ه بود «مسطح بن اثاثه» يكي از خويشاوندان ابوبكر صديق بود. او فردي فقير و از زمرة كساني بود كه در راه خدا از سرزمين و وطن خويش هجرت كرده بود. ابوبكر سوگند خورد كه چون او در مورد عايشه چنان سخن گفته است بر وي انفاق نكند، و به او چيزي ندهد، پس اين آيه نازل شد و مسلمانان را از اين سوگند خوردن كه متضمن قطع كردن هزينه و نفقه بود، نهي نمود، و ابوبكر را به گذشت و عفو تشويق، و او را به آمرزش خداوند وعده داد، كه اگر مسطح را ببخشد خدا هم او را ميبخشد. پس فرمود: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ آيا دوست نداريد كه خداوند شما با بيامرزد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است و هر گاه شما بندگان خدا را مورد گذشت و عفو قرار دهيد، خداوند نيز با شما چنين رفتار خواهد كرد. ابوبكر وقتي اين آيه را شنيد، گفت: آري! سوگند به خدا من دوست دارم كه خداوند مرا بيامرزد. پس دوباره نفقه دادن به مسطح را آغاز كرد. در اين آيه دليلي ميبابيم مبني بر آنكه نفقه بر فاميل نزديك واجب است، و نبايد به خاطر گناه انساني، نيكوكاري و انفاق بر او ترك شود. نيز در اين آيه به گذشت و عفو تشويق شده است، هر چند كه آن كس مرتكب گناهي شده باشد.إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ همانا كساني كه زنان پاكدامن و بيخبر و مؤمن را به زنا متهم ميسازند در دنيا و آخرت نفرين شدهاند، و عذابي بزرگ دارند.
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ روزي كه زبانها و دستها و پاهايشان بر كارهايي كه كردهاند گواهي ميدهند.
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ در آن روز خداوند جزاي واقعي آنان را بيكم و كاست بديشان ميدهد، و خواهند دانست كه خداوند همان حق آشكار است.
الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ زنان ناپاك از آن مردان ناپاكاند، و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك ميباشند، و زنان پاكيزه سزاوار مردان پاكاند، و مردان پاكيزه سزاوار زنان پاكاند، اينان از آنچه ميگويند مبرا و منزه هستند، آنان آمرزش و روزي نيكو دارند.
سپس وعيد سخت را براي متهم كردن زنان پاكدامن به زنا بيان كرد، و فرمود: إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ همانا كساني كه زنان پاكدامن و بيخبر از هر گونه آلودگي را به زنا متهم ميكنند، كه چنين چيزي به دلشان هم خطور نكرده است، الْمُؤْمِنَاتِ زنان مؤمن را به زنا متهم ميكنند، لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ در دنيا و آخرت لعنت و نفرين شدهاند. و آدمي جز به خاطر ارتكاب گناه بزرگ لعنت در هر دو جهان بر انها ادامه دارد. وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ و عذابي بزرگ در پيش دارند. و اين اضافه بر لعنت است؛ آنها را از رحمت خويش دور نموده و عذاب شديد خويش را بر آنها فرو نازل ميكند.
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ روزي كه زبانها و دست و پاهايشان بر كارهايي كه كردهاند گواهي ميدهند، پس هر عضوي عليه آنها گواهي ميدهد، و خداوند كه همه چيز را به سخن آورده است آن را به سخن ميآورد. پس انسان نميتواند انكار كند. و به راستي كه خداوند در مورد بندگان به عدالت رفتار نموده و شاهدان و گواهان آنان را از خودشان قرار داده است.
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ در آن روز خداوند جزاي واقعي اعمالشان را به عدل و انصاف و بدون كم و كاست به آنان ميدهد، جزايي كامل كه چيزي از آن كم نشده است. ويقولون يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيره و لا كبيره الا احصنها و وجداوا ما عملوا حاضراًو لا يظلم ربك احد و ميگويند: «واي بر ما! اين چه كتابي است كه كوچك و بزرگي را رها نكرده، بلكه همه چيز را نوشته است». و آنان تمام كارهايي را كه كردهاند حاضر مييابند، و پروردگارت به هيچ كس ظلم نميكند.
و در اين جايگاه بزرگ ميدانند كه خداوند همان حق آشكار است، و صفتهاي خداوند و افعالش حق است، و عبادت او و لقاي او حق ميباشد، و وعيد او حق است و حكم ديني و جزايي او حق است، و پيامبرانش حق هستند. پس هيچ حقي جز در راه خدا و از طرف خدا نيست.
الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ زن و سخن و كار ناپاك سزاوار مرد ناپاك است و با وي تناسب و همخواني دارد. و مرد و سخن و كار پاك مناسب و لايق زن پاك ميباشد. اين كلمهاي عام است و هيچ استثنايي ندارد.و مطلب مهم اين است كه پيامبران به ويژه پيامبران اولوالعزم و به خصوص سرور پيامبران به ويژه پيامبران، محمد (ص) كه برترين و پاكيزهترين سزاوارشان است. بنابراين تهمت زدن به عايشه رضي الله عنها، تهمت زدن به پيامبر ميباشد و هدف منافقين از اين تهمت و بهتان خود پيامبر (ص) بود.
پس براي اثبات پاكي عايشه همين كافي است كه همسر پيامبر (ص) است، و دانسته ميشود كه عايشه حتماً از اين امر زشت، پاك و پاكيزه بوده است. در حالي كه او از آن معالم رفيع ايماني برخوردار است، صديقه زنان، و برترين وعالمترين و پاكترين آنان است، محبوب پيامبر، كه در بستر و لحاف هيچ زني جز عايشه بر پيامبر وحي نازل نشده است! پس اين را به صراحت بيان كرد، تا براي باطلگرايان جاي سخني باقي نماند، و مجالي براي شك و ترديد نباشد، و فرمود: أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ اينان از آنچه ميگويند منزه هستند. در اصل اشاره به عايشه رضي الله عنها است، و به تبع ايشان تمام زنان مؤمن و پاكدامن را نيز در بر ميگيرد. لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ آنان از آمرزش فراواني برخوردار هستند، آمرزشي كه همة گناهان آنان را فرا ميگيرد، و در بهشت از جانب پروردگار بزرگوار از روزي نيك و ارزشمندي برخوردار خواهند شد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ اي مؤمنان! وارد خانههايي غير از خانههاي خود مشويد مگر آنكه اجازه بگيريد، و بر اهل آن سلام گوييد، اين كار براي شما بهتر است، تا شايد پند پذيريد و يادآور شويد.
فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ پس اگر در آنجا كسي را نيافتيد، وارد آنجا نشويد، تا اينكه به شما اجا