ین می رویاند، « وَقِثَّآئِهَا» و خیار « وَفُومِهَا » و سیر « وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا» و عدس و پیاز، برای ما برویاند.
موسی به آنها گفت: « أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى» آیا غذاهای مذکور را « بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ» به جای «منّ» و «سلوی» که بهترین مواد غذایی هستند قرار می دهید؟! شایسته نیست که اینگونه عمل کنید، زیرا خوارکی هایی را که طلب کرده اید به هر شهری فرود بیایید خواهید یافت اما خوراکی ای که  خداوند به شما ارزانی داشته است از بهترین خوراکی ها و شریف ترین آنها است، پس چگونه می خواهید آن را تغییر دهید و چون آنچه از آنها سر زد بزرگترین دلیل بر ناشکیبایی آنان و تحقیر دستورات خداوند و نعمت هایش بود به پاس عملشان پروردگار آنها را مجازات کرد. پس فرمود: « وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ» و مُهر ذلّت بر آنها زده شد به گونه ای که بر ظاهر بدن آنها مشاهده می شد، « وَالْمَسْكَنَةُ» و نیازمندی و خ واری بر دل هایشان قرار گرفت، به گونه ای که عزت و شرافت و همت خود را از دست داده و تبدیل به مردمانی ضعیف و سست عنصر شدند. « وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ» بنابراین دستاورد و غنیمتی را که بدست آوردند چیزی جز خشم و غضب الهی نبود، پس چه بد است غنیمتی که آنان بدست آوردند، و چه زشت و بد است حالتی که آنان در آن افتادند! و مستحق غضب و ناخشنودی خداوند شدند و به سرنوشت بسیار بدی دچار گشتند. « ذَلِكَ» علت ِ اینکه آنها مستحق خشم خداوند گردیدند این بود که « بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّه» آیات الهی را که مردمان را به سوی حق راهنمایی می نمود و حق را روشن می کرد انکار می کردند، پس وقتی به آن کفر ورزیدند خداوند با خشم خود آنها را مجازت  کرد. و نیز آنان « وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقّ» پیامبران را به ناحق می کشتند. « بِغَيْرِ الْحَقّ» بیانگر اوج زشتی کار آنها است، زیرا مشخص است که کشتن پیامبران به حق نخواهد بود، اما به خاطر اینکه گمان برده نشود آنها جاهل و ناآگاه بودند، فرمود: به ناحق آنها را می کشتند. « ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ» این از آن روی  بود که با ارتکاب معصیت و نافرمانی خداوند سرکشی می نمودند. « وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ» و بر بندگان خدا تجاوز می کردند. زیرا هر گناهی که انسان مرتکب می شود او را به سوی ارتکاب گناه دیگری سوق می دهد. مثلا از غفلت، گناه کوچکی پدید می آید، سپس از آن گناه کوچک گناهی بزرگ پدید می آید، سپس از آن گناه  بزرگ بدعت ها و کفر و دیگر گناهان کبیره پدید می آید. از خداوند می خواهیم که ما را از هر آفتی مصون بدارد.
و بدان که خطاب در این آیات متوجه آن دسته از بنی اسرائیل است که در زمان نازل شدن قرآن می زیستند، و کارهایی که به آنان نسبت داده شده است که گذشتگانشان انجام داده بودند، اما بنا به دلایل متعددی به آنها نسبت داده شده است، از جمله فواید این کار این است که آنها خود را ستایش می کردند و ادّعا می کردند از محمد (ص) و کسانی که به او ایمان اورده اند برتر هستند، بنابراین خداوند حالات گذشتگان آنها را بیان کرد تا برای آنان روشن شود که اهل صبر و فضایل اخلاقی و کارهای درست نیستند، پس وقتی که حالت گذشتگان آنها چنین است- با اینکه گمان می رود احوال و اوضاع گذشتگانشان خوب تر بوده باشد ، کسانی که مخاطب قرآن بودند و در عصر نزول آن می زیستند چه حال و وضعیتی داشته اند؟!
و از جمله فواید نسبت دادن کارهای گذشتگان به یهودیانی که در عصر پیامبر (ص) می زیستند این است نعمتی را که خداوند بر پدران آنان ارزانی داشت به مثاّه متنعّم شدن فرزندان می باشد، پس آنها مورد خطاب قرار گرفتند چون این نعمات و برکات همه آنها را در بر گرفت.
و از جمله فواید نسبت دادن کارهای گذشتگان به آنان این است که همه آنان بر یک آیین بودند و برای مصالح و منافع مشترکی تلاش می کردند، انگار گذشتگان آنها و متاخرین در یک زمان زیسته و آنچه از بعضی از آنها سر زده از همه آنها سرزده است، زیرا منفعت کار خوبی که بعضی از آنها انجام می دهند به همه بر می گردد، و ضرر کار بدی که برخی انجام می دهند متوجه همه می گردد. و از جمله فواید نسبت دادن کارهای گذشتگان به آنان این است که بیشتر کارهای گذشتگان را مورد اعتراض قرار نمی دادند، و کسی که به گناه راضی باشد شریک گناهکار است. و حکمت های دیگری نیز در این امر نهفته است که کسی جز خداوند آن را نمی داند.
سپس خداوند میان فرقه های اهل کتاب حکم کرده و می فرماید:إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا ؛ هر آينه  منافقان  در فروترين  طبقات  آتش  هستند و هرگز برايشان  ياوري ، نمي يابي.
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ مگر آنان  که  توبه  کرده  اند و از تباهي  باز آمده  اند و به  خدا توسل   جسته اند و براي  خدا از روي  اخلاص  به  دين  گرويده  اند  اينان  در زمره  مؤمنانندو خدا به  مؤمنان  اجري  عظيم  خواهد داد.
مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا؛ چرا خدا شما را عذاب  کند اگر سپاسگزار باشيد و ايمان  آوريد ? در حالي   که  شکر پذير و داناست.
خداوند از سرانجام منافقان خبر داده و بيان مي کند که آنها در اعماق جهنم و در پايين ترين طبقات عذاب و بدترين حالت هاي آن قرار دارند. پس آنها پايين تر از کافران بسر مي برند، زيرا آنان در کفر ورزيدن مشارکت داشتند، و اضافه بر اين، با مومنان از راه مکر و فريب و دشمني در آمدند و در اين کار شگردهاي عجيب و غريبي بکار بردند که کمتر کسي از نيات پليد آنان اطلاع حاصل مي کرد. آنان طوري عمل مي کردند که احکام اسلام بر آنها جاري گردد، و خود را مستحق چيزهايي قرار مي دادند که مستحق آن نبودند. پس با اين کار سزاوار سخت ترين عذاب گرديدند.
آنها هيچ نجات دهنده و ياوري نخواهند داشت که بخشي از عذاب را از آنان دور نمايد. و اين حکم شامل حال هر منافقي است.
« إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ» مگر کساني که خداوند به آنان توفيق داده که از گناهانشان توبه کنند. « وَأَصْلَحُواْ» و ظاهر و باطن خود را اصلاح کرده اند. « وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ» و به دين خدا چنگ زده، و براي جلب منافع و دور کردن زيان از خود به او پناه برده اند. « وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ» و دينشان را که اسلام و ايمان و احسان است براي خدا خالص نموده اند.
پس هدف آنان از اعمال ظاهري و باطني جلب رضاي خدا بوده و از ريا و نفاق سالم مانده اند. 
و هرکس که به اين صفات متصف باشد، « فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ» ايشان در دنيا و دوزخ و روز قيامت با مومنان خواهند بود.« وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا » و 