 آنها، و نیز شامل نفقه های مستحب و دیگر موارد خیر و احسان است.
اما کسانی را که باید بر آنها انفاق شود نام نبرده است، زیرا راههای خیر و نیکی و کسانی که باید با آنها نیکی شود  فراوانند. و نفقه دادن عبادتی است که انسان از این طریق خود را به خدا نزدیک می نماید. و واژه (مِن) را که بر تبعیض دلالت می نماید، آورد تا آنها را آگاه کند که خداوند به جز قسمت اندکی از اموالشان را نخواسته است، و انفاق این بخش از مال و ثروت زیانی به آنها نمی رساند و بر آنها سنگینی نمی کند بلکه آنها با انفاق آن قسمت از اموال خود در روز قیامت بهره می برند و برادرانشان  در دنیا از آن بهره مند می شوند.
و « رَزَقْنَاهُمْ » بیانگر آن است مال هایی که در دست شما است با قدرت و توانایی شما بدست نیامده است بلکه روزی خداوند است که به شما ارزانی داشته است، پس همان طور که خداوند نعمات زیادی را به شما داده و شما را بر بسیاری از بندگانش برتری داده است، شما نیز باید با انفاق قسمتی از نعمت هایی که از آن برخوردار هستید شکر او را بجا آورید و با برادران فقیر و محتاج خود همدردی کنید.
خداوند بارها در قرآن نماز و زکات را در کنار هم آورده است، علت این امر این است که نماز متضمن اخلاص برای خداوند است و زکات و انفاق متضمن احسان ونیکی با بندگانش است.
و نشانه سعادت و خوشبختی بنده اخلاص برای معبود و تلاش برای بهره مند کردن خلق است، همان گونه که نشان شقاوت بنده، عدم برخورداری او از اخلاص و نیکوکاری است.
سپس فرمود: « والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ » و آن کسانی که به آنچه بر تو نازل شده است ایمان دارند و آن قرآن و سنت است، خداوند متعال می فرماید: « و أَنزَلَ اللَّهُ عَلَیکَ الکِتَبَ وَالحِکمَة» و ای پیامبر! خداوند بر تو کتاب و حکمت را نازل فرموده است.
پس پرهیزگاران به تمام آنچه پیامبر (ص) آورده است ایمان می آورند و بین آنچه بر او نازل شده است فرق نمی گذارند، به گونه ای که به بعضی ایمان بیاورند و بعضی را انکار یا برخلاف منظور خدا و پیامبرش تاویل نمایند، همانطور که بعضی از اهل بدعت چنین می کنند و نصوصی را که باب طبع آنها نباشد تاویل می کنند، که حاصل آن تصدیق نکردن معانی آن نصوص است، هرچند که ظاهر آن را تصدیق می کنند. بنابراین به آن ایمان و باور حقیقی ندارند. « وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ »  و به آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان دارند. این بخش از آیه متضمن ایمان به همه کتاب های گذشته است و ایمان به کتاب های گذشته متضمن ایمان به پیامبران و محتویات آن کتابها می باشد، به ویژه تورات و انجیل و زبور. و این ویژگی مومنین است که به همه پیامبران ایمان دارندو بین هیچ یک از آنها فرقی قایل نیستند.
سپس فرمود: « وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ » و به روز قیامت یقین دارند. آخرت یعنی دنیای پس از مرگ. و علت اینکه روز آخرت را بطور خاص بعد از واژه «غیب» که عام است و همه امور غیبی را در بر می گیرد، ذکر نمود این است که ایمان به روز آخرت یکی از ارکان ایمان، و بزرگترین عامل برای رغبت در امور خیر و ایجاد هول و هراس در آدمی است. «یقین» یعنی شناختی که هیچ شکی به آن راه نمی یابد و موجب عمل می گردد.
« أُوْلَـئِكَ » یعنی آنهایی که به این صفات پسندیده موصوف هستند، « عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ » از جانب پروردگارشان بر هدایتی هستند. یعنی بر هدایتی بزرگ، چون نکره برای تعظیم است. و چه هدایتی بزرگتر از متصف بودن به صفت های مذکور می باشد که متضمن داشتن عقیده صحیح و اعمال درست است؟! و آیا جز هدایتی که آنان از آن برخوردارند هدایت حقیقی دیگری وجود دارد؟! بطور مسلّم می توان گفت: نه، و هر چه غیر از این باشد گمراهی است.
و کلمه « عَلَی» در اینجا بر استعلا و بلندی دلالت می نماید. و برای بیان گمراهی از کلمه «فیِ» استفاده کرده است:« و إِنَّا أَو إِیَّکُم لَعَلَی هُدَّی أَو فِی ضَلَلِ مُّبینِ» یکی از ما بر هدایت است و دیگری در گمراهی آشکاری به سر می برد. زیرا صاحب هدایت در مرتبه ای والا قرار می گیرد و صاحب گمراهی در گمراهی فرو رفته و ذلیل می شود.
سپس فرمود: « وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون» فلاح یعنی دستیابی به مطلوب و نجات یافتن از آنچه که سبب ترس و هراس می گردد. خداوند متعال منحصرا این گروه را اهل فلاح و رستگاری نامیده است، زیرا برای رسیدن به رستگاری، راهی به جز در پیش گرفتن راه آنان وجود ندارد و دیگر راهها به بدختی و هلاکت و زیان منتهی می گردد، به همین جهت پس از آنکه اوصاف مومنان حقیقی را بیان کرد، صفات کافرانی را که کفر خود را آشکار می سازند با پیامبر مخالفت می ورزند بیان داشت و فرمود:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون، ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما فرض شده است همان گونه که کسانی که پیش از شما بودند فرض شده بود، تا پرهیزگار شوید.
أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ، روزه در روزهای معدودی بر شما فرض شده است پس هرکسی از شما بیمار یا در سفر باشد، تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرد، و برکسانی که توانایی روزه گرفتن را ندارند، فدیه است که غذا دادن به مستمندی است، و هرکس به دلخواه خودش فدیه را بیشتر کند برای او بهتر است، و روزه گرفتن برایتان بهتر است  اگر بدانید.
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ، ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است، کتابی که هدایتگر مردم است و متضمن نشانه های آشکار هدایت و فرقان است. پس هرکسی از شما در ماه رمضان حاضر و مقیم باشد، آن را روزه بگیرد، و هرکس که بیمار یا مسافر باشد، پس تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرد، خداوند برای شما آسانی می خواهد، و نمی خواهد به شما سختی روا بدارد، تا شمار روزها را کامل کنید و خدا را به پاس آنکه شما را هدایت کرده است  به بزرگی یاد کنید، و باشد که سپاسگزار باشید.
خداوند متعال از احسانی که بر بندگانش روا داشته است خبر داده و می گوید: روزه را بر آنها فرض گردانده ام همانطور که آنرا بر امت های گذشته فرض گردانیده بودم، چون روزه از شرایع و دستوراتی است که همیشه و هر زمان به مصلحت مردم است