وانستنداز زنان  خود دفع  عذاب  کنند و گفته  شد : با ديگران  به  آتش  در  آييد.
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ و خدا براي  کساني  که  ايمان  آورده  اند ، زن  فرعون  را مثل  مي  زند آنگاه ، که گفت  : اي  پروردگار من  ، براي  من  در بهشت  نزد خود خانه  اي  بنا کن  و  مرا از فرعون  و عملش  نجات  ده  و مرا از مردم  ستمکاره  برهان
وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ  و مريم  دختر عمران  را که  شرمگاه  خويش  رااز زنا نگه  داشت  و مااز روح   خود در آن  دميديم   و او کلمات  پروردگار خود و کتابهايش  را تصديق  کرد  و او از فرمانبرداران  بود.
خداوند اين دو مثل را براي مومنان و کافران زده است تا برايشان بيان دارد که ارتباط کفر با مومن و نزديک بودنش با او، سودي به وي نمي رساند اگرکار بد انجام دهند. پس فرمود:« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ» خداوند درباره کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده است که آن دو در نکاح دو بنده درستکار ما که نوح و لوط عليه السلام بودند قرار داشتند.
« فَخَانَتَاهُمَا» امّا آن دو زن در دين به نوح و لوط خيانت کردند، دو بنده درستکار ما که بر دين همسران خود نبودند. منظور از خيانت در اين جا همين است نه اين که در امر زناشويي و عفّت به آن ها خيانتي کرده باشند، چون زن هيچ پيامبري مرتکب فاحشه و زنا نشده است، و خداوند هرگز زن هيچ پيامبري را  زناکار نگردانده است.
« فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ» پس نوح و لوط نتوانستند چيزي از عذاب خدا را از آن دو زن دور کنند و به آن دو زن گفته شد که به دوزخ درآئيد. پس به همراه همه کساني که بدان در مي آيند وارد آن مي شوند. « وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ» و خداوند درباره ي مومنان نيز آسيه بنت مزاحم رضي الله عنها را مثل زده است . « إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » هنگامي که گفت: پروردگارا! براي من خانه اي نزد خودت بساز و مرا از فرعون و کارهايش رهايي بخش و مرا از دست گروه ستمکاران نجات بده. 
خداوند مريم را به داشتن ايمان و تضرع نمودن به پيشگاه خدا و طلب نمودن بالاترين خواسته که ورود به بهشت و قرار گرفتن در مجاورت پروردگار بزرگوار است توصيف نموده است. هم چنين بيان داشته که او از خداوند خواست تا وي را از فتنه فرعون و کارهاي زشت او و از فتنه هر ستمگري نجات بدهد. پس خداوند دعاي او را پذيرفت و او از ايماني کامل و ثباتي تام برخوردار شد. 
و از فتنه ها نجات يافت. بنابراين پيامبر(ص) فرمود:« از ميان مردان، افراد بسياري به کمال رسيده اند و از ميان زنان کسي به کمال نرسيد جز مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خوليد، و برتري عايشه بر ساير زنان همچون برتري آبگوشت بر سائر غذاهاست. »
« وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا» و مريم دختر عمران که به خاطر کمال دينداري و پاکدامني اش دامن به گناه نيالود و پاکدامني ورزيد. « فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا» پس از روح خود در آن دميديم که جبرئيل عليه السلام در گريبانش دميد، و دميدنش به وجود مريم منتهي شد و عيسي عليه السلام پيامبر بزرگوار از او متوّلد گرديد.
« وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ» و مريم سخنان پروردگارش و کتاب هاي او را تصديق کرد. در اين جا مريم به دانش و معرفت توصيف شده است چون تصديق سخنان خداوند ، سخنان ديني و تقديري او را شامل مي شود. و تصديق کتاب هايش مقتضي شناخت چيزي است که به وسيله آن تصديق تحقق مي يابد، اين کار جز با علم و عمل محقق نمي شود، بنابراين فرمود:« وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ  » و مريم از فرمانبرداران بود. يعني همواره و هميشه با فروتني و خضوع به طاعت الهي پايبند بود و اين توصيف او به کمال عمل است چون او صدّيقه بود و صدّيقيت يعني کمال علم و  عمل. 
پايان تفسير سوره ي تحريم<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:832.txt">آيه 4-1</a><a class="text" href="w:text:833.txt">آيه 10-5</a><a class="text" href="w:text:834.txt">آيه 11</a><a class="text" href="w:text:835.txt">آيه 12</a><a class="text" href="w:text:836.txt">آيه 14-13</a><a class="text" href="w:text:837.txt">آيه 15</a><a class="text" href="w:text:838.txt">آيه 18-16</a><a class="text" href="w:text:839.txt">آيه 19</a><a class="text" href="w:text:840.txt">آيه 21-20</a><a class="text" href="w:text:841.txt">آيه 22</a><a class="text" href="w:text:842.txt">آيه 26-23</a><a class="text" href="w:text:843.txt">آيه 30-27</a></body></html>مکي و 30 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1:
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بزرگوار و متعالي  است  خداوندي  که ، فرمانروايي  به  دست  اوست  و او بر  هرچيزي  تواناست.
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ آن  که  مرگ  و زندگي  را بيافريد ، تا بيازمايدتان  که  کدام  يک  از شما  به عمل  نيکوتر است  و اوست  پيروزمند و آمرزنده.
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ آن  که  هفت  آسمان  طبقه  طبقه  را بيافريد  در آفرينش  خداي  رحمان  هيچ   خلل و، بي  نظمي  نمي  بيني   پس  بار ديگر نظر کن  ، آيا در آسمان  شکافي  مي   بيني ?
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ بار ديگر نيز چشم  باز کن  و بنگر  نگاه  تو خسته  و درمانده  به  نزد تو  بازخواهد گشت.
« تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ» بزرگوار و والا است و خدا داراي برکات و خير بسيار و احسان فراگير است. و از عظمت و شکوهمندي اش اين است که فرمانروايي جهان بالا و پائين به دست اوست و آفريننده آسمانها و زمين است و با فرامين تقديري و ديني که تابع حکمت  اوست آن گونه بخواهد در آن ها تدبير و تصرف مي کند.
« وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند داراي کمال قدرت و توانمندي است و بر هر کاري تواناست و مخلوق ات بزرگي چون آسمانها و زمين را با اين قدرت خويش ايجاد کرده است. « الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ» کسي که براي بندگانش چنان مقدّر نمود که آن ها را زنده نمايد و بميراند. « لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» تا شما را بيازمايد که عمل کدام يک از شما خالص تر و 