ُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا همچنين بر شما گناهي نيست كه به طور دستهجمعي و يا جداگانه خوراك تناول نماييد. و جايز است كه اهل يك خانه همه با هم غذا بخورند، يا اينكه هر يك به تنهايي غذا بخورد، و اين نفي گناه است نه نفي فضيلت تا مردم در تنگنا قرار نگيرند، و گرنه بهتر آن است كه همه به طور دستهجمعي غذا بخورند.
در فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا كلمة بُيُوتًا نكره و در سياق شرط است، كه هم شامل خانة انسان و هم خانة ديگران ميشود. پس وقتي .وارد ميشود بايد سلام بگويد، خواه كسي در خانه باشد يا نباشد. بنابراين فرمود: وقتي انسان وارد خانه ميشود، فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ به يكديگر سلام كنيد، چون مسلمين از بس كه با همديگر محبت و دوستي دارند گويا يك جسم و جان هستند. پس هر گاه انسان وارد خانهاي شد بايد سلام بگويد، و در اين راستا خانهها فرق نميكنند.
و در مورد اجازه گرفتن پيشتر گذشت كه احكام آن داراي تفضيل است. سپس خداوند اين سلام را ستود و فرمود: تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً سلام شما به هنگام ورود به خانهها كه ميگوييد: «السلام عليكم و رحمهالله و بركاته» يا ميگوييد: «السلام عليكم و رحمه الله» يا ميگوييد: «السلام علينا و علي عباد الله الصالحين»، تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ سلام پر بركتي است كه خداوند آن را از سوي خود برايتان مشروع نموده است. مُبَارَكَةً [سلام] با بركت و پاك است، چون دوري از كمبود، و حصول رحمت و بركت و رشد و افزوني را در بر دارد. طَيِّبَةً پاك است. چون دوري از كبمود، و حصول رحمت و بركت و رشد و افزوني را در بر دارد. طَيِّبَةً پاك است. چون از كلمههاي پاكيزه و محجوب در نزد خدا تشكيل يافته است و باعث شادماني فرد شده و محبت و دوستي را به بار ميآورد.
پس از آنكه اين احكام بزرگ را براي ما بيان كرد، فرمود: كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ بدينگونه خداوند آياتش را كه در بر گيرندة احكام شرعي خداوند است برايتان روشن ميسازد. لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون تا خرد ورزيد، و آن را بفهميد، و با دلهايتان آن را دريابيد، و از خردمندان باشيد، چون شناخت احكام شرعي خداوند به صورت درست، بر عقل و خرد انسان ميافزايد، و هوش و عقل آدمي را رشد ميدهد، زيرا مفاهيم اين احكام، و آداب آن بزرگترين مفاهيم و آداب هستن و پاداش از نوع عمل است، و اگر انسان در آيات او بيانديشد، آياتي كه خداوند او را به انديشيدن در آن فرا خوانده است، به پاس اين كار به خرد و عقل او ميافزايد.
و اين آيات مبناي يك قاعدة كلي هستند و آن اين است كه: «عرف وعادت كلمات را تخصيص مينمايد». مثلاً اصل بر اين است كه انسان از خوردن خوراك ديگران منع شده است، اما خداوند خوردن از خانههاي افراد مذكور را جايز قرار داده است، چون عرف و عادت بر همين است.پس هر گاه استفاده از چيزي با تصرف نمودن در آن منوط به اجازه گرفتن از صاحب آن باشد، و صاحبش به طور شفاهي يا براساس عرف بدان اجازه داد، ميتوان از آن استفاده كرد و يا در آن تصرف نمود.
نيز بيانگر آنست كه براي پدر جايز است از مال فرزندش بردارد، و آن را در ملكيت خويش قرار دهد، به صورتي كه زياني بر فرزند وارد نشود، چون خداوند خانة فرزند را خانةآدمي قرار داده است. و اين آيه بيانگر آنست كسي كه در خانة انسان تصرف مينمايد از قبيل همسر و خواهر و امثال اينها، بر ايشان جايز است كه از مال وي بخورند، و به سائل و گدا از آن خوراك بدهند. و دليل براينكه مشاركت در خوراك جايز است، خواه به طور دستهجمعي يا جداگانه غذا بخورند، گر چه در اين رهگذر بعضي بيشتر بخورند. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ مؤمنان واقعي تنها كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند، و چون در كار مهمي با او باشند بدون اجازه [وي] به جاي نميروند، بيگمان آنان كه از تو اجازه ميخواهند، اينان كسانياند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس هرگاه از تو براي انجام بعضي از كارهاي خود اجازه خواستند به هر كس از آنان كه ميخواهيد اجازه بده، و از خداوند برايشان آمرزش بخواه. بيگمان خداوند آمرزگار مهربان است.
لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فراخواندن پيامبر را در ميان خويش همچون فراخواند همديگر بشمار نياوريد، بدون شك خداوند كساني از شما كه پنهاني بيرون ميروند، ميشناسد. پس آنانكه با فرمانش مخالفت ميكند بايد از اين بترسد كه بلاي به آنان برسد يا اينكه عذاب دردناكي دچارشان شود.
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هان! بيشك آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداوند است، او آگاه است از آنچه شما بر آن هستيد، و روزي كه به سوي او بازگردانده ميشوند آنان را به آنچه كردهاند آگاه ميسازد، و خداوند به همه چيز دانا است. 
در اينجا خداوند بندگان مؤمن خويش را رهنمايي ميكند كه هر گاه در كار مهمي همراه پيامبر باشند، يعني كاري كه نياز به همدستي و همكاري داشته باشد، مانند جهاد و مشاوره و امثال آن از كارهاي كه مؤمنان در آن مشاركت ميجويند بايد همه جمع شده و متفرق نشوند. پس كسي كه واقعاً به خداوند و پيامبرش ايمان دارند در چنين مواقعي براي انجام كاري معمولي به جايي نميرود و به نزد خانوادهاش برنميگردد، و از جمع جدا نميشود، مگر اينكه از پيامبر، و بعد از پيامبر از جاشنين وي اجازه بگيرد. پس خداوند متعال فرموده است بدون اجازه از نزد پيامبر نبايد رفت. و آنها را بر اين كارشان و رعايت ادب در محضر پيامبر(ع) و ولي امر ستوده است: ان الذين يستئذنونك اولئك الذين يؤمنون بالله و رسوله بيگمان آنان كه از تو اجازه ميگيرند، اينان كسانياند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. ولي چنانچه اجازه گرفتند آيا به آنان اجازه ميدهد يا نه؟ خداوند متعال براي اجازه دادن به آنان دو شرط را بيان كرده است: يكي اينكه بيرون رفتن آنها براي انجام كاري از كارهايشان باشد. اما كسي كه بدون عذر اجازه ميگيرد به او اجازه داده نميشود.
دوم اينكه: مصلحتي ايجاب نمايد كه به وي اجازه داده شود. بدون اينكه اجازه دادن به او زياني را متوجه اجازه دهند بكند. بناب