َّهِ كَذِبًا و ما مي  پنداشتيم  که ، آدمي  و جن  در باره  خدا دروغ  نمي  گويند.
قبل از اين ما فريب خورده بوديم و سرکردگان جن و انس ما را فريب داده بودند و ما به آن ها گمان خوب داشتيم و گمان مي برديم که آنان جرأت دروغ بستن بر خدا را ندارند بنابراين قبل از اين ما بر راه آن ها بوديم . و امروز که حق براي ما روشن شده است راه خدا را در پيش گرفته ايم و از حق پيروي مي کنيم و به سخن هيچ کسي اگر با هدايت مخالف باشد توّجه نمي کنيم.وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا و نيز مرداني  بودند از آدميان  که  به  مرداني  از جن  پناه  مي  بردند و بر  طغيانشان  مي  افزودند.
وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا همچنان  که  شما مي  پنداشتيد آنها هم  مي  پنداشتند که  خدا هيچ  کس  را  دوباره  زنده  نمي  سازد.
« وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا» انسان ها به هنگام هراس و پريشاني ها به جن ها پناه مي برند و آن ها را پرستش مي  کردند. بنابراين انسان ها بر طغيان و سرکشي و تکبر جن ها افزودند، زيرا جن ها ديدند که انسان ها آنان را عبارت مي کنند و به آن ها پناه مي برند. 
و احتمال دارد که ضمير «واو» در « زادهم» به جن برگردد . يعني جن ها وقتي ديدند که انسان ها به آن ها پناه مي برند انسان ها را بيش تر پريشان کردند و ترساندند تا اين گونه انسان ها را مجبور نمايند به آن ها پناه ببرند و به آنچه که جن ها بر آن هستند چنگ بزنند. پس هرگاه انساني به درّه اي ترسناک وارد مي شد مي گفت: به صاحب اين دره از بي خردان قومش پناه مي برم.
« وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا»  پس وقتي زنده شدن پس از مرگ و رستاخيز را انکار کردند به شرک ورزيدن روي آوردند.وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا ما به  آسمان  رسيديم  و آن  را پر از نگهبانان  قدرتمند و شهابها يافتيم.
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا ما در آنجايها که  مي  توان  گوش  فرا داد مي  نشستيم   اما هر که  اکنون   گوش ، نشنيد ، شهابي  را در کمين  خود يابد.
« وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء» و ما به آسمان آمديم و آن را آزمايش کرديم« فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا» پس آن را چنان يافتيم که از نگهباناني نيرومند پرشده است و نمي گذارند کسي به طراف آن برسد يا به آن نزديک شود. « وَشُهُبًا» و از شهاب هايي پرشده است که هرکس از آن جا استراق سمع نمايد به وسيله ي اين شهاب ها زده مي شود. و اين برخلاف عادت قبلي ماست که مي توانستيم به اخبار آسمان دست پيدا کنيم. 
« وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ» و ما براي استراق سمع در گوشه هاي مي نشستيم و از اخبار آسمان آنچه خدا مي خواست فرا مي گرفتيم.« فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا» امّا  اکنون اگر کسي گوش فرا دهد شهاب آماده اي را در کمين خود مي يابد که براي از بين بردن او آماده شده است و اين چيز مهّمي است. جن ها يقين کردند که خداوند مي خواهد در زمين حادثه اي بزرگ بد يا نيک ايجاد کند، بنابراين گفتند:وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا از اين  روي  نمي  دانيم  که  آيا براي  کساني  که  در روي  زمين  هستند بدي   مقدرمي  شود ، يا پروردگارشان  مي  خواهد به  راه  راستشان  ببرد.
وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا برخي  از ما صالحند و برخي  جز آن  ، و ما فرقه  هايي  گوناگونيم.
وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا ما مي  دانيم  که  خدا را در زمين  ناتوان  نمي  کنيم  و با گريختن  نيز  ناتوانش  نسازيم.
وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا و چون  سخن  هدايت  شنيديم  ، بدان  ايمان  آورديم   و هر که  به  پروردگارش   ايمان  آورد نه  از نقصان  مي  ترسد و نه  از ستم.
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا و بعضي  از ما مسلمانند و بعضي  از حق  دور  و آنان  که  اسلام  آورده  اند، درجست  و جوي  راه  راست  بوده  اند.
وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا اما آنان  که  از حق  دورند هيزم  جهنم  خواهند بود.
« وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا» و ما نمي دانيم که براي اهل زمين شر و بلايي در نظر گرفته شده يا اين که پروردگارشان براي آنان خير و هدايت خواسته است؟ يعني حتما يکي از اين دو حالت به وقوع مي پيوندد، چون جن ها ديدند که مسئله براي آن ها تغيير کرده است، بنابراين از روي هوش و ذکاوت خود دريافتند که خداوند مي خواهد در زمين کاري را  انجام دهد. و اين بيانگر مودب بودن جن ها است که خير را به خدا نسبت دادند و انجام دهنده شر را ذکر نکردند، تا ادب را رعايت نمايند.
« وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ» بعضي از ما صالح و درستکار هستند و بعضي از ما جز اين اند. يعني فاسق و کافرند. « كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا» ما فرقه هاي گوناگوني هستيم و هر گروهي به آنچه دارد شادمان است.
« وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا» اينک کمال قدرت خداوند و کمال ناتواني مان و اين که اختيار ما در دست خداست برايمان روشن شده است پس ما نمي توانيم خدا را در زمين درمانده سازيم، نيز نمي توانيم او را درمانده سازيم اگر فرار کنيم و اسباب خروج از قدرت او را فراهم نماييم، هيچ پناهگاهي نيست که بتوان براي درامان ماندن از عذاب  او بدان پناه برد، مگر اينکه به خود او پناهنده شد.
« وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى» وقتي ما رهنمود قرآن کريم را شنيديم که به راه راست هدايت مي کند، و هدايت و ارشاد آن را شناختيم، در دل هاي ما اثر گذاشت و « آمَنَّا بِهِ» ما به آن ايمان آورديم. سپس آن چه را که موجب تشويق شدن مومن مي شود بيان کرد و فرمود:« فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا» پس هرکس صادقانه به خدا ايمان بياورد نقصاني نمي بيند و نه به او آزاري مي رسد و هرگاه از شر و بلا در امان قرار گرفت خير و خوبي براي او به دست مي آيد پس ايمان سببي است که انس و جن را از هر خيري برخوردار مي کند و از هر شرّي مصون مي دارد.
« وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ» برخي از ما فرمانبردارند و برخي ستمگر و منحرف از راه راست هستند. 