آن ها دشوار و گران مي آيد بلکه به آن ها فرمان داده تا بخشي از آن چه خداوند برايشان روزي داده و  اسبابش را برايشان فراهم کرده است انفاق کنند.
پس بندگان بايد با همکاري و همدردي با نيازمندان شکر خداوندي را به جاي بياورند که اين نعمت ها را به آنان داده است و اين کار را پيش از مرگ خود  انجام دهند که هرگاه مرگ به سراغ  انسان بيايد ديگر به او اجازه انجام دادن ذره اي کار نيک نمي دهد. بنابراين فرمود: « مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ» پيش از آن که مرگ يکي از شما در رسد و با حسرت خوردن به خاطر کوتاهي هايي که در حالت توان از او سر زده است از خداوند بخواهد او را به دنيا برگرداند، حال آن که اين محال است، و بگويد:« رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ » پروردگارا! کاش مرا تا مدّتي اندک به تأخير مي انداختي تا صدقه دهم و  کوتاهي هايي را که کرده ام جبران نمايم و از مال و دارايي ام صدقه دهم تا اين کار باعث نجاتم شود و به پاداش فراوان دست يابم و با  انجام همه آن چه که بدان امر نموده اي و پرهيز از همه آن چه که نهي کرده اي از درستکاران شوم. و حج و غيره در اين داخل است.
و اين خواسته و آرزو زمانش گذشته است و دريافتن آن ممکن نيست. بنابراين فرمود:« وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَجَلُهَا» و هرگز خداوند مرگ کسي را که اجل قطعي اش فرا رسيده باشد به تأخير نمي اندازد. « وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ » و خداوند به کار بد و نيکي که انجام مي دهيد آگاه است و شما را طبق شناختي که از نيت و کارهايتان دارد مجازات خواهد کرد.
پايان  تفسير سوره ي منافقون<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:810.txt">آيه 4-1</a><a class="text" href="w:text:811.txt">آيه 6-5</a><a class="text" href="w:text:812.txt">آيه 7</a><a class="text" href="w:text:813.txt">آيه 8</a><a class="text" href="w:text:814.txt">آيه 10-9</a><a class="text" href="w:text:815.txt">آيه 13-11</a><a class="text" href="w:text:816.txt">آيه 15-14</a><a class="text" href="w:text:817.txt">آيه 18-16</a></body></html>وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ و در زمين کوههاي استوار و ريشه داري پديد آورديم تا [مبادا] آنان را بجنباند، و در ميان کوهها راههاي گشاده بوجود آورديم تا که آنان راه يابند. 
وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ و آسمان را سقفي محفوظ قرار داديم، [ولي] آنان از نشانه هايش رويگردانند. 
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ و او خدايي است که شب و رويز و خورشيد و ماه را آفريده است و هر يک در مداري [معين] شناورند. 
يکي از دلايلي که بر قدرت و کمال و يگانگي و رحمت خدا دلالت مي نمايد اين است که خداوند زمين را به وسيلۀ کوهها محکم و استوار گرداند و کوهها را به عنوان ميخ بر آن کوبيد تا انسانها را مضطرب نسازد و نجنباند، که در صورت اضطراب و جنبش، بندگان نمي توانند در آن سکونت کنند، و نمي توانند در آن کشاورزي نمايند و در آن استقرار يابند. 
پس خداوند زمين را با کوهها استوار و پابرجا نمود و به وسيلۀ اين عمل منافع زيادي براي انسانها فراهم آورد، و از آنجا که کوهها بسيار به هم پيوسته بودند، اگر به حالت قله ها و کوههاي سر به فلک کشيده اي باقي مي ماندند، برقراري ارتباط ميان بسياري از شهرها غير ممکن مي شد، پس خداوند بنابر حکمت و رحمت خويش در لابلاي اين کوهها راههاي هموار و فراخي را به وجود آورد تا انسانها براي رسيدن به شهرها مشکلي نداشته باشند و بتوانند به اهدافي که در ديگر مناطق دارند، برسند. و تا از اين طريق يگانگي خداوند را دريابند و هدايت گردند. 
(وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا) و آسمان را سقف زميني قرار داديم که شما بر آن هستيد و آن را از سقوط محفوظ داشته ايم: (ان الله يمسک السموات و الارض ان تزولا) همانا خداوند آسمانها و زمين را نگاه مي دارد تا نيافتند. و نيز آسمان از استراق سمع شيطانها محفوظ قرار داده است. (وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ) و آنان از نشانه هايش روي گرداند. يعني غافل و بي خبر هستند. و اين شامل همۀ نشانه هاي آسمان از قبيل بلند بودن و گسترده بودن و بزرگي و رنگ زيباي آن و ساختار محکم و شگفت انگيزش مي باشد و از ديگر نشانه هاي آن از قبيل ستارگان و سياره ها و خورشيد و ماه  تابان و شب و روز که از پي يکديگر مي آيند، و نيز شناور بودن ماه و خورشيد و ستارگان در اين فضاي بيکران، غافل و رويگردانند. 
و بدين سبب منافعي از قبيل گرما و سرما و پيدايش فصل ها براي بندگان پديد مي آيد و حساب عبادت و معادلاتشان را مي دانند. در شب استراحت مي کنند و آرام مي گيرند و در روز پراکنده مي شوند، و براي کسب معاش خود تلاش مي نمايند. 
گر فرد هوشيار و خردمند در اين کارها بيانديشد و خوب به آن بنگرد، به طور قطع باور مي نمايد که خداوند نظام هستي را تا وقت معيني قرار داده است، و بندگان فوايد و خواسته هايشان از آن بدست مي آورند و از آن بهره مند مي شوند، سپس اين انتظام از بين رفته و متلاشي مي شود، و خداوندي که آنرا به وجود آورده است ، همو آن را از بين يم بر