صْحَابِ السَّعِيرِ» آن ها با اعتراف به اين که شايسته هدايت نبودند مي گويند: اگر مي شنيديم يا خرد مي ورزيديم در زمره دوزخيان نمي بوديم. پس آن ها همه راه هاي هدايت را از خود نفي مي کنند که عبارتند از: شنيدن چيزهايي که خداوند نازل کرده  است و يا پيامبران آورده  اند، عقلي که به صاحب خود فايده مي رساند و او را به حقايق اشيا آگاه مي  کند و به ترجيح خير وامي دارد و از هر آنچه که سرانجام زشتي دارد برحذر مي دارد.
پس آنان نه عقل دارند و نه نيروي شنوايي. و اين به خلاف عقل و ايمان ارباب صدق و يقين است که آن ها ايمان خود را با دلايل سمعي تأييد نموده اند. پس آنچه را که از سوي خدا و پيامبر آمده است شنيده اند و به آن  عمل کرده اند. نيز با دلايل عقلي ايمان خود را تقويت کرده اند و گمراهي را از هدايت و خير را از شر تشخيص داده اند. پس ايمان آنها براساس دلايل عقلي و نقلي استوار است کسي که لطف خويش را به هرکس که بخواهد اختصاص مي دهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مي نهد و او را به درجاتي رفيع مي رساند و کساني را که شايسته خوبي نيستند خوار مي گرداند.
خداوند متعال درباره  کساني که وارد دوزخ مي شوند و به ستمگري و عناد خود اعتراف مي کنند و مي فرمايد:فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس  به  گناه  خود اعتراف  مي  کنند  اي  لعنت  باد بر آنها که  اهل  آتش   سوزنده  اند.
« فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ» به گناهان خود اعتراف مي کنند، پس دوري از رحمت خدا و زيانمندي و شقاوت بهره دوزخيان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتي که پاداش الهي را از دست داده اند و در دوزخ قرار گرفته اند؛ دوزخي که آتش سوزان آن جسم ها و دل هايشان را مي سوزاند.إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ براي  کساني  که  ناديده  از پروردگارشان  مي  ترسند ، آمرزش  و مزد فراوان   است.
وقتي حالت بدکافران فاسق را بيان کرد توصيف نيکوکاران خوشبخت را نيز ذکر نمود و فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ» کساني که در نهان از پروردگارشان مي ترسند و در همه حالات خود از خداوند مي ترسند حتي در حالت و وضعيتي که جز از خدا کسي از آن ها اطلاع ندارد پس آنان اقدام به ارتکاب گناه نمي کنند ودر انجام آنچه خداوند آنان را بدان امر نموده است کوتاهي مي ورزند . 
« لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ» آنان آمرزش و پاداش بزرگ و فراواني دارند. يعني گناهانشان بخشيده مي شود، و وقتي که خداوند گناهانشان را بيامرزد آنان را از شر گناهان محفوظ مي دارد و از عذاب دوزخ نجات مي دهد. و پاداش بزرگي دارند و آن نعمت هاي پايدار پادشاه بزرگ و لذّت هاي پيوسته و منازل عالي و حورهاي خوب و خدمت گزاراني است که خداوند در بهشت براي آنان آماده کرده است و بزرگ تر از اين رضايت خداوند مهربان است که بر ساکنان بهشت فرود مي آورد.وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ چه  به  راز سخن  گوييد و چه  آشکارا ، او به  هر چه  در دلها مي  گذرد داناست ،
أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ آيا آن  که  مي  آفريند نمي  داند ? حال  آنکه  او باريک  بين  و آگاه  است.
خداوند در اينجا از گستردگي آگاهي و دانش و فراگير بودن لطف خويش خبر مي دهد و مي فرمايد:« وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ» و سخنتان را نهان داريد يا  آن را آشکار سازيد در هر دو صورت نزد او برابر است و هيچ چيز پنهان و پوشيده اي بر او پنهان و پوشيده نمي ماند.
« إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» بي گمان خداوند به نيت ها و اراده هايي که در دل هاست آگاه است، پس گفته ها و کارهايي که شنيده و ديده مي شوند چگونه خواهد بود؟ 
سپس با استناد به يک دليل عقلي بر آگاهي خداوند استدلال  نمود و فرمود:« أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ» آيا کسي که آفريده است نمي داند؟ پس کسي که خلق را آفريده و خلقت آن را خوب و محکم کرده است چگونه آن را نمي داند؟! « وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» و او باريک بين آگاه است. 
دانش و آگاهي او دقيق است تا جايي که رازها و پنهاني ها را مي داند، و او « يعلَمُ السِرَّ وأَخفَي» نهان و نهان تر را مي داند.
از جمله معاني لطيف يکي اين  است که او نسبت به بنده و دوست خود لطف و مهرباني دارد و نيکي و  احسان را از جايي به او مي رساند که گمانش را نمي برد و  او را از شر و بدي حفاظت مي کند و به وسيله اسبابي که بنده فکرش را هم نمي کند او را به بالاترين مراتب و جايگاهها مي رساند، حتي گاه ناخوش به بنده مي چشاند تا به وسيله ي آن او را به امور دوست داشتني بزرگ و خواسته هاي ارزشمند برساند.هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ اوست  که  زمين  را رام  شما گردانيد  پس  بر روي  آن  سير کنيد ، و از  رزق خدا بخوريد  چون  از قبر بيرون  آييد به  سوي  او مي  رويد.
خداوند است که زمين را برايتان رام گردانيده است تا بتوانيد نيازهاي خود را از قبيل کاشتن و ساختن و شخم زدن را از آن برآورده نمائيد و در آن راههايي قرار داده که به وسيله آن ها به  منطاق دوردست و شهرهاي دور مي رسيد. « فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا» پس براي طلب روزي و کارهايتان در گوشه و کنار زمين حرکت کنيد. 
« وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ» و از روزي خداوند بخوريد. و زنده شدن پس از مرگ در دست اوست. يعني بعد از آن که از اين جهان رخت بربنديد که خداوند آن را ميدان  آزمايش و پلي براي انتقال به آن دنيا قرار داده است دوباره زنده تان خواهد کرد و به سوي خدا حشر مي شويد تا شما را طبق کارهاي نيک و بدتان جزا و سزا بدهد.أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ آيا از آن  که  در آسمان  است  ايمن  نشسته  ايد که  ناگاه  زمين  را به  لرزش   در آورد و زمين  شما را در خود فرو برد ?
أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ آيا از آن  که  در آسمان  است  ايمن  نشسته  ايد که  ناگاه  بادي  همراه  با، سنگريزه  بر سر شما فرستد ? به  زودي  خواهيد دانست  که  بيم  دادن  من  چگونه   است.
وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ هر آينه  کساني  که  پيش  از آنها بودند ، پيامبران  را تکذيب  کردند  پس عذاب  من  چگونه  بود.
اين تهديد و وعيدي است براي کسي که به سرکشي و تعدي و گناه خود که موجب عذاب است ادامه دهد. پس فرمود:« أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء» آيا از کسي که در آسمان است ايمن شده ايد که شما را در زمين فرو بَرَد و آن خداوند متعال است که بر بالاي آفريده هايش قرار گرفته است؟! « أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ»  که شما را در زمين فرو بَرَد در 